تبلیغات
چشم به راهان مهدی فاطمه (عج)
سلام دوستای خوبم
به وبلاگم خوش اومدین
امیدوارم مطالب مفید واقع بشه.


دوستای عزیزم باید چندتا نکته رو ذکر کنم:
1-
در زیر پست ها لطفا درمورد مطلب کامنت بذارین.
2- از تائید کامنت های تبلیغی معذوریم.
3- اگه سوالی دارید از بخش ارتباط با ما با من در ارتباط باشید.
4- اگر قصد تبادل لینک دارید از قسمت ارسال لینک یا ارتباط با ما استفاده کنید.
5- در نظرسنجی وبلاگ شرکت کنید.




باتشکر از بازدیدتون
کامنت یادتون نره
در پناه حق




مطلب ثابت



تاریخ : پنجشنبه 8 بهمن 1394 | 04:34 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست


پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم :
الصَّدَقَةُ تَدْفَعُ الْبَلَاءَ وَ هِیَ أَنْجَحُ دَوَاءً وَ تَدْفَعُ الْقَضَاءَ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرَاماً وَ لَا یَذْهَبُ بِالْأَدْوَاءِ إِلَّا الدُّعَاءُ وَ الصَّدَقَة
صدقه بلا را برطرف مى‏ كند و مؤثرترینِ داروست. همچنین، قضاى حتمى را برمى‏ گرداند و درد و بیمارى‏ ها را چیزى جز دعا و صدقه از بین نمى ‏برد.
بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 93، ص 137، ح 71

 

حدیث,احادیث,فواید صدقه دادن

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم :
اَلصَّدَقَةُ عَلى‏ وَجهِها و َاصطِناعُ المَعروفِ وَ بِرُّ الوالِدَینِ وَصِلَةُ الرَّحِمِ تُحَوِّلُ الشِّقاءَ سَعادَةً و َتَزیدُ فِى العُمرِ وَ تَقى مَصارِ عَ السُّوءِ؛

صدقه بجا، نیكوكارى، نیكى به پدر و مادر و صله رحم، بدبختى را به خوش‏بختى تبدیل و عمر را زیاد و از پیشامدهاى بد جلوگیرى مى‏كند.
نهج الفصاحه ص 549 ، ح 1869

 حدیث,احادیث,فواید صدقه دادن

 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم :
اَلصَّدَقَةُ بِعَشرَةٍ وَ القَرضُ بِثَمانِیَةَ عَشرَ وَ صِلَةُ الاِخوانِ بِعِشرینَ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ بِاَربَعَةٍ وَ عِشرینَ؛
صدقه دادن، ده حسنه، قرض دادن، هجده حسنه، رابطه با برادران [دینى‏]، بیست حسنه و صله رحم، بیست و چهار حسنه دارد.
كافى(ط-الاسلامیه) ج4، ص10

 حدیث,احادیث,فواید صدقه دادن

امام على علیه السلام :
كَفِّروا ذُنوبَكُم وَ تَحَبَّبوا اِلى‏ رَبِّكُم بِالصَّدَقَةِ وَ صِلَةِ الرَّحِمِ؛  
با صدقه و صله رحم، گناهان خود را پاك كنید و خود را محبوب پروردگارتان گردانید.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 395 ، ح 9152

 حدیث,احادیث,فواید صدقه دادن

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم :
اَلضّیافَةُ اَوَّلُ یَومٍ وَ الثانى وَ الثالثُ وَ ما بَعدَ ذلِكَ فَاِنَّها صَدَقَةٌ تُصَدّق بِها عَلَیهِ؛
میهمانى یك روز و دو روز و سه روز است، بعد از آن هر چه به او دهى صدقه محسوب مى ‏شود.
كافى(ط-الاسلامیه) ج 6، ص 283، ح 2

 حدیث,احادیث,فواید صدقه دادن

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم :
 اَلا اُخبِرُكُم بِاَفضَلَ مِن دَرَجَةِ الصّیامِ وَ الصَّلاةِ وَ الصَّدَقَةِ؟ صَلاحُ ذاتِ البَینِ، فَاِنَّ فَسادَ ذاتِ البَینِ هِىَ الحالِقَةُ؛
 آیا به چیزى با فضیلت ‏تر از نماز و روزه و صدقه (زكات) آگاهتان نكنم؟ و آن اصلاح میان مردم است، زیرا تیره شدن رابطه بین مردم ریشه ‏كن كننده دین است.
 نهج الفصاحه ص 240 ، ح 458

 حدیث,احادیث,فواید صدقه دادن

امام باقر علیه السلام:
 اَلبِرُّ وَ الصَّدَقَةُ یَنفیانِ الفَقرَ وَ یَزیدانِ فِى العُمرِ وَ یَدفَعانِ عَن صاحِبِهِما سَبعینَ میتَةَ سوءٍ ؛
 كار خیر و صدقه، فقر را مى‏ بَرند، بر عمر مى‏ افزایند و هفتاد مرگ بد را از صاحب خود دور مى‏ كنند.
من لا یحضره الفقیه ج 2 ، ص 66 ، ح 1729

 حدیث,احادیث,فواید صدقه دادن

 امام صادق علیه السلام :
صَدَقَةٌ یُحِبُّهَا اللّه‏ُ: إِصلاحٌ بَینَ النّاسِ إِذا تَفاسَدوا، وَتَقارُبٌ بَینَهُم إِذا تَباعَدوا؛ 
صدقه اى كه خداوند آن را دوست دارد عبارت است از: اصلاح میان مردم هرگاه رابطه‏شان تیره شد و نزدیك كردن آنها به یكدیگر هرگاه از هم دور شدند.
كافى(ط-الاسلامیه) ج2، ص209، ح1

 حدیث,احادیث,فواید صدقه دادن

امام صادق علیه السلام :
 ثَلاثَةٌ اُقسِمُ بِاللّه‏ِ أَنَّهَا الحَقُّ ما نَقَصَ مالٌ مِن صَدَقَةٍ و َلا زَكاةٍ وَ لا ظُلِمَ أَحَدٌ بِظَلامَةٍ فَقَدَرَ أَن یُكافِئَ بِها فَكَظَمَها إِلاّ أَبدَ لَهُ اللّه‏ُ مَكانَها عِزّا و َلا فَتَحَ عَبدٌ عَلى نَفسِهِ بابَ مَسأَلَةٍ إِلاّ فُتِحَ عَلَیهِ بابُ فَقرٍ؛  
 به خدا قسم سه چیز حق است: هیچ ثروتى بر اثر پرداخت صدقه و زكات كم نشد، در حق هیچ كس ستمى نشد كه بتواند تلافى كند، اما خویشتندارى نمود مگر این كه خداوند بجاى آن به او عزت بخشید و هیچ بنده ‏اى درِ خواهشى را به روى خود نگشود مگر این كه درى از فقر به رویش باز شد.
 بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 75، ص209، ح79

 حدیث,احادیث,فواید صدقه دادن

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم :
 إنَّ الصَّدَقَة َلتُطفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ؛
 صدقه، خشم پروردگار را فرو می‌نشاند.
نهج الفصاحه ص 283 ، ح 646

 

حدیث,احادیث,فواید صدقه دادن

رسول اكرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله :
 دخلت الجنّة فرأیت على بابها: الصّدقة بعشرة و القرض بثمانیة عشر فقلت یا جبریل كیف صارت الصّدقة بعشرة و القرض بثمانیة عشر قال لأنّ الصّدقة تقع فی ید الغنیّ و الفقیر و القرض لا یقع إلّا فی ید من یحتاج إلیه.
 وارد بهشت شدم، دیدم بر در آن نوشته است (ثواب) صدقه ده برابر است و قرض هجده برابر. گفتم: اى جبرئیل چرا صدقه ده برابر و قرض هجده برابر است؟ گفت: زیرا صدقه به دست نیازمند و بى ‏نیاز مى ‏رسد اما قرض جز به دست كسى كه به آن نیاز دارد، نمى ‏رسد.
نهج الفصاحه ص 480 ، ح 1557

 حدیث,احادیث,فواید صدقه دادن

 امام صادق علیه السلام :
مَنْ تَصَدَّقَ فى یَوْمٍ اَو لَیْلَةٍ اِنْ كَانَ یَوْمٌ فَیَوْمٌ وَ اِنْ كانَ لَیْلَةٌ فَلَیْلٌ دَفَعَ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ عَنْهُ الْهَمَّ وَ السَّبُعَ وَ میتَةَ السُّوءِ؛
 هر كس در روز و یا شب صدقه بدهد ـ اگر روز است روز و اگر شب است، شب ـ خداوند از او غم و اندوه، درنده و مرگ بد را دور مى‏ كند.
 ثواب الأعمال ص 140

 حدیث,احادیث,فواید صدقه دادن

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم :
أُمِرْتُ أَنْ آخُذَ الصَّدَقَةَ مِنْ أَغْنِیَائِكُمْ فَأَرُدَّهَا فِی فَقُرَائِكُم‏ 
من مأمورم كه صدقه (و زكات) را از ثروتمندانتان بگیرم و به فقرایتان بدهم.
 مستدرك الوسائل و مستنبط المسیل ج 7، ص 105 ، ح 7762

 حدیث,احادیث,فواید صدقه دادن

 پیامبر صلى‏لله‏ علیه ‏و ‏آله :
اَ لا اُخْبِرُكُمْ بِشَىْ‏ءٍ اِنْ اَنـْتُمْ فَعَلْتُموهُ تَباعَدَ الشَّیْطانُ مِنْـكُمْ كَما تَباعَدَ الْمَشْرِقُ مِنَ الْمَغْرِبِ؟ قالوا: بَلى، قالَ: اَلصَّوْمُ یُسَوِّدُ وَجْهَهُ وَ الصَّدَقَةُ تَـكْسِرُ ظَهْرَهُ وَ الْحُبُّ فِى اللّه‏ِ وَ الْمُوازَرَةُ عَلَى الْعَمَلِ الصّالِحِ یَقْطَعُ دابِرَهُ وَ الاِسْتِغْفارُ یَقْطَعُ وَ تینَهُ ؛
 آیا شما را از چیزى خبر ندهم كه اگر به آن عمل كنید، شیطان از شما دور شود، چندان كه مشرق از مغرب دور است؟ عرض كردند: چرا. فرمودند: روزه روى شیطان را سیاه مى‏ كند، صدقه پشت او را مى ‏شكند، دوست داشتن براى خدا و همیارى در كار نیك، ریشه او را مى ‏كند و استغفار شاه رگش را مى ‏زند.
کافی(ط-الاسلامیه) ج 4 ، ص 62 ، ح 2 {شبیه این حدیث در مکارم الاخلاق ص 138}

 

حدیث,احادیث,فواید صدقه دادن

امام صادق علیه السلام :
صدقه درهم افضل من صیام یوم؛
 یك درهم صدقه دادن از یك روز روزه مستحبى برتر و والاتر است.
من لا یحضره الفقیه ج 2 ، ص 84 ، ح 1794 - ثواب الاعمال ص 82

حدیث,احادیث,فواید صدقه دادن

 امام علی علیه السلام :
 إستَنزلوا الرِّزقَ بِالصَّدَقَةِ
 با صدقه دادن، روزی خود را فرود آورید
کافی(ط-الاسلامیه) ج 4 ، ص 3 ، ح 5 - تحف العقول ص 60 - من لا یحضره الفقیه ج 2 ، ص 66 ، ح1730

منبع : aviny.com




طبقه بندی: مهدویت، شیعه،

تاریخ : دوشنبه 10 تیر 1398 | 03:27 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست


مشکلات اقتصادی یکی از مهم‌‌ترین چالش‌های هر اجتماع انسانی است؛ زیرا فقدان آسایش و رفاه اقتصادی به حوزه آرامش روانی نیز کشیده شده و امنیت روانی اجتماع را در معرض خطر قرار می‌دهد. از این رو در آموزه‌های قرآنی، ارتباط مستقیمی میان آسایش با آرامش ایجاد شده و تامین وضعیت مناسب اقتصادی عاملی مهم در امنیت و آرامش اجتماعی و روانی افراد اجتماع دانسته شده است.

آموزه‌های اسلام، به سبب نقش قوامیت بخش اقتصاد در سرپایی اجتماع، بر آن است تا انواع راهکارها را برای مدیریت صحیح و سالم اقتصادی و حل و فصل مشکلات و چالش‌های اقتصادی ارائه دهد. یکی از مهم‌ترین راهکارهای قرآنی برای مدیریت مشکلات اقتصادی بخشی از افراد اجتماع، بهره‌گیری از سنت صدقه و بخشش‌های مالی بی‌چشمداشت از سوی افراد اجتماع است.



خدای غنی حمید برای تشویق مردم به مشارکت فعال و مثبت در عرصه تامین مایحتاج و نیازمندی‌های برخی از اقشار نیازمند، انواع و اقسام آثار و برکات و ثواب را بیان می‌کند. البته آموزه‌های قرآن، افزون بر بیان این امور، به آثار و برکاتی ‌اشاره می‌کند که نه تنها فرد بخشنده از آن بهره‌مند می‌شود، بلکه به آثاری نیز توجه می‌دهد که افراد امت به عنوان افراد و اعضای یک اجتماع از آن بهره‌مند می‌شوند که از جمله آنها، آرامش و سعادت جمعی و امنیت اجتماعی است؛ زیرا بسیاری از مشکلات امنیتی و روانی از جمله سرقت و دزدی، راهزنی، جیب‌زنی، کیف‌زنی، تعرض به حریم خصوصی و شخصی افراد و مانند آنها به سبب فقر و نداری و گسترش آن در اجتماع است. در مطلب حاضر اهمیت صدقه‌دادن و آثار آن بررسی شده است.

