تبلیغات
چشم به راهان مهدی فاطمه (عج) - شہادت مادر افسانه نیست5
■●• شہادت مادر افسانہ نیست •●■

□ قسمت پنجم ⇦ مہاجرین یا انصار؟

◀️ عمر و ابوبکر و ابوعبیده که از مهاجران بودند به سرعت به سقیفه رفتند.
‌‌‌■● ابوبكر ضمن سخنرانى مفصّلى گفت: «اى مردم! من چنین صلاح مى‌دانم كه شما با یكى از این دو (عمر یا ابوعبیده) بیعت كنید كه این دو از هر جهت به این امر شایسته اند».

°• ولى عمر و ابوعبیده هر دو گفتند: «ما هرگز بر تو كه سابقه بیشترى در اسلام دارى و یار غار پیغمبر(ص) نیز بوده اى پیشى نگیریم و تو به این امر اولویّت دارى»
 انصار گفتند: «ما بیم آن داریم كه یک تن اجنبى كه نه از ما باشد و نه از شما این سمت را اشغال كند؛ لذا بهتر آن مى‌دانیم كه امیری از ما باشد و امیری از شما مهاجرین»
※ ابوبکر چون چنین شنید بپاخاست و نخست فصلی مهاجران را ستود و سپس به مدح انصار پرداخت و گفت:

 «شما گروه انصار، امتیاز و فضیلتتان و حقی که بر اسلام و مسلمین دارید قابل انکار نیست زیرا شما بودید که خداوند، انصار دین و یاران پیامبر خود خواند و شهرتان را محل هجرت پیامبر خویش کرد و بعد از مهاجرین پیشین کسی به رتبه و منزلت شما نرسد لذا شایسته چنین باشد که آن‌ها (مهاجرین) امیر بودند و شما وزیر».
◆ حباب بن منذر انصاری بپاخاست و خطاب به انصار ضمن بیاناتی مهیج و احساس برانگیز گفت:

 «مبادا این پیشنهاد ابوبکر را بپذیرید و به کمتر از این که امیری از ما و امیری از آن‌ها باشد رضا دهید». در این حال عمر برخاست و گفت:
 «ابدا چنین نخواهد شد که دو شمشیر در یک غلاف جای گیرد، چگونه عرب بدین تن دهد که پیامبرش از تباری بود و خلیفه پیغمبرش از تبار دیگر، ما عشیره و تبار پیغمبریم و به این دلیل ما در امر جانشینی او اولویت داریم و جز آشوب طلبان کسی با ما در این مسئله مخالفت نکند»






طبقه بندی: حضرت زهرا (س)،
برچسب ها: حضرت فاطمه، بانوی دوعالم،

تاریخ : سه شنبه 18 اسفند 1394 | 01:11 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.