تبلیغات
چشم به راهان مهدی فاطمه (عج) - صبر در امور
چهارمین قدم خودسازی یاران امام زمان (عج) صبر در امور است:

صبر عبارت است از ثبات و اطمینان نفس چنان كه خواجه نصیرالدین طوسى(ره) صبر را معرفى مى‏كند به: نگهدارى نفس از بیتابى نزد مكروه. بنابراین صابر كسى است كه صبر ملكه او باشد. یعنى نفسش در بلایا و مصایب مضطرب نگشته و در حوادث و شداید مقاوم باشد به نحوى كه سینه‏اش از آن تنگ نشده و اظهار گله و شكایت پیش خلق ننماید.. قدم چهارم خودسازی یاران امام زمان "صبـــر" است ، صبر در تمامی امور ..

 

نكته اول:

صبر یا بر نعمت است یا بر نقمت‏

توضیح اینكه آنچه در این دنیا براى انسان است یا موافق باطبع و خواسته اوست و یا مطابق میل او نیست.

آنچه كه مطابق میل اوست دو چیز است: یكى ثروت و جاه و مقام و صحت و امنیت و....

صبر بر این نعمات به این است كه طاغى و یاغى و مغرور نشده و خدا را از یاد نبرد و گردنكشى نكند. همچنانكه حقتعالى در وصف این قسم افراد فرمود: ان الانسان لیطغى ان رآه استغنى؛(2) جمعى از اصحاب پیغمبر چون از فقر رهایى یافتند، گفتند: خدا ما را بر فقر و محنت امتحان كرد و ما صبر كردیم و به رفاه و نعمت آزمود پس قدرت صبر بر آن نداریم.(3)

حق به این گروه هشدار داده فرمود: «یا ایها الذین آمنوا لاتلهكم اموالكم و لااولادكم عن ذكر اللّه؛(4) اى كسانى كه ایمان آورده‏اید مبادا مال و اولاد شما را به سبب فراموشى یاد خدا هلاك كند.»

طغیان نكردن بنده در برابر خداوند به این است كه بنده به خود بفهماند كه این اموال و نعمتها در نزد او عاریه‏اند و به زودى از او پس گرفته مى‏شوند. بنابراین باید كه بر بندگان خدا فخر نفروشد، تكبر نكند، حقوق الهى خود اعم از خمس و زكات و انفاق را ادا كند، از مستمندان دستگیرى كند و كسى را با مال و مقام خود نیازارد. صبر بر این امور از جمله دشوارترین مراتب صبر است.

دیگرى معصیت است و گناه از این جهت موافق با میل و نفس است كه قوا و نیروهاى نفس بیشتر تمایل به بدى و شرارت دارند و این نیروها اگر تحت كنترل عقل قرار نگیرند انسان را به گمراهى و هلاكت هدایت مى‏كنند.
 پس صبر بر معصیت به این است كه همه آن چیزهایى را كه نفس به آنها مایل است و در شرع اسلام گناه مى‏باشد را باید كنار بگذارد و قادر باشد با بهره‏گیرى از نیروى عقل جلو خود را از ورود در معاصى اعم از گناهان قلبى و قالبى بگیرد. و به این جهت صبر بر معصیتهایى كه در فرد ملكه شده و به آنها خو كرده بسیار مشكلتر از صبر بر معصیتهاى دیگر است.

اما آنچه كه موافق طبع انسان نیست دو چیز است كه صبر بر آنهادر روایات و آیات بسیار تأكید شده است.

اول:

 معصیات اعم از فقر و گرسنگى و ترس، ضرر و زیان و نقص در اموال و اولاد، خداوند در سوره بقره به این مصیبات اشاره كرده و صابران را به رحمت و غفران خود بشارت داده است. «ولنبلونكم بشى‏ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشّر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا للّه و انا الیه راجعون اولئك علیهم صلوات من ربّهم و رحمه و اولئك هم المهتدون؛(5) و شما را مى‏آزمائیم به چیزى از ترس و گرسنگى و نقص در مالها و جانها و ثمرات و بشارت باد صابران را آنانكه چون مصیبتى به آنها رسید گفتند: ما براى خدائیم و همانا به سوى او باز مى‏گردیم بر آنها درودهایى از پروردگار و رحمت اوست و آنان هدایت یافته شدگانند.

دوم:

طاعات و عبادات و دشوارى‏اش به این جهت است كه مخالفت با نفس است به دو جهت یكى آنكه انجام اینگونه امور براى نفس دشوار است و دیگر آنكه آدمى طالب قهر و غلبه است و ذلت و پیشانى برخاك گذاشتن و بندگى و اطاعت دیگرى را كردن برایش دشوار است و آنچه بر او دشوارتر است آنكه باید نیتش را هم براى حقتعالى خالص كند. بنابراین بر صبر بر طاعات و عبادات در روایات بسیار تأكید شده و منظورشان نیز همین است.

جمعى از عرفا چون حضرت امام خمینى صبر را با این تعریف و مراتب از مقامات متوسطین دانسته‏اند: زیرا سالك تا زمانى كه مصیبت و طاعت را كراهت و سختى براى خود ببیند به مقامات عالیه سلوك نرسیده است. عارف آن است كه مصیبات را از جانب حق تعالى نعمت و بلایا را رحمت ببیند.

نكته دوم:

خداوند در قرآن ده پاداش براى صابران نام برده است كه همه نشان از بزرگى و عظمت مقام ایشان نزد حق تعالى است:

1. خداوند در همه حال با صابران است و آنان را در همه وقت چه در امور دنیوى و چه اخروى یارى مى‏دهد.

«استعینوا بالصبر و الصلاة انّ اللّه مع الصابرین»؛(6) لفظ مع در آیه نشان از همراهى حق با صابر در همه موارد مذكور است.