اهمیت و ارزش صدقه

از نظر قرآن، بسیاری از مردم هنگامی متوجه آثار بسیار مهم و برکات صدقات می‌شوند که کار از کار گذشته است؛ یعنی وقتی از دنیا رحلت کرده و یا در هنگام احتضار و مرگ هستند و پرده‌ها کنار می‌رود و حقایق هستی را می‌بینند، در آن هنگام در می‌یابند که صدقه تا چه اندازه مهم و تاثیرگذار بوده است. از همین رو، اگر امکان داشته باشد تا تنها یک کار انجام دهند، آن کار همان صدقه دادن است. خدا در ترسیم حالت محتضر می‌فرماید: وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِی إِلَى أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِینَ وَلَنْ یُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاءَ أَجَلُهَا وَاللَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ؛ و از آنچه روزى شما کرده‌ایم انفاق كنید پیش از آنكه یكى از شما را مرگ فرا رسد و بگوید: پروردگارا! چرا تا مدتى بیشتر اجل مرا به تاخیر نینداختى تا صدقه دهم و از صالحان و نیكوكاران باشم؟ ولى هر كس اجلش فرا رسد، هرگز خدا آن را به تاخیر نمى‏‌افكند؛ و خدا به آنچه می‌كنید آگاه است. (منافقون، آیات 10 و 11)

از این آیات به دست می‌آید که انسان باید فرصت کوتاه عمر را غنمیت شمارد و از آن برای سعادت دنیا و آخرت خود و دیگران بهره گیرد. یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های اقتصادی در تامین سعادت دنیا و آخرت، دادن صدقات مالی هر چند اندک حتی از سوی فقیر است؛ زیرا فقیر نیز اگر اندکی از همان اندک خویش را بپردازد، نه تنها مالش برکت و افزایش کمی و کیفی می‌یابد (بقره، آیه 261)، بلکه سعادت را برای خود و دیگران در دنیا و آخرت رقم می‌زند. امام صادق(ع) در این باره می‌فرماید: ثَلاثٌ مَنْ اَتَى الله‏َ بِواحِدَهًْ مِنْهُنَّ اَوْجَبَ الله‏ُ لَهُ الْجَنَهًْ اَلاْنْفاقُ مِنْ اِقْتارٍ وَ الْبِشْرُ لِجَمیعِ الْعالَمِ وَ الاِنْصافُ مِنْ نَفْسِهِ؛ هر كس یكى از این كارها را به درگاه خدا ببرد، خداوند بهشت را براى او واجب می‌گرداند: انفاق در تنگدستى، گشاده ‏رویى با همگان و رفتار منصفانه. (کافی، ج 2 ، ص 103 ، ح 2) هارون بن عیسى گفته است: امام صادق(ع) از فرزندش محمد پرسید: «چه مبلغ مال نزد تو باقى مانده؟» عرض كرد: «چهل دینار» فرمود: «آنها را بین فقرا تقسیم كن.» عرض كرد: «آن وقت دیگر چیزى براى خودمان نداریم!» فرمود: «این مبلغ را صدقه بده. خدا جایش را پر مى‏كند. آیا نمى‏دانى که هر چیزى كلیدى دارد و صدقه كلید روزى است.»

محمد، طبق دستور پدر، اموال موجود را صدقه داد. طولى نكشید و ده روز بیش‌تر نگذشت که مبلغ‏ چهار هزار دینار از جایى براى حضرت رسید. پس فرمود: «پسرم! ما، چهل دینار در راه خدا دادیم، خدا، در عوض، چهار هزار دینار براى ما رسانید.» (کافی، ج 4، ص 9؛ بحارالانوار، ص 38)

از نظر قرآن و روایات صدقه تنها صدقات مالی نیست، هر چند که مصداق اتم و اکمل آن چنین می‌نماید، ولی انواع دیگری از صدقه است که می‌تواند کارساز و کارگشاتر از حتی صدقات مالی باشد. به عنوان نمونه امام صادق(ع) می‌فرماید: صَدَقَةٌ یُحِبُّهَا اللّه‏ُ: إِصلاحٌ بَینَ النّاسِ إِذا تَفاسَدوا، وَتَقارُبٌ بَینَهُم إِذا تَباعَدوا؛ صدقه‌اى كه خداوند آن را دوست دارد عبارت است از: اصلاح میان مردم هرگاه رابطه‏شان تیره شد و نزدیك كردن آنها به یكدیگر هرگاه از هم دور شدند. (كافى، الاسلامیه، ج2، ص209، ح1)

اگر پیامبر(ص) می‌فرماید: اَلا اُخبِرُكُم بِاَفضَلَ مِن دَرَجَةِ الصّیامِ وَ الصَّلاَهًِْ وَ الصَّدَقََهًِْ؟ صَلاحُ ذاتِ البَینِ، فَاِنَّ فَسادَ ذاتِ البَینِ هِىَ الحالِقََهًُْ؛ آیا به چیزى با فضیلت‌تر از نماز و روزه و صدقه (زكات) آگاهتان نكنم؟ و آن اصلاح میان مردم است، زیرا تیره شدن رابطه بین مردم ریشه‌كن كننده دین است. (نهج‌الفصاحه ص 240، ح 458) باید گفت که اصلاح میان مردم خود می‌تواند از مصادیق صدقه به معنای عام آن باشد؛ زیرا صدقه عام شامل صدقات غیر مالی هم می‌شود؛ چرا که هر کاری که با صداقت و خلوص برای رضایت خدا انجام گیرد، و تصدیق ایمان باطنی و قلبی انسان باشد، به یک معنا صدقه است.

آثار و برکات فردی و اجتماعی صدقه

به هر حال، در آیات و روایات برای صدقه عام و صدقه خاص یعنی صدقه مالی ارزش و اهمیت و آثار و برکات بسیاری بیان شده است که از جمله آنها می‌توان به موارد و مصادیق زیر ‌اشاره کرد:

1- افزایش مال و ثروت: از مهم‌ترین برکاتی که قرآن به عنوان آثار صدقه دادن بیان می‌کند، افزایش مال و ثروت است. از نظر قرآن، اگر کسی مشکل مالی دارد می‌تواند با دادن صدقه آن مشکل مالی خویش را برطرف کند. خدا می‌فرماید: إِنَّ الْمُصَّدِّقِینَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ كَرِیمٌ؛ در حقیقت مردان و زنان صدقه‏ دهنده و آنان كه به خدا وامى نیكو داده‏‌اند ایشان را پاداش، دو چندان گردد و اجرى نیكو خواهند داشت. (حدید، آیه ۱۸) از نظر قرآن، این افزایش بیش از هفتصد برابر و بلکه بیشتر نیز خواهد بود. خدا می‌فرماید: مَثَل صدقات‏ كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى‌كنند، همانند دانه‌اى است كه هفت خوشه برویاند كه در هر خوشه‌اى صد دانه باشد؛ و خداوند براى هر كس كه بخواهد آن را چند برابر می‌كند و خداوند گشایشگر داناست‏. (بقره، آیه 261) همچنین امام صادق(ع) می‌فرماید: به خدا قسم سه چیز حق است: هیچ ثروتى بر اثر پرداخت صدقه و زكات كم نشد، در حق هیچ كس ستمى نشد كه بتواند تلافى كند، اما خویشتندارى نمود مگر اینكه خداوند به جاى آن به او عزت بخشید و هیچ بنده‌‏اى درِ خواهش از مردم را به روى خود نگشود مگر اینكه درى از فقر به رویش باز شد. (بحارالأنوار، ج 75، ص209، ح79) از نظر آموزه‌های اسلام، یکی از راه‌های افزایش رزق و روزی و بلکه نزول و فروآوری آن، دادن صدقات مالی است. امام علی(ع) در این باره می‌فرماید: إستَنزلوا الرِّزقَ بِالصَّدَقَهًْ؛ با صدقه دادن، روزی خود را فرود آورید. (کافی، ج 4، ص 3 ، ح 5؛ تحف العقول، ص 60؛ من لا یحضره الفقیه، ج 2 ، ص 66 ، ح 1730)

2- سعادت دنیا و آخرت: از دیگر آثار صدقات می‌توان به سعادت دنیا و آخرت افراد ‌اشاره کرد. کسی که صدقه می‌دهد با دادن صدقه بهشت را برای خویش در آخرت می‌خرد و دنیای خویش را نیز بگونه‌ای می‌سازد که کریمانه است. کریم کسی است که از خود ایثار می‌کند و چشمداشتی ندارد. این فرد در مرتبه تقوای اخص از سه‌گانه سوم تقوا قرار گرفته و از برکات آن مقام بهره می‌شود که مخصوص مقربان و ابرار است. خدا در آیه 18 سوره حدید از اجر کریم نسبت به صدقه دهنده سخن به میان آورده است که می‌تواند مصداقی از آن در زندگی دنیوی حیات کریمانه و در آخرت حیات طیب باشد که سعادت و خوشبختی در آن تضمین شده است. البته خدا در قرآن به صراحت از چنین اثری در آیات دیگر سخن بمیان آورده است. از جمله می‌فرماید:كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى‌كنند، سپس در پى آنچه انفاق كرده‏‌اند، منّت و آزارى روا نمى‌دارند، پاداش آنان برایشان نزد پروردگارشان محفوظ است‏، و بیمى بر آنان نیست و اندوهگین نمى‌‏شوند. (بقره، آیه ۲۶۲)

3- دفع بلا، درمان دردها و دفع قضا: گاهی انسان دچار مشکل و مصیبتی می‌شود که باید برای آن چاره‌اندیشی کند که از جمله آنها صبر بر مصیبت است و اینکه جزع و فزع نکند و صبر جمیل پیشه گیرد و به خدا پناه برد و استرجاع نماید و «انا لله‌ و ‌انا‌ الیه راجعون» بگوید. (بقره، آیات 156 و 157) اما گاهی انسان باید پیشگیری کند که گفته‌اند: پیشگیری بهتر از درمان است؛ یا پیشگیری، بهترین درمان است. انسان عاقل کاری می‌کند تا گرفتار مصیبت و فتنه‌ای نشود. بسیاری از مصیبت‌ها و فتنه‌ها و بلایایی که بر سر انسان می‌آید، بخشی از گناهانی است که خدا شخص را بدان مجازات کرده است؛ هر چند که خدا از بسیاری از گناهان خلق می‌گذرد، ولی برخی از آنها دنباله‌ها و پیامدهایی دارند که موجب بلا و مصیبت می‌شود. خدا می‌فرماید: وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِیبََهًْ فَبِمَا كَسَبَتْ أَیْدِیكُمْ وَیَعْفُو عَنْ كَثِیرٍ وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ فِی الْأَرْضِ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا نَصِیرٍ؛ و هرگونه مصیبتى به شما برسد به سبب عملکرد خود شماست و خدا از بسیارى درمى‌گذرد؛ و شما در زمین درمانده‌كننده خدا نیستید و جز خدا شما را سرپرست و یاورى نیست. (شوری، آیات 30 و ۳۱)

بنابراین، انسان باید به بهترین بلکه به تنهایی یار و یاوری مراجعه کند که در هستی است تا از آثار و تبعات گناهان در قالب بلایا و مصیبت‌ها جلوگیری کند. یکی از راه‌های بهره‌مندی از ولایت و نصرت الهی آن است که انسان محبت خدا را بدست آورد. یکی از راه‌های کسب محبت الهی نیز صدقه دادن از مال الله در اختیار است. (نور، آیه 33) انسان وقتی صدقه می‌دهد، در حقیقت پیشگیری می‌کند که در اصطلاح از آن به «دفع» تعبیر می‌شود که در برابر «رفع» قرار دارد. رفع یعنی برداشتن و آن چیزی است که آمده و باید برداشته شود؛ اما دفع یعنی پیشگیری و اینکه شخص اجازه نمی‌دهد تا چیزی به محدوده و حریم او نزدیک شود. از نظر آموزه‌های اسلام، صدقه دادن وسیله و ابزار دفع است. پیامبر اکرم در این باره می‌فرماید: الصَّدَقََهًْ تَدْفَعُ الْبَلَاءَ وَ هِیَ أَنْجَحُ دَوَاءً وَ تَدْفَعُ الْقَضَاءَ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرَاماً وَ لَا یَذْهَبُ بِالْأَدْوَاءِ إِلَّا الدُّعَاءُ وَ الصَّدَقََهًْ؛ صدقه بلا را برطرف مى‏‌كند و مؤثرترینِ داروست. همچنین، قضاى حتمى را برمى‏‌گرداند و درد و بیمارى‏‌ها را چیزى جز دعا و صدقه از بین نمى‌‏برد.(بحارالأنوار ، بیروت، ج 93، ص 137، ح 71) در این روایت هم از دفع و هم از رفع سخن به میان آمده است. از نظر اسلام، بهترین عامل پیشگیری و دفع بلا صدقه است تا جایی که قضای حتمی که تحقق آن قطعی شده است، دفع می‌شود و  انسان می‌تواند با پیشگیری اجازه ندهد تا آن قضای الهی تحقق یابد؛ زیرا خدا این سنت را قرار داده که قضای الهی با صدقه دفع شود و شخص، گرفتار مصیبت و بلایی نشود که پیش از آن امضا شده بود. همچنین اگر کسی گرفتار بیماری باشد برای رفع آن نیز می‌تواند از دعا و صدقه بعنوان ابزارهای رفع استفاده کند.

4- تبدیل بدبختی به خوشبختی، افزایش عمر و پیشگیری از بدی با صدقه: صدقه نوعی احسان و بخشش به دیگران از داشته‌ها است و در مواردی نیز نوعی اکرام و ایثار است؛ زیرا برخی از افراد اجتماع با آنکه خود به چیزی نیاز دارند، ولی برای رضایت خدا از آن گذشته و به دیگرانی می‌دهند که احساس می‌کنند آنان نیز به آن چیز نیازمند هستند.(حشر، آیه 9؛ انسان، آیه 8) چنین اعمالی موجب رضایت الهی است. از این رو برکاتی خاص برای آن مترتب است. همچنین از نظر اسلام، صدقه دادن موجب افزایش عمر می‌شود؛ زیرا بسیاری از مردم به سبب گناهایی همچون قطع صله رحم و مانند آن گرفتار اجل معلق می‌شوند و پیش از موعد اجل مسمی می‌میرند. بنابراین، می‌توان با صدقه دادن به افزایش عمر تا اجل مسمی اقدام کرد. پیامبر(ص) می‌فرماید: اَلصَّدَقَهًْ عَلى‏ وَجهِها وَاصطِناعُ المَعروفِ وَ بِرُّ الوالِدَینِ وَصِلَهًْ الرَّحِمِ تُحَوِّلُ الشِّقاءَ سَعادَهًْ وَتَزیدُ فِى العُمرِ وَ تَقى مَصارِعَ السُّوءِ؛ صدقه بجا، نیكوكارى، نیكى به پدر و مادر و صله رحم، بدبختى را به خوشبختى تبدیل و عمر را زیاد و از پیشامدهاى بد جلوگیرى مى‏كند.(نهج‌الفصاحه، ص 549‌، ح 1869) البته در این روایت بر قید «وجهها» تاکید شده است. این بدان معنا است که صدقه باید با صداقت و به دور از منت و اذیت باشد.