2. خداوند صابران را دوست دارد و به عبارت دیگر ایشان محبوب خداوند هستند. «و اللّه یحب الصابرین»(7)

3. حقتعالى براى صابران مغفرت و اجر بزرگى در نظر گرفته است. «الا الذین صبروا و عملوا الصالحات اولئك لهم مغفرة و اجر كریم»(8)

4. عاقبت نیكو در روز قیامت. «سلام علیكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار.»(9)

5. رستگارى براى اهل صبر. «انى جزیتهم الیوم بما صبروا انّهم هم الفائزون.»(10)

6 و 7. غرفه‏هایى در بهشت و همچنین سلام و تحیت پروردگار بر اهل صبر. «اولئك یجزون الغرفة بما صبروا و یلقّون فیها تحیّة و سلاماً»(11)

8. خداوند مى‏فرماید:صابران را دو بار اجر مى‏دهیم. «اولئك یؤتون اجرهم مرّتین بما صبروا».(12)

9. خداوند صاحبان صبر را صاحبان عزمى قوى معرفى مى‏كند. «واصبر على ما اصابك انّ ذلك من عزم الامور.»(13)

10. خداوند صابران را بى حساب اجر مى‏دهد. «انما یوفّى الصابرون اجرهم بغیر حساب.»(14)

نكته سوم:

همچنانكه در نكته اول گفته شد، صبر در صابر ملكه‏اى است كه نفس را از جزع و بیتابى نگه مى‏دارد، بر اساس آنچه بزرگان اخلاق فرموده‏اند، اظهار شكایت و گله پیش خلق كراهت داشته و نزد خالق محذوریتى ندارد. طبق نص قرآن حضرت ایوب پس از تحمل درد و رنجهاى بسیار به حقتعالى عرض مى‏كند: «انّى مسّنى الضرّوانت ارحم الراحمین.»(15)

نكته چهارم:

غیر از آنچه درباره صبر بر امور یاد شده گفته شد، براى سالك در حال سلوك توجه به چند نكته در باب صبر و استقامت ضرورى است. اول آنكه ممكن است در حین سلوك، به كرامتى نرسد و مكاشفه‏اى برایش روى ندهد وظیفه‏اش در این موقعیت آن است كه از راه بدر نرود و سلوك را نیمه كاره رها نكند. هر چند پیش از این گفته شد سالكى اگر براى رسیدن به مكاشفه و كرامت مى‏خواهد سلوك كند، بهتر است در این راه وارد نشود بى شك اگر كسى با نیت رسیدن به كرامات سلوك كند و كرامتى نبیند سلوك را رها خواهد كرد.

دوم آنكه در این راه ناملایمات و سختى‏ها و آزارهاى جسمى و روحى براى سالك بسیار است. وظیفه او این است كه استقامت ورزیده و خارهاى طریق را تحمّل كند و آنها را در راه محبوب و جان بخرد. چه بسا حقتعالى اراده كرده او را همچون آهن محكم و استوار سازد كه با طوفان ناملایمات روزگار خسته و ناامید نشود و حق را رها نكند.

در ره منزل لیلى كه خطرهاست در آن‏***شرط اول قدم آن است كه مجنون باشى‏

حضرت امام خمینى(ره) مى‏فرمایند:

«نفسى كه داراى ثبات باشد، از ناملایمات روحى از حوصله بیرون نرود و در مقابل ناگوارها پا برجا بایستد و از طمأنینه و ثبات او كاسته نگردد...طمأنینه و ثبات قدم است كه انسان را در مقابل حزب شیطان نگهدارى مى‏كند و بر لشكرهاى جهل و شیطنت غلبه مى‏دهد...ثبات قدم نگذارد اخلاق و اطوار اجانب و منافقین در انسان رخنه كند و انسان را نگذارد دستخوش حوادث شود. انسان با ثبات و طمأنینه نفس، خود یك ملت واحده است كه اگر سیلهاى اخلاق زشت و بى دینى تمام مردم را ببرد، او چون كوهى آهنین در مقابل همه چیز ایستادگى كند و از تنهایى وحشت نكند. انسان باثبات و طمأنینه مى‏تواند تمام وظایف فردى و اجتماعى را انجام دهد و در هیچ مرحله از زندگى مادى و روحانى براى او لغزش و خطایى دست ندهد...دلى كه نورانى به معرفت حق شده باشد مجارى امور را به قدرت او مى‏داند...چنین قلبى اضطراب و شتابزدگى و بى قرارى ندارد.»(16)

------------

پى‏نوشت‏ها:

1. طوسى، خواجه نصیر الدین، اوصاف الاشراف، فرهنگ و ارشاد اسلامى، فصل 5، باب 3، ص 59.
2. سوره علق، آیات 6 و 7.
3. نراقى، ملا احمد، معراج السعادة، ص 817.
4. سوره منافقون، آیه 9.
5. سوره بقره، آیات 155 و 156 و 157.
6. سوره بقره،آیه 153.
7. سوره آل عمران،آیه 146.
8. سوره هود،آیه 11.
9. سوره رعد، آیه 24.
10. سوره مؤمنون، آیه 111.
11. سوره فرقان، آیه 75.
12. سوره قصص،آیه 54.
13. سوره لقمان،آیه 17.
14. سوره زمر، آیه 100.
15. سوره ص، آیه 41.
16. امام خمینى شرح حدیث جنود عقل و جهل، دفتر نشر آثار امام 1380، ص 359 تا 363.

تنظیم: امید واضحی آشتیانی
منبع: پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی صاحب الزمان



طبقه بندی: مهدویت،

تاریخ : چهارشنبه 6 بهمن 1395 | 09:13 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.