باید توجه داشت که کسب درآمد حلال مهمترین اصل در تحقق حقیقت مفهوم صدقه است؛ زیرا کسی که مال حرام به دست می‌آورد، هیچ‌گونه صداقتی ندارد و چنین کسی اگر پرداخت مالی و انفاقاتی داشته باشد، اصلا انفاق مالی او فایده‌ای ندارد؛ زیرا مال حرام هیچ آثاری ندارد. بنابراین کسانی که مال حرام گرد می‌آورند و در مراسم‌های مذهبی انفاق می‌کنند یا کارهای به ظاهر عام‌المنفعه انجام می‌دهند، اینان در حقیقت هیچ گونه انفاق و صدقه خالصانه‌ای نکرده و از آن انفاق خویش بهره‌ای نخواهند برد. امام هادى(ع) در این باره می‌فرماید: اِنَّ الحَرامَ لا یَنمى وَ اِن نَمى لا یُبارَكُ لَهُ فیهِ وَ ما اَنفَقَهُ لَم یُؤجَر عَلَیهِ وَ ما خَلَّـفَهُ كانَ زادَهُ اِلَى النّارِ؛ براستى كه حرام، افزایش نمى ‏یابد و اگر افزایش یابد، بركتى ندارد و اگر انفاق شود، پاداشى ندارد و اگر بماند، توشه‏اى به سوى آتش خواهد بود.(كافى، ج 5، ص 125، ح 7)

5- تکفیر گناهان و محبت پروردگار با صدقه: برخی از اعمال صالح چون صدقه موجب تکفیر گناهان می‌شود، به طوری که خود گناه و آثار آن از پرونده اعمال آن شخص پاک شده و دیگر شخص تحت تاثیر گناه و آثار آن قرار نمی‌گیرد. تکفیر از اصطلاحات قرآنی به معنای پوشش و پوشاندن است. تکفیر گناه به معنای پوشیده شدن عملی زشت با عمل صالح از جمله صدقه است. عواملی در ایجاد بستر تکفیر نقش اساسی دارند که از جمله آنها اجتناب از گناهان کبیره است. خدا می‌فرماید: إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِیمًا؛ اگر از گناهان بزرگى كه از آنها نهى شده‌اید، دورى گزینید بدیهاى شما را از شما مى‌زداییم و شما را در جایگاهى ارجمند درمى‌‏آوریم. (نساء، آیه ۳۱) خدا در جایی دیگر می‌فرماید: وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِی كَانُوا یَعْمَلُونَ؛ و كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده‌اند، قطعا گناهانشان را از آنان مى‌زداییم و بهتر از آنچه می‌کردند پاداششان مى‌دهیم. (عنکبوت، آیه ۷) از این آیه به دست می‌آید ایمان در کنار هر کار صالح می‌تواند موجب تکفیر بدی‌ها شود. از جمله این اعمال نیک می‌توان به صدقه اشاره کرد؛ از این رو که امیرمومنان على(ع) می‌فرماید: كَفِّروا ذُنوبَكُم وَ تَحَبَّبوا اِلى‏ رَبِّكُم بِالصَّدَقَهًْ وَ صِلَهًْ الرَّحِمِ؛ با صدقه و صله رحم، گناهان خود را پاك كنید و خود را محبوب پروردگارتان گردانید.(تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص 395 ، ح 9152) آن حضرت(ع) یکی از عوامل محبوبیت انسان نزد پروردگار را عمل صالح صدقه دادن دانسته است. بنابراین، اگر کسی بخواهد محبوب پروردگارش باشد، صدقه دهد. شکی نیست که محبوبیت در نزد خدا آثار و برکات بسیاری دارد که در آیات و روایات به آن اشاره شده است.

6- دفع مرگ بد و زشت: بسیاری از بیماری‌ها و بلایا به سبب گناهان است. انسان با صدقه می‌تواند آنها را هم دفع و هم رفع کند. انسان همچنین به اشکال گوناگون می‌میرد که برخی از آنها همراه با شکنجه و عذاب‌های سخت است. گرفتاری‌هایی که گاه انسان آرزوی مرگ می‌کند تا از آنها رهایی یابد. اگر کسی بخواهد از هر گونه مرگ بد و زشت در امان باشد و گرفتار  بیمارها نباشد و حالت احتضار سخت و دشواری نداشته باشد، بهتر است که صدقه دهد. امام باقر(ع) می‌فرماید: اَلبِرُّ وَ الصَّدَقَهًْ یَنفیانِ الفَقرَ وَ یَزیدانِ فِى العُمرِ وَ یَدفَعانِ عَن صاحِبِهِما سَبعینَ میتَهًْ سوءٍ؛ كار خیر و صدقه، فقر را مى‏‌بَرند، بر عمر مى‌افزایند و هفتاد مرگ بد را از صاحب خود دور مى‌كنند.(من لایحضره الفقیه، صدوق، ج 2، ص 66 ، ح 1729)

7- خاموشی غضب الهی: انسان‌ها با گناهان خویش موجب خشم الهی می‌شوند، چنانکه بنی اسرائیل این گونه بودند.(بقره، آیات 61 و 90؛ آل عمران، آیه 112) هم چنین کسانی که از میدان جنگ می‌گریزند(انفال، آیه 16) یا به جای ایمان، کفر را می‌پذیرند(نحل، آیه 106) یا ولایت کفار را به جای ولایت اهل ایمان پذیرا می‌شوند(ممتحنه، آیه 13)، مورد خشم الهی قرار می‌گیرند. یکی از راه‌های رهایی از غضب الهی آن است که انسان صدقه خالصانه بدهد و خود را از خشم الهی در امان نگه دارد. پیامبر‌(ص) می‌فرماید: إنَّ الصَّدَقَهًَْ لتُطفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ؛ صدقه، خشم پروردگار را فرو می‌نشاند.(نهج‌الفصاحه، ص 283، ح 646)

8- دفع اندوه و درندگان: یکی از ابزارهای رهایی از غم و اندوه، بخشش صدقات مالی است. همچنین انسان اگر بخواهد خود را از درندگان در امان نگه دارد، صدقه بدهد؛ زیرا صدقه دفع‌کننده بسیاری از بیماری‌ها و بلایا از جمله اندوه و درنده است. امام صادق(ع) می‌فرماید: مَنْ تَصَدَّقَ فى یَوْمٍ اَو لَیْلَهًْ اِنْ كَانَ یَوْمٌ فَیَوْمٌ وَ اِنْ كانَ لَیْلَهًْ فَلَیْلٌ دَفَعَ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ عَنْهُ الْهَمَّ وَ السَّبُعَ وَ میتَهًْ السُّوءِ؛ هر كس در روز و یا شب صدقه بدهد- اگر روز است روز و اگر شب است، شب- خداوند از او غم و اندوه، درنده و مرگ بد را دور مى‌كند.(ثواب الأعمال، ص 140)

9- ساماندهی اقتصادی و درمان شکاف طبقاتی: نظام‌نامه اقتصادی اسلام بر اساس اهداف و اصولی سامان یافته که از مهمترین آنها گردش سالم اقتصادی در همه اقشار و ابعاد اجتماعی است. بر همین اساس، برای جلوگیری از افزایش ثروت و انباشت آن در دست اقشاری از اجتماع، خدا فرمان داده تا بخش‌هایی از اموال به شکل خاص در قالب انفال و فی در اختیار حکومت اسلامی قرار گیرد. همچنین پیامبر(ص) مامور می‌شود تا صدقات عام و خاص از جمله زکات را از ثروتمندان گرفته و در اختیار فقیران قرار دهد تا این گونه از شکاف اقتصادی جلوگیری به عمل آورد.(حشر، آیات 7 تا 9؛ انفال، آیات 1 و 42 و 43) پیامبر در این باره می‌فرماید: أُمِرْتُ أَنْ آخُذَ الصَّدَقَهًْ مِنْ أَغْنِیَائِكُمْ فَأَرُدَّهَا فِی فَقُرَائِكُم‏؛ من مأمورم كه صدقه و زكات را از ثروتمندانتان بگیرم و به فقرایتان بدهم. (مستدرك‌الوسائل، ج 7، ص 105 ، ح 7762)

10- کمرشکنی شیطنت شیطان: از نظر آموزه‌های قرآن، اقتصاد مایه قوام و استواری اجتماع است(نساء، آیه 5)؛ از همین رو شیطان به اقتصاد توجه خاصی مبذول می‌دارد و فقر را به عنوان ستون‌شکن جامعه و  اجتماع ارزیابی می‌کند. بر همین اساس، تلاش می‌کند تا با فقر و گسترش آن در اجتماع، ستون فقرات اجتماع را بشکند و آسیب جدی به سعادت و آرامش و آسایش اجتماع وارد سازد. از همین رو پیامبر(ص) نوعی ارتباط تنگاتنگ میان فقر و کفر مطرح کرده و فرموده است کادَ الفَقرُ اَن یَکُونَ کُفرا؛ نزدیک است که فقر همان کفر باشد.( كافی، كلینى‏، ج ‏2، ص 307 ؛ خصال، شیخ صدوق، ج‏ 1، ص 12؛ بحار‌الأنوار، علامه مجلسی، ج‏ 70، ص 246) از آنجایی که فقر، انسان را در آستانه كفر قرار مى‌دهد، شیطان از این ابزار استفاده می‌کند تا مردم به کفر کشیده شوند. و چون فقر به سبب عدم عدالت در اجتماع شکل می‌گیرد، اسلام برنامه‌هایی برای اجرای عدالت دارد(حدید، آیه 25) که از جمله آنها توزیع عادلانه ثروت و نیز اموال و درآمدها است. (حشر، آیه 7؛ انفال، آیه 1؛ معارج، آیات 24 و 25؛ ذاریات، آیه 19) در مقابل، ابلیس بر آن است تا با جلوگیری از اجرای عدالت و تقویت روحیه بخل‌ورزی به جای بخشش و احسان و صدقات واجب و مستحب، مردم را به سوی فقر و سپس کفر بکشاند. بر همین اساس، بخشش و  احسان و صدقات می‌تواند کمر کفر را بشکند که همان فقر است. به سخن دیگر، اگر اقتصاد ستون فقرات و کمر اجتماع است، فقر، نابودی این ستون اصلی اجتماع است. پس اگر اجتماعی به سوی فرهنگ صدقات برود و فقر را به اشکال گوناگون نابود کند، در حقیقت کمر شیطان را شکسته است که فقر را ابزار قیام و ایستادگی خود برای کفرورزی قرار داده است. پیامبر‌(ص) در این باره می‌فرماید: آیا شما را از چیزى خبر ندهم كه اگر به آن عمل كنید، شیطان از شما دور شود، چندانكه مشرق از مغرب دور است؟ عرض كردند: چرا. فرمودند: روزه روى شیطان را سیاه مى‏‌كند، صدقه پشت او را مى‌شكند، دوست داشتن براى خدا و همیارى در كار نیك، ریشه او را مى ‏كند و استغفار شاهرگش را مى‌زند.(کافی، الاسلامیه، ج 4 ، ص 62 ، ح 2 ؛ همچنین شبیه این حدیث در کتاب مکارم الاخلاق، ص 138) کسانی که صدقه پرداخت می‌کنند با این عمل خویش نه تنها خود بلکه جامعه را نجات می‌دهند و موجبات سعادت و رهایی از دام شیطان و کفر را فراهم می‌آورند. از همین رو عمل اجتماعی صدقه دادن بهتر از عمل صالح فردی روزه مستحبی دانسته شده است و امام صادق‌(ع) می‌فرماید: صدقه درهم افضل من صیام یوم؛  یك درهم صدقه دادن از یك روز روزه مستحبى برتر و والاتر است. (من لا یحضره الفقیه، ج 2 ، ص 84 ، ح 1794؛ ثواب الاعمال، ص 82)

به هر حال، از نظر آموزه‌های قرآن، انسان در امور شخصی خویش می‌تواند صدقات را به عنوان یکی از مهمترین عوامل کسب آرامش و آسایش و خوشبختی در نظر گیرد و بدان عمل کند؛ چنانکه اجتماعات انسانی باید فرهنگ صدقات را به هنجاری عام و پدیده‌ای اجتماعی تبدیل کرده و  این گونه از فقر و آثار آن در امان مانده و اجتماع را به سعادت برسانند و ستون فقرات اجتماع یعنی اقتصاد را از هجوم دشمنان درونی و بیرونی و شیاطین جنی و انسی در امان نگه دارند.
به قلم محمدرضا جولایی



طبقه بندی: مهدویت، شیعه،

تاریخ : دوشنبه 10 تیر 1398 | 03:18 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست

چهل سالگی انقلاب مبارک


دلا مژده نهضت چهل ساله شد
قیـام جماعت چهل سالـه شد

قیـامی که روح اللهش بود امـام
بـه تبیین امت چهل سالـه شد

قیامی که با خدعه همـراه نیست
به رغم خیانت، چهل سالـه شد

خیــانتگــران در اقلیــت انــد
بلـی اکثریـت چهـل سالـه شد

شعـــار شعــور آفریـن حضـــور
به میدان همت چهل ساله شد

درختی است سبز، آن نهال ضعیف
کنون با طراوت چهل سالـه شد

چــه بیــم از خـزان، لالـه انقـلاب
به باغ شهادت چهل سـاله شـد

محبــان حـق را دوام از خـداسـت
قـوام محبـت چهـل سـالـه شد

خـرد را بـزرگی وطــن را شـرف
عـدو را حقـارت چهل سـاله شد

بخــوان ذکـــر نصــر، من الله را
کــه از یـار نصرت چهـل سالـه شد

بــبــوس از ادب نــــــام الله را
به پرچم علامت چهل سالـه شد

شدیـم آهنـی آبـدیده بـه جنـگ
قـوا را صلابـت چهـل سـالـه شد

به فرجام برجام خوش بین مباش
که ما را بصیرت چهل سالـه شد

ز تدبیر رهبــر به امیــــد خلــق
گــل استقـامت چهل ساله شد

نه تسلیم و سازش نه خواری و ننگ
که فرهنگ عزت چهل ساله شد

بســـوزد دل دشمنـــان علـــــی
نظــــام ولایـت چهل ساله شد

ولایت همـــــان دولت انبیاست
که در ملک وحدت چهل ساله شد

مقـــدس بــــود واژه اربعیــــــن
هلا ایـن قداست چهـل سالـه شد

خـدایش بــه پیغمبــری برگزیـــد
چو ختم رسالت چهل ساله شد

سرود ظهور است ما را به لب
تمنـــای وصلت چهـل سالـه شد

بیـا یابن طـاها بیــا یــابــن نــور
که تجدید بیعت چهل سـالـه شد

استاد کلامی زنجانی ۹۷/۹/۲۷

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام




طبقه بندی: ولایت، شهدا، آخرین اخبار مرتبط با ظهور، شیعه، مهم ترین اخبار ایران،
برچسب ها: انقلاب، پیروزی انقلاب اسلامی، چهلمین سالگرد، انقلاب چهل ساله شد، تبریک، مرگ بر آمربکا، خامنه ای خمینی دیگراست،

تاریخ : جمعه 12 بهمن 1397 | 01:00 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست

سخنرانی تاریخی حضرت امام خمینی در بدو بازگشت به ایران در بهشت زهرا(س) تهران

عنوان: غیرقانونی بودن مجلس و دولت منصوب شاه و مفاسد رژیم
تاریخ: ۱۳۵۷/۱۱/۱۲
محل: تهران، بهشت زهرا
موضوع: غیرقانونی بودن مجلس و دولت منصوب شاه و مفاسد رژیم
مناسبت: بازگشت به ایران پس از دوران تبعید
حضار: میلیونها نفراز مردم تهران و شهرهای مختلف ایران

اعوذ باللّه‌ من الشیطان الرجیم
بسم اللّه‌ الرحمن الرحیم


تشکر و تسلیت

ما در این مدت مصیبتها دیدیم؛ مصیبت‌های بسیار بزرگ. و بعضِ پیروزیها حاصل شد که البته آن هم بزرگ بود. مصیبت‌های زنهای جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفلهای پدر از دست داده. من وقتی چشمم به بعضی از اینها که اولاد خودشان را از دست داده‌اند می‌افتد، سنگینی در دوشم پیدا می‌شود که نمی‌توانم تاب بیاورم. من نمی‌توانم از عهدۀ این خسارات که بر ملت ما وارد شده است برآیم. من نمی‌توانم تشکر از این ملت بکنم که همه چیز خودش را در راه خدا داد. خدای تبارک و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید. من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می‌کنم و در غم آنها شریک هستم. من به پدرهای جوان داده، من به آنها تسلیت عرض می‌کنم. من به جوانهایی که پدرانشان را در این مدت از دست داده‌اند تسلیت عرض می‌کنم.

رژیم سلطنتی مغایر عقل و قانون
خوب، ما حساب بکنیم که این مصیبت‌ها برای چه به این ملت وارد شد. مگر این ملت چه می‌گفت و چه می‌گوید که از آن وقتی که صدای ملت درآمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همۀ اینها ادامه دارد. ملت ما چه می‌گفتند که مستحق این عقوبات شدند. ملت ما یک مطلبش این بود که این سلطنت پهلوی از اول که پایه‌گذاری شد برخلاف قوانین بود. آنهایی که در سن من هستند می‌دانند و دیده‌اند که مجلس مؤسسان که تأسیس شد، با سرنیزه تأسیس شد. ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس مؤسسان. مجلس مؤسسان را با زور سرنیزه تأسیس کردند، و با زورْ وکلای آن را وادار کردند به اینکه به رضا شاه رأی سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اول یک امر باطلی بود؛ بلکه اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است. برای اینکه ما فرض می‌کنیم که یک ملتی تمامشان رأی دادند که یک نفری سلطان باشد؛ بسیار خوب، اینها از باب اینکه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رأی آنها برای آنها قابل عمل است. لکن اگر یک ملتی رأی دادند ـ ولو تمامشان ـ به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقی[است؟]ملتِ پنجاه سال پیش از این، سرنوشت ملتِ بعد را معین می‌کند؟ سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما در زمان سابق ـ فرض بفرمایید که زمان اول قاجاریه ـ نبودیم؛ اگر فرض کنیم که سلطنت قاجاریه به واسطۀ یک رفراندمی تحقق پیدا کرد و همۀ ملت هم ـ ما فرض کنیم که ـ رأی مثبت دادند اما رأی مثبت دادند بر آغا محمد خان قَجَر و آن سلاطینی که بعدها می‌آیند؛ در زمانی که ما بودیم و زمان سلطنت احمد شاه بود، هیچ یک از ما زمان آغا محمد خان را ادراک نکرده؛ آن اجداد ما که رأی دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رأی دادند که زمان ما احمد شاه سلطان باشد؟ سرنوشت هر ملت دست خودش است.

رژیم پهلوی، تحمیلی و غیر قانونی
ملت در صد سال پیش از این، صد و پنجاه سال پیش از این ملتی بوده، یک سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ما را نداشته است که سلطانی را بر ما مسلط کند. ما فرض می‌کنیم که این سلطنت پهلوی، اول که تأسیس شد ما فرض می‌کنیم که به اختیار مردم بود و مجلس مؤسسان را هم به اختیار مردم تأسیس کردند، این اسباب این می‌شود که ـ بر فرض اینکه این امر باطل صحیح باشد ـ فقط رضا خان سلطان باشد؛ آن هم بر آن اشخاصی که در آن زمان بودند. و اما محمدرضا سلطان باشد بر این جمعیتی که الآن بیشترشان ـ بلکه الاّ بعضِ کم، بعض قلیلی از آنها ـ ادراک آن وقت را نکرده‌اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان سرنوشت ما را در این زمان معین کنند؟ بنابراین سلطنت محمدرضا اولاً که چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تأسیس شده بود، مجلس غیرقانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیرقانونی است. و اگر سلطنت رضا شاه فرض بکنیم که قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند که برای ما سرنوشت معین کند؟ هر کسی سرنوشتش با خودش است. مگر پدرهای ما ولیّ ما هستند؟ مگر آن اشخاصی که در صد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می‌توانند سرنوشت ملتی را که بعدها وجود پیدا می‌کنند آنها تعیین بکنند؟ این هم یک دلیل که سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست. علاوه بر این، این سلطنتی که در آن وقت درست کرده بودند و مجلس مؤسسان هم ما فرض کنیم که صحیح بوده است، این ملتی که سرنوشت خودش با خودش باید باشد در این زمان می‌گوید که ما نمی‌خواهیم این سلطان را. وقتی که اینها رأی دادند به اینکه ما سلطنت رضا شاه را، سلطنت محمدرضا شاه را، رژیم سلطنتی را نمی‌خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یک راه است از برای اینکه سلطنت او باطل است.

دولت‌های دست نشانده و مجالس فرمایشی
حالا می‌آییم سراغ دولت‌هایی که ناشی شده از سلطنت محمدرضا و مجلس‌هایی که ما داریم. در تمام طول مشروطیت ـ الاّ بعض از زمان‌ها آن هم نسبت به بعض از وکلا ـ مردم دخالت نداشتند در تعیین وکلا! شما الآن اطلاع دارید که در این مجلسی که حالا هست ـ چه مجلس شورا و چه مجلس سنا ـ و شما ملت ایران هستید، شما ملتی هستید که در تهران سکنی دارید، من از شما مردم تهران سؤال می‌کنم که آیا این وکلایی که در مجلس هستند ـ چه در مجلس سنا و چه در مجلس شورا ـ شما اطلاع داشتید که اینها را خودتان تعیین کنید؟ اکثر این مردم می‌شناسند این افرادی را که به عنوان وکیل مجلس سنا یا مجلس شورا در مجلس هستند یا این هم با زور تعیین شده بدون اطلاع مردم؟ مجلسی که بدون اطلاع مردم است و بدون رضایت مردم است، این مجلس مجلسِ غیرقانونی است. بنابراین اینهایی که در مجلس نشسته‌اند و مال ملت را گرفته‌اند به عنوان اینکه حقوق هر ... وکیلی اینقدر است، این حقوق را حق نداشتند بگیرند و ضامن هستند. آنهایی هم که در مجلس سنا هستند، آنها هم حق نداشتند و ضامن هستند.

و اما دولتی که ناشی می‌شود از یک شاهی که خودش و پدرش غیرقانونی است، خودش علاوه بر او غیرقانونی است، وکلایی که تعیین کرده است غیرقانونی است، دولتی که از همچو مجلسی و همچو سلطانی انشا بشود، این دولت غیرقانونی است. این ملت حرفی را که داشتند در زمان محمدرضا خان می‌گفتند که این سلطنت را ما نمی‌خواهیم و سرنوشت ما با خود ماست، حالا هم می‌گویند که ما این وکلا را غیرقانونی می‌دانیم، این مجلس سنا را غیرقانونی می‌دانیم، این دولت را غیرقانونی می‌دانیم. آیا کسی که خودش از ناحیۀ مجلس، از ناحیۀ مجلس سنا، از ناحیۀ شاه منصوب است، و همۀ آنها غیرقانونی هستند، می‌شود که قانونی باشد؟ ما می‌گوییم که شما غیرقانونی هستید باید بروید. ما اعلام می‌کنیم که الآن دولتی که به اسم دولت قانونی خودش را معرفی می‌کند، حتی خودش قبول ندارد که قانونی است! خودش تا چند سال پیش از این، تا آن وقتی که دستش نیامده بود این وزارت، قبول داشت که غیرقانونی است؛ حالا چه شده است که می‌گوید من قانونی هستم؟! این مجلس غیرقانونی است؛ از خود وکلا بپرسید که آیا شما را ملت تعیین کرده است؟ هر کدام ادعا کردند که ملت تعیین کرده است، ما دستشان را می‌دهیم دست یک نفر آدم ببرد او را در حوزۀ انتخابیه‌اش، در حوزۀ انتخابیه از مردم سؤال می‌کنیم که این آقا آیا وکیل شما هست؟ شما او را تعیین کردید؟ حتماً بدانید که جواب آنها نفی است. بنابراین آیا ملتی که فریاد می‌کند که ما این دولتمان، این شاهمان، این مجلسمان برخلاف قوانین است، و حق شرعی و حق قانونی و حق بشری ما این است که سرنوشتمان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است که یک قبرستان شهید برای ما درست بکنند در تهران، یک قبرستان هم در جاهای دیگر؟

فساد و ویرانی به نام اصلاح و ترقی
من باید عرض کنم که محمدرضای پهلوی، این خائن خبیث ... رفت، فرار کرد و همه چیز ما را به باد داد. مملکت ما را خراب کرد، قبرستانهای ما را آباد کرد. مملکت ما را از ناحیۀ اقتصاد خراب کرد. تمام اقتصاد ما الآن خراب است و از هم ریخته است؛ که اگر بخواهیم ما این اقتصاد را به حال اول برگردانیم، سالهای طولانی با همت همۀ مردم، نه یک دولت این کار را می‌تواند بکند و نه یک قشر از اقشار مردم این کار را می‌توانند بکنند، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمی‌توانند این به هم ریختگی اقتصاد را از بین ببرند. شما ملاحظه کنید به اسم اینکه ما می‌خواهیم زراعت را، دهقان‌ها را دهقان کنیم، تا حالا رعیت بودند و ما می‌خواهیم حالا دهقانشان کنیم! «اصلاحات ارضی» درست کردند. اصلاحات ارضی‌شان بعد از این مدت طولانی به اینجا منتهی شد که بکلی دهقانی از بین رفت، بکلی زراعت ما از بین رفت، و الآن شما در همه چیز محتاجید به خارج. یعنی محمدرضا این کار را کرد تا بازار درست کند از برای امریکا و ما محتاج به او باشیم در اینکه گندم از او بیاوریم، برنج از او بیاوریم، همه چیز را. تخم‌مرغ از او بیاوریم، یا از اسرائیل که دست نشاندۀ امریکاست بیاوریم.

بنابراین کارهایی که این آدم کرده به عنوان «اصلاح»، این کارها خودش اِفساد بوده است! قضیۀ «اصلاحات ارضی» یک لطمه‌ای بر مملکت ما وارد کرده است که تا شاید بیست سال دیگر ما نتوانیم این را جبرانش بکنیم؛ مگر همۀ ملت دست به هم بدهند و کمک کنند تا سالهایی بگذرد و جبران بشود این معنا. فرهنگ ما را یک فرهنگ عقب نگه داشته درست کرده است. فرهنگ ما را این[شاه]عقب نگه داشته به طوری که الآن جوانهای ما تحصیلاتشان در اینجا تحصیلات تامِّ تمام نیست و باید بعد از اینکه یک مدتی در اینجا یک نیمه تحصیلی کردند، آن هم با این مصیبتها، آن هم با این[فشار]ها، باید بروند در خارج تحصیل بکنند. ما پنجاه سال است، بیشتر از پنجاه سال است دانشگاه داریم و قریب سی و چند سال است که این دانشگاه را داریم؛ لکن چون خیانت شده است به ما، از این جهت رشد نکرده؛ رشد انسانی ندارد. تمام انسانها و نیروی انسانی ما را از بین برده است این آدم.

این آدم به واسطۀ نوکری که داشته، مراکز فحشا درست کرده. تلویزیونش مرکز فحشاست، رادیوش ـ بسیاری‌اش ـ فحشاست. مراکزی که اجازه دادند برای اینکه باز باشد، مراکز فحشاست. اینها دست به دست هم دادند. در تهران مرکز مشروب فروشی بیشتر از کتاب فروشی است، مراکز فساد دیگر اِلی ماشاءاللّه‌ است. برای چه؟ سینمای ما مرکز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیم، ما با مرکز فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم، ما با فحشا مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم، ما با آن چیزی که در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست، با آن مخالف هستیم. ما کیْ مخالفت کردیم با تجدد؟ با مراتب تجدد؟ مظاهر تجدد وقتی که از اروپا پایش را در شرق گذاشت ـ خصوصاً در ایران ـ مرکز[عظیمی]که باید از آن استفادۀ تمدن بکنند ما را به توحش کشانده است. سینما یکی از مظاهر تمدن است که باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد؛ و شما می‌دانید که جوانهای ما را اینها به تباهی کشیده‌اند. و همین طور سایر این[مراکز]. ما با اینها در این جهات مخالف هستیم. اینها به همۀ معنا خیانت کرده‌اند به مملکت ما.

فریاد از دست شاه و امریکا
و اما نفت ما. تمام نفت ما را به غیر دادند! به امریکا و غیر از امریکا دادند. آنی که به امریکا دادند عوض چه گرفتند؟ عوض، یک اسلحه‌هایی برای پایگاه درست کردن برای آقای امریکا! ما هم نفت دادیم و هم پایگاه برای آنها درست کردیم! امریکا با این حیله، که این مرد[۱]هم دخالت داشت، با این حیله نفت را از ما[ربود]و برای خودش در عوض، پایگاه درست کرد. یعنی اسلحه‌هایی آورده اینجا که ارتش ما نمی‌تواند این اسلحه را استعمال بکند؛ باید مستشارهای آنها باشند، باید کارشناسهای آنها باشند. این هم از ناحیۀ نفت، که این نفت ما را اگر چند سال دیگر ـ خدای نخواسته ـ این[شخص]
عمر پیدا کرده بود، عمر سلطنتی پیدا کرده بود، مخازن نفت ما را تمام کرده بود، زراعتمان را هم که تمام کرده، این ملت بکلی ساقط شده بود و باید عملگی کند برای اغیار. ما که فریاد می‌کنیم از دست این، برای این است. خون‌های جوان‌های ما برای این جهات ریخته شده؛ برای اینکه آزادی می‌خواهیم ما. ما پنجاه سال است که در اختناق به سر بردیم. نه مطبوعات داشتیم، نه رادیو صحیح داشتیم، نه تلویزیون صحیح داشتیم؛ نه خطیب می‌توانست حرف بزند، نه اهل منبر می‌توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت می‌توانست آزاد کار خودش را ادامه بدهد؛ نه هیچ یک از اقشار ملت کارشان را می‌توانستند ادامه بدهند. و در زمان ایشان هم همین اختناق به طریق بالاتر باقی است و باقی بود. و الآن هم باز نیمۀ حشاشۀ[۲]او که باقی است، نیمۀ حشاشۀ این اختناق هم باقی است. ما می‌گوییم که خود آن آدم، دولت آن آدم، مجلس آن آدم ـ تمام اینها غیرقانونی است و اگر ادامه به این بدهند، اینها مجرمند و باید محاکمه بشوند، و ما آنها را محاکمه می‌کنیم.

تعیین دولت با پشتیبانی ملت
من دولت تعیین می‌کنم! من تو دهن این دولت می‌زنم! من دولت تعیین می‌کنم! من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می‌کنم! من به واسطۀ اینکه ملت مرا قبول دارد[۳]... این آقا[۴]که خودش هم خودش را قبول ندارد! رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد؛ فقط امریکا از این پشتیبانی کرده و فرستاده، به ارتش دستور داده که از این پشتیبانی بکنید؛ انگلیس هم از این پشتیبانی کرده و گفته است که باید از این پشتیبانی بکنید. یک نفر آدمی که نه ملت قبولش دارد، نه هیچ یک از طبقات ملت از هر جا بگویید قبولش ندارند، بله چند تا از اشرار را دارند که می‌آورند توی خیابانها! از خودشان هست این اشرار، فریاد هم می‌کنند، از این حرفها هم می‌زنند. لکن ملت این است، این[۵]ملت است.

می‌گوید که در یک مملکت که دو تا دولت نمی‌شود! خوب، واضح است این؛ یک مملکت دو تا دولت ندارد لکن دولت غیرقانونی باید برود. تو غیر قانونی هستی! دولتی که ما می‌گوییم، دولتی است که متکی به آرای ملت است؛ متکی به حکم خداست. تو باید یا خدا را انکار کنی یا ملت را! باید سر جایش بنشیند این آدم! و یا اینکه به امر امریکا و اینها وادار کند یک دسته‌ای از اشرار، این ملت را قتل‌عام کند.

هشدار به ملت ایران
ما تا هستیم نمی‌گذاریم اینها سلطه پیدا کنند. ما نمی‌گذاریم دوباره اعاده بشود آن حیثیت سابق و آن ظلم‌های سابق. ما نخواهیم گذاشت که محمدرضا برگردد. اینها می‌خواهند او را برگردانند. بیدار باشید! ای مردم، بیدار باشید! نقشه دارند می‌کشند. ستاد درست کرده مردکه[۶]در آن جایی که هستش؛ روابط دارند درست می‌کنند. می‌خواهند دوباره ما را برگردانند به آن عهدی که همه چیزمان اختناق در اختناق باشد، و همۀ هستی ما به کام امریکا برود. ما نخواهیم گذاشت؛ تا جان داریم نخواهیم گذاشت.

و من از خدای تبارک و تعالی سلامت همۀ شما را خواستار هستم. و من عرض می‌کنم بر همۀ ما واجب است که این نهضت را ادامه بدهیم تا آن وقتی که اینها ساقط بشوند؛ و ما به واسطۀ آرای مردم، مجلس سنا[۷]درست بکنیم؛ و دولت اول را ـ دولت دائمی را ـ تعیین بکنیم.

اندرز و اتمام حجت به ارتش
و من باید یک نصیحت به ارتش بکنم و یک تشکر از یک ارکان ارتش، یک قشرهایی از ارتش. اما آن نصیحتی که می‌کنم این است که ما می‌خواهیم که شما مستقل باشید. ما داریم زحمت می‌کشیم، ما خون دادیم، ما جوان دادیم، ما حیثیت و آبرو دادیم، مشایخ ما حبس رفتند، زجر کشیدند، می‌خواهیم که ارتش ما مستقل باشد. آقای ارتشبد، شما نمی‌خواهید، آقای سرلشکر، شما نمی‌خواهید مستقل باشید؟ شما می‌خواهید نوکر باشید؟! من به شما نصیحت می‌کنم که بیایید در آغوش ملت؛ همان که ملت می‌گوید بگویید. بگویید ما باید مستقل باشیم. ملت می‌گوید ارتش باید مستقل باشد، ارتش نباید زیر فرمان مستشارهای امریکا و اجنبی باشد؛ شما هم بیایید ـ ما برای خاطر شما این حرف را می‌زنیم ـ شما هم بیایید برای خاطر خودتان این حرف را بزنید، بگویید: ما می‌خواهیم مستقل باشیم، ما نمی‌خواهیم این مستشارها باشند. ما که این حرف را می‌زنیم که ارتش باید مستقل باشد، جزای ما این است که بریزید توی خیابان، خون جوانهای ما را بریزید که چرا می‌گویید من باید مستقل باشم! ما می‌خواهیم تو آقا باشی.

قدرشناسی از نظامیان پیوسته به ملت
و اما تشکر می‌کنم از این قشرهایی که متصل شدند به ملت. اینها آبروی خودشان را، آبروی کشورشان را، آبروی ملتشان را، اینها حفظ کردند. این درجه‌دارها، همافرها، افسرهای نیروی هوایی ـ اینها همه مورد تشکر و تمجید ما هستند؛ و همین طور آنهایی که در اصفهان و در همدان و در سایر جاها اینها تکلیف شرعی، ملی، کشوری خودشان را دانستند و به ملت ملحق شدند و پشتیبانی از نهضت اسلامی ملت کردند. ما از آنها تشکر می‌کنیم و به اینهایی که متصل نشدند می‌گوییم که متصل بشوید به اینها. اسلام برای شما بهتر از کفر است؛ ملت برای شما بهتر از اجنبی است. ما برای شما می‌گوییم این مطلب را، شما هم برای خودتان این کار را بکنید. رها بکنید این را. خیال نکنید که اگر رها کردید، ما می‌آییم شما را به دار می‌زنیم! این چیزهایی است که شماها یا کسان دیگر درست کرده‌اند؛ و الاّ این همافرها و این درجه‌دارها و این افسرها که آمدند و متصل شدند، ما با کمال عزت و سعادت آنها را حفظ می‌کنیم. و ما می‌خواهیم که مملکتْ مملکت قوی باشد. ما می‌خواهیم که مملکت دارای یک نظام قدرتمند باشد. ما نمی‌خواهیم نظام را به هم بزنیم. ما می‌خواهیم نظام محفوظ باشد لکن نظامِ ناشی از ملت در خدمت ملت؛ نه نظامی که دیگران سرپرستی‌اش بکنند و دیگران فرمان به آن بدهند.

مقصود من از مجلس «سنا» مجلس «مؤسسان» بود نه مجلس سنا. مجلس سنا اصلش یک حرف مزخرفی است! همیشه بوده!

والسلام علیکم و رحمة‌اللّه‌ و برکاته

 
۱ ـ شاه. 
۲ ـ پَرِکاه؛ بقیه روح در شخص بیمار.در اینجا منظور دولت بختیار است.
۳ ـ ابراز احساسات شدید مردم موجب شد که سخنان امام قطع شود.
۴ ـ بختیار. 
۵ ـ اشاره به حضار.
۶ ـ شاه.
۷ ـ به توضیح امام در پایان همین سخنرانی توجه کنید.


تاریخ : جمعه 12 بهمن 1397 | 01:00 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست
بسم الله الرحمن الرحیم


حضرت زهرا(سلام الله علیها) در کلام امام خمینی(رحمت الله علیه)




[حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)] زنی که افتخار خاندان وحی[است] و چون خورشیدی بر تارک اسلام عزیز می درخشد.1
حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) زنی که فضایل او هم تراز فضایل بی نهایت پیامبر اکرم و خاندان عصمت و طهارت بود.2
زنی که در حجره ای کوچک و خانه ای محقّر، انسان هایی تربیت کرد که نورشان از بسیط خاک، تا آن سوی افلاک و از عالم ملک، تا آن سوی ملکوت اعلا می درخشد.3
صلوات و سلام خداوند تعالی، بر این حجره محقری که جلوه گاه نور عظمت الهی و پرورشگاه زبدگان اولاد آدم است.4
[حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)] زن معمولی نیست. او موجود ملکوتی است که در عالم به صورت انسان ظاهر شده است.5



حضرت زهرا(سلام الله علیها) در کلام مقام معظم رهبری


دخت گرامی رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله) معمای ناشناخته ذهن و معارف بشری است.(17/10/1369)
عمده ترین رمز بقای اسلام، از طریق حضرت فاطمه(سلام الله علیها) است.(24/9/1371).
درباره زهرای اطهر علیها السلام هر چه انسان بیشتر فکر کند و در حالات آن بزرگوار بیشتر تدبّر کند، بیشتر دچار شگفتی خواهد شد. تعجب انسان نه فقط از این جهت است که چه طور یک موجود انسانی در سنین جوانی می تواند به این رتبه از کمالات معنوی و مادی نایل بشود- که البته این خود هم یک حقیقت شگفت انگیز است- بلکه بیشتر از این جهت است که اسلام با چه قدرت عجیبی توانسته است تربیت والای خود را به حدی برساند که یک زن جوان در آن شرایط دشوار، بتواند این منزلت عالی را کسب کند. هم عظمت این موجود واین انسان والا تعجب آور و شگفت انگیز است و هم عظمت مکتبی که این موجود عظیم القدر و جلیل المنزله را پدید آورده است.(25/9/1371)
شما یک زن را با همه محدودیت هایی که از جهات مختلف ممکن است برای او وجود داشته باشد- به خصوص در آن دوران که محدودیت ها بیشتر بوده است- در نظر بگیرید، آن وقت ببینید که این بانوی مکرم، چه عظمتی را در آن شرایط و در طول این عمر کوتاه نشان داده است.(25/9/1371)
ما باید احساس محبت به فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را در زندگی خود پیاده کنیم؛ زیرا بدون پیوند عملی به اصل آن، محبت مورد سؤال قرار خواهد گرفت؛ در پی محبت، باید اطاعت و متابعت باشد.(17/10/1369)

پی نوشت ها:
1. صحیفه نور، ج12، ص 72.
2. همان.
3. همان، ج16، ص 125.
4. همان.
5. همان، ج6، ص 185.

 ----------------------------------

بیانات رهبر انقلاب در مورد حضرت زهرا(س) . . .

کوثر تمام نشدنی است
فیوضات فاطمه‌ زهرا(سلام‌اللَّه‌ علیها)، به مجموعه‌ كوچكى كه در مقابل مجموعه‌ انسانیت، جمع محدودى به حساب مى‌آید، منحصر نمى‌شود.
به گزارش برنا برکت وجود انقلاب اسلامی ، امام راحل و مجاهدت شهیدان موجب شد تا حقیقت اسلام در ایران زنده شود و حوادث عظیم تاریخ اسلام و عاشورا در دل مردم جایگاه رفیعی پیدا کند. یکی از این برکت ها، برگزاری مراسم عزاداری دخت گرامی پیامبر اعظم(ص) حضرت فاطمه زهرا(س)به صورت مردمی و خودجوش و ناگذاری دو دهه فاطمیه(س) بوده است. به همین جهت سخنان رهبر فرزانه انقلاب اسلامی درباره عظمت و بزرگی سرور زنان عالم ، حضرت فاطمه زهرا(س) را می توانید در ادامه بخوانید.
بشریت یكجا مرهون فاطمه‌ى زهرا (س)
فیوضات فاطمه‌ى زهرا(سلام‌اللَّه‌ علیها)، به مجموعه‌ى كوچكى كه در مقابل مجموعه‌ى انسانیت، جمع محدودى به حساب مى‌آید، منحصر نمى‌شود. اگر با یك دید واقع‌بین و منطقى نگاه كنیم، بشریت یكجا مرهون فاطمه‌ى زهرا (سلام‌اللَّه‌ علیها) است - و این گزاف نیست؛ حقیقتى است - همچنان كه بشریت مرهون اسلام، مرهون قرآن، مرهون تعلیمات انبیا و پیامبر خاتم(صلّى‌اللَّه‌ علیه و آله‌ و سلّم) است. در همیشه‌ى تاریخ این‌طور بوده، امروز هم همین‌طور است و روزبه‌روز نور اسلام و معنویت فاطمه‌ى زهرا(سلام‌اللَّه‌ علیها) آشكارتر خواهد شد و بشریت آن را لمس خواهد كرد.
برادران عزیز! آنچه ما وظیفه داریم، این است كه خود را شایسته‌ى انتساب به آن خاندان كنیم. البته منتسب بودن به خاندان رسالت و از جمله‌ى وابستگان آنها و معروفین به ولایت آنها بودن، دشوار است. در زیارت مى‌خوانیم كه ما معروفین به دوستى و محبت شما هستیم؛ این وظیفه‌ى مضاعفى را بر دوش ما مى‌گذارد(1).
معنای ناگشوده ذهن بشر
در باب‌ فاطمه‌ی‌ زهرا (سلام‌الله‌ علیها) است‌. برای‌ انسانهای‌ كوچكی‌ مثل‌ من‌، خیلی‌ دشوار است كه‌ بخواهند ـ ولو از دور ـ درباره‌ی‌ آن‌ عظمت‌ سخن‌ بگویند. ما یك‌ چیز و یك‌ خیال‌ و یك‌ تصویر و یك‌ نقش‌ در ذهنمان‌ می‌گذرانیم‌. این‌ كجا، و واقعیتها و حقیقتها ـ كه‌ بسی‌ عظیمتر از ذهن‌ ماست‌ ـ كجا؟ واقعا دختر پیامبر(ص‌)، معمای‌ ناگشوده‌ی‌ ذهن‌ بشر و معارف‌ بشری‌ است‌. همه‌ی‌ انسانها را یك‌ طرف‌ بگذارید، اولیا را هم‌ در طرف‌ دیگر بگذارید. با این‌كه‌ تعداد اولیا كم‌ است‌، اما وزنه‌ی‌ آنها از همه‌ی‌ بشریت‌ سنگینتر است‌. اگر ملاك‌ وزانت‌ و عظمت‌ را معرفت‌ و آگاهی‌ از حقیقت‌ عالم‌ و نزدیكی‌ به‌ خدا ـ یعنی‌ سرچشمه‌ی‌ همه‌ی‌ وجودها ـ بدانیم‌، یكی‌ از اولیای‌ خدا، از ماسوای‌ همه‌ی‌ اولیا و از همه‌ی‌ وجود منهای‌ اولیا، عظیمتر و وزینتر و باشكوهتر است‌.
وقتی‌ به‌ صف‌ اولیا و عبادالله‌الصالحین‌ نگاه‌ می‌كنید، قله‌هایی‌ وجود دارد كه‌ نسبت‌ آن‌ قله‌ها به‌ بقیه‌ی‌ انسانهای‌ بزرگ‌ عالم‌ معنا، یك‌ نسبت‌ غیرقابل‌ تصور و فوق‌العاده‌ عظیمی‌ است‌. اختلاف‌، اختلاف‌ فاحشی‌ است‌. این‌ قله‌ها، همان‌ كسانی‌ هستند كه‌ در تاریخ‌ نبوتها هم‌ هرجا شما چشم‌ بدوزید، از هر طرف‌ آنها را می‌بینید; مثل‌ انبیای‌ اولوالعزم‌ و بزرگانی‌ از این‌ دست‌ و در این‌ حد. اما در مجموعه‌ی‌ این‌ عظمتها و شكوهها و در بین‌ این‌ برجسته‌ترینها كه‌ ذكرشان‌ برای‌ ما فقط لقلقه‌ی‌ لسان‌ است‌ و امثال‌ من‌، دل‌ و روح‌ و جانشان‌، بسیار كوچكتر و خردتر و حقیرتر از آن‌ است‌ كه‌ بخواهند این‌ معنویتها را درك‌ كنند و همین‌طور از دور تصویری‌ در ذهنشان‌ دارند و آن‌ را بر زبان‌ می‌آورند ـ كه‌ باز این‌ تصویر هم‌، از كلمات‌ خودشان‌ است‌ چند نمونه‌ی‌ بسیار نادر وجود دارد كه‌ از حد توصیف‌ و بیان‌ بالاترند و یكی‌ از اینها، فاطمه‌ی‌ زهرا (سلام‌الله‌ علیها) است‌. فقط با پیامبر و با امیرالمؤمنین‌ می‌شود او را مقایسه‌ كرد(2).
میدان امتحان
میدان، میدان امتحان است. میدان كارِ تصادفى نیست. میدان امتیاز دادنِ بیخودى نیست. خداى متعال بیخودى به كسى امتیاز نمى‏دهد. این جوهر، این اراده قوى، این عزم راسخ، این گذشت و فداكارى در فاطمه زهرا (س) كار را به آن‏جا مى‏رساند كه او سنگ الماسى مى‏شود كه همه این چرخها بر روى آن مى‏چرخد. دشوارترین چرخها را باید بر روى سخت‏ترین پایه‏ها و قاعده‏ها بچرخانند. این چرخ عظیم تاریخ اسلام و امتحانهاى دشوار، در همان دوران كوتاه، بر روى دوش فاطمه زهرا (سلام‏اللَّه‏علیها) بود. خدا او را انتخاب كرد و او توانست بشریّت را نجات دهد. فاطمه زهرا(سلام‏اللَّه‏علیها) فرشته نجات انسانها در طول تاریخ است. براى همین هم هست كه ائمّه (علیهم‏السّلام) این‏قدر براى آن بزرگوار تكریم و حرمت قائلند و نسبت به او اظهار خشوع مى‏كنند. هیچ مقامى از این بالاتر وجود دارد؟(3)
کوثر تمام نشدنی است
بیشترین سنی که برای فاطمه‏ی زهرا (سلام‏الله‏علیها) طبق تواریخ مختلف گفته می‏شود، از هجده سال است تا بیست‏ودو سال. از آن تکریمی که امیرالمؤمنین برای ایشان قائل است، و از آن تکریمی که در روایات و کلمات همه‏ی ائمه (علیهم‏السّلام) درباره‏ی فاطمه‏ی زهرا (سلام‏الله‏علیها) آمده، انسان می‏فهمد که چه عظمت و شیفتگی‏یی در کلمات ائمه نسبت به فاطمه‏ی زهرا موج می‏زند. هر یک از ائمه شط خروشانی هستند که فضای معرفت و استعدادهای بشری را سیراب و بارور کرده‏اند و همه‏ی این جویبارها از این چشمه سرازیر می‏شوند؛ چشمه‏ی جوشان فاطمه‏ی زهرا (سلام‏الله‏علیها). روایات صادقین (علیهم‏السّلام)، عظمت حضرت رضا و موسی‏بن‏جعفر و ائمه‏ی بعدی، مقام والای حضرت بقیّةالله (ارواحنا فداه)، همه جویبارهای آن کوثرند؛ آن کوثر تمام نشدنی، آن چشمه‏ی جوشان؛ برکات فاطمه‏ی زهرا اینهاست(4).
سرور همه زنان عالم
اگر شخصیت فاطمه زهرا سلام‏اللَّه علیها براى ذهنهاى ساده و چشمهاى نزدیك‏بین ما آشكار مى‏شد، ما هم تصدیق مى‏كردیم كه فاطمه زهرا سلام‏اللَّه‏علیها سرور همه زنان عالم است؛ بانویى كه در سنین كم و در عمر كوتاه، به مقامات معنوى و علمى و معرفتى و به مرتبه‏اى برسد كه برابر مرتبه انبیا و اولیاست. در واقع فاطمه زهرا فجر درخشانى است كه از گریبان او، خورشید امامت و ولایت و نبوّت درخشیده است؛ آسمان بلند و رفیعى است كه در آغوش آن، ستاره‏هاى فروزان ولایت قرار گرفته است. همه ائمّه علیهم‏السّلام براى مادر بزرگوار خود تكریم و تجلیلى قائل بودند كه براى كمتر كسى این همه احترام و تجلیل را از آن بزرگواران مى‏شود دید(5).

پی نوشت:
1- سخنرانى در دیدار با مداحان اهل‏بیت(ع)، به مناسبت میلاد مبارك صدیقه‏ى كبرى‏ فاطمه‏ى زهرا(س)5/10/1370،
2- سخنرانی‌ در دیدار مداحان‌ اهل‌بیت‌(ع‌)، به‌ مناسبت‌ میلاد مبارك‌ صدیقه‌ی‌ كبری‌ فاطمه‌ی‌ زهرا(س‌) ،۱۳۶۹/۱۰/۱۷
3- بیانات رهبر فرزانه انقلاب اسلامى ‏در دیدار مدّاحان آل اللَّه به مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) ، ۱۳۷۷/۰۷/۱۹
4- بیانات رهبر فرزانه انقلاب اسلامى‏ در دیدار مداحان به مناسبت میلاد حضرت فاطمه (س)، ۱۳۸۳/۰۵/۱۷
5- بیانات مقام معظم رهبرى‏در همایش بزرگ خواهران در ورزشگاه آزادى به مناسبت جشن میلاد كوثر ،۱۳۷۶/۰۷/۳۰


منبع: تابناک




طبقه بندی: حضرت زهرا (س)،
برچسب ها: یازهرا، اولین فدایی راه ولایت، صدیقه اطهر، وای مادرم، یافاطمه الزهرا،

تاریخ : سه شنبه 9 بهمن 1397 | 12:41 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست
مهربانترین مادر دنیا

فاطمه جان نخستین ستاره ای بودی که در عرش به خورشید نبوت رسیدی؛ ستاره ای نیلی به رنگ جراحت آسمان و زخم زمان. ای ام ابیها! ای مهربان ترین مادر، حبیبه حق و شفیعه ی حشر، پدر و مادرم فدای دست های مهربانت باد. تو محور آسمان ایثاری و اولین علت خلقت. ای مادر رسالت و همتای ولایت؛ به روزهایی می اندیشیم که پس از واقعه ی عظیم غدیر، همراه با حسنین به خانه های اهل مدینه می رفتی و با بیان وحیانی خویش حجت الهی را بر غافلان، تمام می کردی و بدین سان از آغاز، حمایت از ولایت، سرلوحه خصایل آسمانی ات بود.

غبار غم از سیمای زیبای علی می زدودی و بر زخم های فزون از ستاره ی پیکرش که نشان از رزم با باطل داشت، مرهم می نهادی. فتوحات مولا، رهین مهربانی توست. هنوز خطابه های رسایت سراج راه مجاهدان است و بر آفاق تاریخ می تابد. پاره تن رسول یار بودی و یگانه یاور یکتا ،امیر عاشقان. تلألؤ ذوالفقارعلی، وامدار عزم و عزت تو بود. آنگاه که بر بی بصیرتان و دنیا پرستان غضب می کردی، غضبناکی آفریدگار قادر، آشکار می شد. رضای تو رضای حق بود و با خرسندی ات، تمامت اهل عرش و ساکنان قدس، قرین شعف می شدند.یا زهرا (س) در ایام شهادتت دلهایمان را به سوی بقیع پر داده ایم...









تاریخ : پنجشنبه 4 بهمن 1397 | 10:37 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | موقع نظر دادنه

وعده صادق

وعده صادق یعنی وعده حاج قاسم برای نابودی داعش که در زمان وعده داده شده انجام شد... به وعده دروغ هم نباید اعتماد کرد برای نمونه: امضای کری تضمین است.





در بهار آزادی، جای شهدا خالی

شادی روح همه شهدای مدافع حرم اعم از فاطمیون افغانستان، زینبیون پاکستان، حزب الله لبنان، حیدریون عراق، شهدای سوری و شهدای ایرانی صلواتی هدیه کنیم.


#پایان_داعش

#پایان_داعش_را_تبریک_میگوییم



تاریخ : چهارشنبه 1 آذر 1396 | 09:17 ق.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نظرات

بقیع، در خلوت غریبانه اش دل به صدای مردی سپرده است؛ مردی که خدا، بسیار دوستش دارد.

ماه، رخسار به خاک مزاری نهاده، که مدت هاست روشنای هیچ شمعی را حس نکرد، سوسوی هیچ فانوسی را نشنید و گرمایِ هیچ اشکی را لمس نکرد. مزاری که مثل صاحب غریبش، غریب است. تنها حضور اشک های یک مرد را می فهمد.

یک تکّه از آسمان است، که در دل خاک پنهان است. یک سهم از بهشت است، که در بقیع گم شده است. یک سوره از قرآن است، که قرن ها تلاوت نشد، جز با لب و زبان همین مرد؛ همین مرد که چهره بر خاک گذارده و غریبانه ترین عاشقانه ها را در فراق آن غربت بی نهایت، سر داده است!

سلام، غریب تر از هر غریب!

سلام، آشنایِ غریب، مهربانِ غریب، بزرگ زاده غریب!

سلام، مزار بی چراغ، تربت بی زایر، بهشت گمشده!

سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده!

سلام، سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده!

سلام، امام غریب من!

آمده ام؛ با تمام دلم، با قدم های احساسم، با حضور هر چه تمام ارادتم.

آمده ام؛ تا فانوس های روشن اشک هایم را، بر مزار بی چراغت، بیاویزم!

آمده ام؛ تا شریک غربت بی نهایتت باشم.

آمده ام ـ کبوترانه آمده ام ـ تا از دستان مهربانت، آب و دانه بدهی!

آمده ام؛ با دسته دسته یا کریم های اخلاص و محبّت، تا شاید لحظه ای در گنبد نگاه مهربانت، پناه گیرم.

ای کریم اهل بیت! حالا این من و این وسعت بی حدّ و مرزِ لطف تو.

این دلِ کوچک من و این عنایت بزرگ تو. این گدای غریب و این هم، سلطان غریب؛ بزم غریبانه مان جور است.

تو غریب، من هم غریب.

امّا ... نه! غربت من کجا و غریبی تو کجا! آخر شما، غربتت را هم از پدر به ارث برده ای و هم از مادر مولای من! چگونه می شود زینت شانه های پیامبر باشی، خون علی و فاطمه در رگ هایت جاری باشد، سید جوانان اهل بهشت باشی و آن وقت، این روزگار نامرد، دل به عشقت نسپارد. امام مظلوم من! چند بار از پشت، خنجر خورده ای؟! چند بار نیش سوزناک خیانت را چشیده ای؟! چند بار ...؟ انگار قصّه غربت شما پایان ندارد! آقا! زهری که بر جگرت نشست، تنها زهر جعده نبود؛ زهر بدعتی بود که مسیر عشق را عوض کرد. وقتی که دل به این بدعت بسپرند، عجیب نیست این که حتی در کنار همسفر زندگیت، غریب باشی!

یا کریم اهل بیت! تو بزرگ تر از آن بودی که در ذهن کوچک بشر بگنجی.

چگونه به تنهایی مولایم اشک نریزم؟

سیدعلی اصغر موسوی

بقیع، ای آستان غربت، ای تربت مظلومیّت و ای ساحت دیر آشنای غم و تنهایی! چه بیدادها با تو روا داشته اند؛ خنجر کینه، بر قامت آسمان آرایت نواختند؛ از جنس کینه های ابوجهلی و اباسفیانی، از جنس کوفی و شامی!

... و آن زن، که شبان گاهان، زلالی آب را نتوانست تحمّل کند!

آن زن، که آفتاب را به قیمت سایه فروخت!

آن زن، که دست هایش را در آب، به «آتش» سپرد!

بقیع، ای آستان غربت! چگونه به تنهایی مولایم نگریم، آن گاه که به «مداین» فکر می کنم، آن گاه که خیمه اش را منافقان داعیِ جهاد، غارت کردند!

چگونه به تنهایی مولایم اشک نریزم، وقتی که حتی سایه تابوتش را به آماج تیر گرفتند!

چگونه به تنهایی اش گریه نکنم، که حتی امروز، بر آستان کبریایی اش، شمعی جز اشک فرشتگان نمی سوزد! چه قدر کینه فرزندان قابیل سخت است! کینه ای که گاه با شمشیر، گاه با زهر، گاه با آماج تیر و گاه با تخریب تربت پاکان، توام است.

شب بود و لب های تشنه مولا، حلاوت شربت را می چشید؛ شربتی که انگیزه بازگشت به منزل ازلی ـ بهشت ـ بود، شربتی که طعم «شهادت» داشت.

عشق، تمام وجودش را می سوزاند و مستی شهادت، نگاهش را به عرش دوخته بود. کسی صدایش می کرد؛ کسی که دستش را از سینه آسمان، به سمت او دراز کرده بود.

بر شمع نرفت از گذرِ آتشِ دل، دوش آن دود که از سوزِ جگر، بر سرِ ما، رفت

دور از رخ تو، دم به دم از گوشه چشمم سیلاب سرشک آمد و توفان بلا رفت

نجوای اندوه، تمام اهل خانه را گرفته بود و گاه، صدای ناله ای بلند، تا انتهای نخلستان می رفت. باز هم بانویی بی طاقت؛ بانویی که تاب خود را برای حضور در کربلا می آزمود. آه از رسم ناجوانمردانه دنیا! که سیاهی قلبش نژند، و کینه نژندش، ناتمام است.

مولا جان! قسم به نامت ـ که زیبایی تمام هستی در آن نهفته است ـ ، معنایی برای دل، برای «عشق»، برای اشک و تماشا، نمی ماند؛ اگر جرعه ای از زلال محبتت را نمی چشیدیم!

مولای من! مهربانی نگاهت، مثل پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، سخاوت دست هایت، مثل علی علیه السلام و شهامت کلامت، مثل فاطمه علیهاالسلام بود. مولاجان! امروز، تمام هستی خود را به پای اشکی می فشانیم که با یاد تو، از گونه هایمان جاری ست؛ تا دل به مویه های غریبانه بقیع بسپارد.

ای خفته در پناه تاریخ، بقیع! آیینه نمای آه تاریخ، بقیع!

مصداق تمام غصه هامان هستی مظلوم ترین نگاه تاریخ، بقیع!

مولاجان! با یاد تو، دل ها شکسته می شوند و با نام تو، اشک ها جاری! تو را به دل های شکسته؛ تو را به اشکهای جاری! ما را جرعه ای زیارت، بچشان؛ که اشک هامان نذر آستانه توست.



تاریخ : جمعه 26 آبان 1396 | 09:25 ق.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نظرات
  • بیست و هشتم صفر سالروز رحلت رسول مهربانی ها حضرت محمدبن عبدالله (ص) است که رسالتی بزرگ را از سوی خداوند متعال برای جهانیان به سرانجام رساند و رحلتش مسلمانان را درسوگ بزرگ قرار داد. محمد رسول الله (ص) با اخلاق الهی، کتاب قوانین بشریت به نام قرآن و سلسله امامت و ولایت را از نسل خود برای سعادتمندی مردم ارایه کرد تا خلق و خوی محمدی(ص) در جهان عطر آگین شود.




بار دگر، یاد تو زد آتش به جانم

جا دارد از اندوه این درد

گر جاى اشك، از دیدگانم، خون چكانم

اى سوره عشق‏

اى آیه مهر

اى چشمه نور

اى اختر تابنده، اى یاد معطّر

اى برترین و آخرین پیغام آور

اى پا نهاده بر بلنداهاى افلاك

اى همنشین بینوا بر بستر خاك

رفتى ولى ما را به دست غم سپردى

اى خوب ... اى پاك!

در روزهاى تیره و شبرنگ «بطح»

در ظلمت كور كویر جاهلیت

مشعل به كف، درد آشنا، ره مى‏گشودى

در اوج خشم و كینه دیرین «یثرب»

در سینه‏ ها بذر محبّت مى ‏فشاندى

پاك و مبرا بودى از هر لغزش و عیب

سیماى تو آیینه ایزدنما بود

چشم خدا بین تو هم، چشم خدا بود

اى وارث خط شفقگون رسالت

دردا ... دریغا!

اى امى گویا ... از آن روزى كه رفتى

ما، همچنان در انتظارى تلخ، ماندیم

بعد از تو اى محمود احمد، اى محمد (ص)

دیگر بلال «اللّه اكبر» بر نیاورد

جبریل از سوى خدا دیگر نیامد

خوش روزگارى داشتیم اندر كنارت

امّا دریغ، آن روزها دیرى نپایید

رفتى ... ولى از یاد ما هرگز نرفتى‏

بعد از تو اشك دیده‏مان هرگز نخشكید

بعد از تو خاطرهایمان هرگز نیاسود

بعد از تو، اى یار ضعیفان، قصه ما

غم بود و حرمان بود و درد تازیانه

یا كنج زندان، یا اسارت، یا شهادت

آزارها و حمله‏هاى وحشیانه

بعد از تو اولاد على آواره گشتند

بر خون سجود آورده و در خون نشستند

بعد از تو، ما ماندیم و غوغا سقیفه

بعد از تو، ما ماندیم، با زهراى مظلوم

آن چهره‏ اى، كش بارها بوسیده بودى

آزرده و سیلى خور دست ستم شد

در كوفه محراب على گردید گلگون

صحراى سرخ كربلا رنگین شد از خون

لبهاى قرآن خوان و حقگوى حسینت.

آماج ضربتهاى چوب خیزران گشت

یار وفادارت، «ابوذر»

چون عاشقان، در غربت تبعید، جان داد

«عمار یاسر» كشته گردید

فریادهاى «مالك اشتر» فرو خفت

بیدارهامان بر فراز دار رفتند

اى بنده خوب خداون

بعد از تو، ما ماندیم و میراث شهیدان

بعد از تو، ما بودیم و خیل سوگواران

رفتى تو، اى تندیس اخلاق و فضائل

اى عقل كامل

رفتى ولى ما را به دست غم سپردى

یادت گرامى باد، اى یاد معطّر

اى نامت احمد

نامت بلند و جاودان باد



تاریخ : جمعه 26 آبان 1396 | 09:19 ق.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نظرات



حضرت فاطمه معصومه (ع) در اوّلین روز ماه ذى القعده سال 173 هـ ق،  25 سال بعد از تولد حضرت امام رضا (ع) در شهر مدینه منوّره چشم به جهان گشود.


از میان فرزندان بزرگوار حضرت امام موسى بن جعفر(ع)، دو فرزند ایشان یعنى حضرت امام على بن موسى الرضا (ع) و حضرت فاطمه کبری (ع) ملقّب به معصومه، از ویژگی های خاص برخوردار بوده اند تا  ادامه دهنده خطّ امامت بعد از پدر باشند.


آن حضرت به همراه امام رضا (ع) هر دو در دامان پاک یک مادر بزرگوار به نام حضرت نجمه خاتون (س) که از مهاجران مغرب بود، رشد و پرورش یافته اند. این در حالى است که پدر بزرگوارشان پیوسته در زندان هارون الرشید بسر مى بردند و سرانجام در همان زندان، هنگامى که حضرت معصومه (س) در سن ده سالگى بود، به شهادت رسیدند و از آن زمان به بعد حضرت معصومه (س) تحت مراقبت برادرش امام رضا (ع) قرار گرفت.


حضرت معصومه (س)، معصوم به معنایی که در مورد پیامبران و امامان به کار می رود نبوده، امّا ایشان دارای طهارت روح و کمالات معنوی بالایی بودند، به گونه ای که به زائرانش وعده بهشت داده شده است


اطلاق «معصومه» بر فاطمه دختر موسی بن جعفر (ع)
نام حضرت معصومه، فاطمه است. در کتاب های روایی و تاریخی نیز، از آن حضرت با عنوان فاطمه بنت موسى بن جعفر (ع) یاد شده است، امّا صدها سال است که آن حضرت با این لقب مشهور هستند، و این لقب نزد ایرانیان تبدیل به اسم برای ایشان شده است.
حضرت معصومه (س)، معصوم به معنایی که در مورد پیامبران و امامان به کار می رود[4] نبوده، امّا ایشان دارای طهارت روح و کمالات معنوی بالایی بودند، به گونه ای که به زائرانش وعده بهشت داده شده است.


لازم به ذکر است که عصمت امر نسبی است. با توجه به روایاتی که در شأن و منزلت حضرت معصومه وارد شده است، می توان مرتبه ای از عصمت – نه در حد ائمه- برای ایشان قائل شد. این مسئله در حق چنین بانویی بعید به نظر نمی رسد؛ چرا که این حد از عصمت به معنای دوری از گناه در زندگی عالمان بزرگ نیز فراوان مشاهده می شود.


ورود حضرت معصومه (س) به قم
در سال 2ظ ظ  هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این که کسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه خود بیاورند راهى خراسان شدند.


حضرت معصومه یک سال بعد از هجرت تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو، در سال 201 هجری قمری، به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت، به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. در شهر ساوه عده اى از مخالفان اهل بیت که از پشتیبانى مأموران حکومت برخوردار بودند، سر راه کاروان آنان را گرفته و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى حضرت (س) معصومه را نیز مسموم کردند.


عصمت امر نسبی است. با توجه به روایاتی که در شأن و منزلت حضرت معصومه وارد شده است،می توان مرتبه ای از عصمت – نه در حد ائمه- برای ایشان قائل شد. این مسئله در حق چنین بانویی بعید به نظر نمی رسد؛ چرا که این حد از عصمت به معنای دوری از گناه در زندگی عالمان بزرگ نیز فراوان مشاهده می شود


به هر حال، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س) بیمار شدند و چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود، قصد شهر قم را نمود. حدوداً در روز 23 ربیع الاول سال 2ظ 1 هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. و در محلى که امروز «میدان میر» نامیده مى شود در منزل «موسى بن خزرج» فرود آمدند و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.


آن بزرگوار به مدت 17 روز در این شهر زندگى کرد. محل زندگی و عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» بود که هم اکنون محل زیارت ارادت مندان آن حضرت است.



بانویم معصومه علیهاالسلام! نگاه معصومانه‏ات، امید را در دل خسته زمین می‏رویاند و رایحه پاک بهشتی‏ات، نسیم را به وجد می‏آورد.
سالروز ولادت حضرت معصومه (س) و روز دختر مبارک


تاریخ : سه شنبه 3 مرداد 1396 | 06:52 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست

بسم الله الرحمن الحیم

روز قدس آخرین جمعه ماه رمضان است که در آن علیه رژیم صهیونیستی اسرائیل و اشغال فلسطین راهپیمایی اعتراض آمیزی در کشورهای مختلف برگزار می‌شود. در بعضی کشورها به خاطر عدم مجوز پلیس برای روز جمعه، راهپیمایی در روز دیگری انجام شده[۱] یا فقط امکان برگزاری همایش‌هایی به این منظور داده می‌شود.

این روز چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در ۱۶ مرداد ۱۳۵۸ش (۱۳ رمضان ۱۳۹۹ه‍.ق) با پیام امام خمینی برای حمایت از ملت فلسطین نام‌گذاری شد.

از آنجا که آخر ماه رمضان در کشورهای مختلف متفاوت است، در صورتی که روز آخر ماه رمضان در ایران جمعه یا شنبه باشد روز قدس معمولاً یک هفته زودتر برگزار می‌شود تا هماهنگی با سایر کشورهای اسلامی ایجاد شود.

روز قدس به عنوان روز بیداری مسلمانان و اتحاد آنها در مقابل دشمنانشان بوده و اختصاص به قدس و فلسطین ندارد.



روز قدس در کلام شخصیت‌ها

امام خمینی


«روز قدس، جهانی است، و روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است، روز مقابله ملت‌هایی است که در زیر فشار ظلم آمریکا و غیر آمریکا بودند، روزی است که باید مستضعفین مجهز بشوند در مقابل مستکبرین، و دماغ مستکبرین را به خاک بمالند.»

«روز قدس فقط روز فلسطین نیست، روز اسلام است؛ روز حکومت اسلامی است. روزی است که باید جمهوری اسلامی در سراسر کشورها بیرق آن برافراشته شود. روزی است که باید به ابرقدرت‌ها فهماند که دیگر آنها نمی‌توانند در ممالک اسلامی پیشروی کنند. من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم می‌دانم، روزی است که باید ما تمام قوای خودمان را مجهز کنیم؛ و مسلمین از آن انزوایی که آنها را کشانده بودند خارج شوند، و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بایستند.»

«روز قدس روزی است که باید به همهٔ ابرقدرت‌ها هشدار بدهیم که اسلام دیگر تحت سیطره شما، به واسطه عمال خبیث شما، واقع نخواهد شد، روز قدس، روز حیات اسلام است.»

«روز قدس یک روز اسلامی است، و یک بسیج عمومی اسلامی است. من امیدوارم که این امر مقدمه باشد از برای یک «حزب مستضعفین» در تمام دنیا.»

«اگر ملت اسلام بیدار نشوند و به وظایف خود آگاه نگردند، اگر علمای اسلام احساس مسئولیت نکنند و به پا نخیزند، اگر اسلام واقعی که عامل وحدت و تحرک کلیه فرق مسلمانان در مقابل بیگانگان است و ضامن سیادت و استقلال ملل مسلمان و کشورهای اسلامی می‌باشد به دست عوامل و ایادی اجانب و در زیر پرده سیاه استعماری افروخته گردد، روزهای سیاهت و نکبت بارتری برای جامعه‌های اسلامی در پیش است و خطر ویران کننده‌ای متوجه اساس اسلام و احکام قرآن است.»

«اکیداً شایسته و بلکه واجب است که قسمتی از وجوه شرعی مانند زکوات و سایر صدقات به مقدار کافی به این مجاهدان راه خدا اختصاص داد... و کمک به آنان با تمام نیروها و امکانات واجب است.»

آیت الله خامنه‌ای

«آنچه مهم است این است که دنیای اسلام از مسألۀ فلسطین باید غفلت نکند... آمریکا، استکبار و پشتیبانان همیشگی صهیونیست‌ها خواسته‌اند به مسلمین تحمیل کنند که مسئلۀ فلسطین را فراموش کنند ولی ملت اسلام و ملت ایران نباید بگذارد مسئلۀ فلسطین فراموش شود.»

«در داخل فلسطین هم باید این شعلۀ مقدس روز به روز برافروخته شود. آن جوان‌ها آن زنان و مردان و جوانان و آن فداکارانی که در داخل فلسطین با رژیم غاصب مبارزه می‌کنند، باید بدانند نقطۀ اصلی همان جایی است که آنها بر روی آن انگشت گذاشتند، این، آنجایی است که دشمن در آنجا شکست خواهد خورد. اینکه سازمان‌ها در خارج از مرزهای فلسطین پشت میزهای مذاکره بنشینند و یا به نام فلسطین در تریبون‌ها خودنمایی کنند، مشکلی را حل نخواهد کرد. پشتیبانی عمومی دنیای اسلام از بیرون و مبارزۀ واقعی و محسوس ملت فلسطین در داخل، این دو با هم مشکل را حل خواهد کرد و سر دشمن فلسطین را به سنگ خواهد کوبید.»

«روز قدس را گرامی بدارید و آن را بزرگ بشمارید، البته اگر تبلیغات جهانی منعکس نمی‌کنند، نکنند. آن کسانی که در زندان‌های فلسطینی هستند... از نیت و عزم صادقانه شما احساس قوت و قرت کرده و ایستادگی می‌کنند. آن که در پشت دیوار زندان‌های فلسطین اشغالی است، باید احساس تنهایی نکند تا بایستد. آن زن و مردی که در کوچه و خیابان‌های بیت المقدس و نوار غزه و شهرهای دیگر فلسطین اشغالی مورد تهاجم اراذل و اوباش صهیونیست است باید احساس کند شما از آن‌ها حمایت می‌کنید، تا بتواند مقاومت کند. دولت‌ها هم البته تکالیفی دارند»

«من صریحا اعلام می‌کنم هر جوان فلسطینی که به خاک و خون کشیده می‌شود و هر خانواده فلسطینی که بی‌سرپرست و متلاشی می‌شود،رئیس جمهور و دولت آمریکا به طور مستقیم در این جرم شریک وسهیم هستند.»

«مسئله فلسطین یک راه حل بیشتر ندارد و آن تشکیل دولت فلسطینی در تمام سرزمین فلسطین است‌».

«هر یک وجب از خاک فلسطین، یک وجب از خانه مسلمین است. هر حاکمیتی غیر از حاکمیت فلسطین و حاکمیت مسلمین بر کشور فلسطین، حاکمیت غاصب است. حرف، همانی است که امام راحل عظیم الشان فرمود: اسرائیل بایستی محو بشود.... بحث، بحث یهودی ستیزی نیست. مسئله، مسئله غصب خانه مسلمین است.»

اهداف روز قدس

مهم‌ترین اهداف روز قدس در کلام آیت الله خامنه‌ای را می‌توان این محورها دانست:

روز قدس به عنوان نماد صف بندی مظلومان در مقابل زورگویان

متوقف کننده حذف فلسطین از نقشۀ جغرافیای جهانی و فراموشی مسئله فلسطین

روزی که مردم مظلوم فلسطین احساس می‌کنند که ملت‌ها پشت سرشان هستند

روز دمیدن خون در رگ‌های امت اسلامی

روزی که ملت‌های مسلمان بی‌واسطه مقامات رسمی حرفشان را در دنیا مطرح می‌کنند

روز سرمشق شدن ملت ایران برای سایر ملت‌ها

روز حفظ امنیت کشور، ملت و دستاوردهای انقلاب اسلامی

دیگر شخصیت‌ها

سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان در سخنانی درباره مسئله قدس می‌گوید:

«اولویت باید تاکید بر مبارزه و مواجهه با دشمن صهیونیستی باشد و اگر از همان ابتدا این‌گونه بود، به آن نقطه‌ای که امروز بدان رسیدیم، نمی‌رسیدیم... اگر یک پنجم بودجه‌ای که اعراب برای جنگ با ایران و شیعه هراسی خرج کردند را برای فلسطین خرج کرده بودند فلسطین تاکنون آزاد شده بود.»







همه ما روز جمعه 2 تیر ماه مصادف با 28 رمضان می آییم و هم صدا شعار مرگ بر استکبار جهانی را سرمی دهیم...



طبقه بندی: شیعه، فرهنگ شهادت،

تاریخ : پنجشنبه 1 تیر 1396 | 04:04 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست


بسم الله الرحمن الرحیم





مختصری از زندگینامه شهید چمران

مصطفی چمران ساوه‌ای (۱۳۱۰ تهران – ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ دهلاویه) معروف به دکتر چمران و شهید چمران، فیزیک‌دان، فعال سیاسی، وزیر دفاع دولت مهدی بازرگان، از همراهان موسی صدر در تشکیل جنبش امل (لبنان)، وزیر دفاع ایران، نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی، از فرماندهان ایران در جنگ ایران و عراق و بنیان‌گذار ستاد جنگ‌های نامنظم در جریان جنگ ایران و عراق بود.

وی در دانشگاه تهران، تحصیلات خود را در رشته الکترومکانیک به پایان برد. سپس برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و درجه دکتری در فیزیک پلاسما کسب کرد. پس از گذراندن آموزش‌های نظامی در مصر، به لبنان رفت و به همراه موسی صدر، در تشکیل جنبش امل نقش مؤثری داشت و از فرماندهان آن بود.

چمران در زمان تحصیل در دانشگاه تهران، در درس ترمودینامیک، شاگرد مهدی بازرگان بود. آشنایی او با بازرگان، عامل مهمی در ورود او به عرصه سیاست به شمار می‌رود. وی در دوران پس از کودتای ۲۸ مرداد در سازمان نهضت مقاومت ملی که زیر نظر افرادی چون بازرگان، سید رضا زنجانی و سید محمود طالقانی اداره می‌شد، فعالیت می‌کرد. در زمان تحصیل در خارج از ایران، او به همراه ابراهیم یزدی، علی شریعتی و صادق قطب‌زاده، شاخه خارج از کشوری نهضت آزادی ایران و همچنین انجمن اسلامی دانشجویان ایران در آمریکا را تأسیس کرد. پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران، او به ایران بازگشت و در دولت بازرگان، مدتی وزارت دفاع را برعهده داشت. او به عنوان یکی از اعضای نهضت آزادی، در دوره نخست مجلس شورای اسلامی از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد.

در جریان جنگ ایران و عراق، وی یکی از فرماندهان ایران بود. چمران با شروع جنگ، به اهواز رفت و ستاد جنگ‌های نامنظم را بنیان‌گذاری کرد. از دیگر کارهای مهم وی ایجاد هماهنگی بین نیروهای ارتش، سپاه و نیروهای داوطلب مردمی بود که در منطقه حضور داشتند. مصطفی چمران در ۳۱ خرداد ماه ۱۳۶۰ در مسیر دهلاویه-سوسنگرد بر اثر اصابت ترکش خمپاره به پشت سرش کشته شد.



شهـادت:

سخنش تمام شد، با همة رزمندگان خداحافظی و دیده‏بوسی كرد، به همة سنگرها سركشی نمود و در خط مقدم، در نزدیك‏ترین نقطه به دشمن، پشت خاكریزی ایستاد و به رزمندگان تأكید كرد كه از این نقطه كه او هست، دیگر كسی جلوتر نرود، چون دشمن به خوبی با چشم غیرمسلح دیده می‏شد و مطمئناً دشمن هم آنها را دیده بود. آتش خمپاره كه از اولین ساعات بامداد شروع شده بود و علاوه بر رستمی قربانی‏های دیگری نیز گرفته بود، باریدن گرفت و دكتر چمران دستور داد رزمندگان به سرعت از كنارش متفرق شوند واز هم فاصله بگیرند. یارانش از او فاصله گرفتند و هر یك در گودالی مات و مبهوت در انتظار حادثه‏ای جانكاه بودند كه خمپاره‏ها در اطراف او به زمین خورد و با اصابت یكی از خمپاره‏های صدامیان، یكی از نمونه‏های كامل انسانی كه مایة‌ مباهات خداوند است، یكی از شاگردان متواضع علی(ع) و حسین(ع)، یكی از عارفان سالك راه حق و حقیقت و یكی از ارزشمندترین انسان‏های علی‏گونه و یكی از یاران باوفای امام‏خمینی(ره) از دیار ما رخت بربست و به ملكوت اعلی پیوست.

تركش خمپارة دشمن به پشت سر دكتر چمران اصابت كرد و تركش‏های دیگر صورت و سینة دو یارش را كه در كنارش ایستاده بودند، شكافت و فریاد و شیون رزمندگان و دوستان و برادران باوفایش به آسمان برخاست. او را به سرعت به آمبولانس رساندند. خون از سرش جاری بود و چهرة ملكوتی و متبسم و در عین‏حال متین و محكم و موقر آغشته به خاك و خونش، با آنكه عمیقاً سخن‏ها داشت، ولی ظاهراً دیگر با كسی سخن نگفت و به كسی نگان نكرد. شاید در آن اوقات، همانطوری كه خود آرزو كرده بود، حسین(ع) بر بالینش بود و او از عشق دیدار حسین(ع) و رستن از این دنیای پر از درد و پیوستن به روح، به زیبایی، به ملكوت اعلی و به دیار مصفای شهیدان، فرصت نگاهی و سخنی با ما خاكیان را نداشت.

در بیمارستان سوسنگرد كه بعداً به نام شهید دكترچمران نامیده شد، كمك‏های اولیه انجام شد و آمبولانس به طرف اهواز شتافت، ولی افسوس كه فقط جسم بی‏جانش به اهواز رسید و روح او سبكبال و با كفنی خونین كه لباس رزم او بود، به دیار ملكوتیان و به نزد خدای خویش پرواز كرد و ندای پروردگار را لبیك گفت كه: «ارجعی الی ربك راضیه مرضیه»

از شهادت انسان‏ساز سردار پرافتخار اسلام، این فرزند هجرت و جهاد و شهادت و اسوه حركت و مقاومت، نه تنها مردم اهواز و خوزستان بلكه امت مسلمان ایران و شیعیان محروم لبنان به پا خاستند و حتی ملل مستضعف و زاده دنیا غرق در حسرت و ماتم گردیدند.

امواج خروشان مردم حق‏شناس ما، خشمگین از این جنایت صدام و اندوهبار و اشك‏آلود،‌ پیكر پاك او را در اهواز و تهران تشییع كردند كه «انالله و انّاالیه راجعون.»

بلی، این‏چنین زندگی سراسر تلاش و مبارزة خالصانه و عارفانه در راه خدای او آغاز گشت و این‏چنین در كربلای خوزستان در جهاد و نبرد رویاروی علیه باطل، حسین‏گونه به خاك شهادت افتاد و به ملكوت اعلی عروج كرد و به آرزوی دیرین خود كه قربانی شدن عاشقانه در راه خدا بود، نایل گشت. خدایش رحمت كند و او را با حسین(ع) و شهدای كربلا محشور گرداند.





شهید چمران به روایت امام خامنه ای:

ماجرای آشنایی امام خامنه‌ای با شهید چمران
اولاً این شهید یک دانشمند بود؛ یک فرد برجسته و بسیار خوش‌استعداد بود. خود ایشان برای من تعریف می کرد که در آن دانشگاهی که در کشور ایالات متحده‌ آمریکا مشغول درسهای سطوح عالی بوده – آن طور که به ذهنم هست ایشان یکی از دو نفرِ برترینِ آن دانشگاه و آن بخش و آن رشته محسوب می شده - تعریف می‌کرد برخورد اساتید را با خودش و پیشرفتش در کارهای علمی را. یک دانشمند تمام‌عیار بود. آن وقت سطح ایمان عاشقانه‌ این دانشمند آنچنان بود که نام و نان و مقام و عنوان و آینده‌ دنیائىِ به ظاهر عاقلانه را رها کرد و رفت در کنار جناب امام موسای صدر در لبنان و مشغول فعالیت های جهادی شد؛ آن هم در برهه‌ای که لبنان یکی از تلخ‌ترین و خطرناک‌ترین دورانهای حیات خودش را می‌گذرانید. ما اینجا در سال 57 می شنیدیم خبرهای لبنان را. خیابانهای بیروت سنگربندی شده بود، تحریک صهیونیست‌ها بود، یک عده هم از داخل لبنان کمک می‌کردند، یک وضعیت عجیب و گریه‌آوری در آنجا حاکم بود، و صحنه هم بسیار شلوغ و مخلوط بود.
همان وقت یک نواری از مرحوم چمران در مشهد دست ما رسید که این اولین رابطه و واسطه‌ آشنائی ما با مرحوم چمران بود. دو ساعت سخنرانی در این نوار بود که توضیح داده بود صحنه‌ لبنان را که لبنان چه خبر است. برای ما خیلی جالب بود؛ با بینش روشن، نگاه سیاسىِ کاملاً شفاف و فهم عرصه - که توی آن صحنه‌ شلوغ چه خبر است، کی با کی طرف است، کی ها انگیزه دارند که این کشتار درونی در بیروت ادامه داشته باشد - اینها را در ظرف دو ساعت در یک نواری ایشان پر کرده بود و فرستاده بود، که دست ما هم رسید. رفت آنجا و تفنگ دستش گرفت. بعد معلوم شد که نگاه سیاسی و فهم سیاسی و آن چراغ مه‌شکنِ دوران فتنه را هم دارد. فتنه مثل یک مه غلیظ، فضا را نامشخص می کند؛ چراغ مه‌شکن لازم است که همان بصیرت است. آنجا جنگید؛ بعد که انقلاب پیروز شد، خودش را رساند اینجا.
 از اول انقلاب هم در عرصه‌های حساس حضور داشت. رفت کردستان و در جنگهایی که در آنجا بود حضور فعال داشت؛ بعد آمد تهران و وزیر دفاع شد؛ بعد که جنگ شروع شد، وزارت و بقیه‌ مناصب دولتی و مقامات را کنار گذاشت و آمد اهواز، جنگید و ایستاد تا در 31 خرداد سال 60 به شهادت رسید. یعنی برای او مقام ارزش نداشت، دنیا ارزش نداشت، جلوه‌های زندگی ارزش نداشت.
این‌جور هم نبود که یک آدم خشکی باشد که لذات زندگی را نفهمد؛ بعکس، بسیار لطیف بود، خوش‌ذوق بود، عکاس درجه‌ یک بود - خودش به من می گفت من هزارها عکس گرفته‌ام، اما خودم توی این عکسها نیستم؛ چون همیشه من عکاس بوده‌ام - هنرمند بود. دل باصفائی داشت؛ عرفان نظری نخوانده بود؛ شاید در هیچ مسلک توحیدی و سلوک عملی هم پیش کسی آموزش ندیده بود، اما دل، دل خداجو بود؛ دل باصفا، خداجو، اهل مناجات، اهل معنا.
انسان باانصافی بود. لابد قضیه‌ پاوه را شماها می دانید که در پاوه بر روی بلندیها، بعد از چند روز جنگیدن، مرحوم چمران با چند نفرِ معدودِ همراهش، محاصره شده بودند؛ ضد انقلاب اینها را از اطراف محاصره کرده بود و نزدیک بود به اینها برسند که امام اینجا از قضیه مطلع شدند، و یک پیام رادیوئی از امام پخش شد که همه بروند طرف پاوه؛ دو بعدازظهر این پیام پخش شد؛ ساعت چهار بعدازظهر من توی این خیابانهای تهران شاهد بودم که همین طور کامیون و وانت و اینها بودند که از مردم عادی و نظامی و غیر نظامی از تهران و همین طور از همه‌ شهرستانهای دیگر، راه افتادند بروند طرف پاوه. بعد از قضیه‌ پاوه که مرحوم شهید چمران آمده بود تهران، توی جلسه‌ای که ما بودیم به نخست‌وزیرِ وقت گزارش می داد که بین اینها هم از قدیم یک رابطه‌ عاطفی ای وجود داشت. مرحوم چمران توی آن جلسه این جوری گفت: وقتی ساعت دو پیام امام پخش شد، به مجرد پخش پیام امام و قبل از آنی که هنوز هیچ خبری از حرکت مردم به آنجا برسد، ما احساس کردیم که کأنه محاصره باز شد. می گفت: حضور امام و تصمیم امام و پیام امام آن قدر مؤثر بود که به صورت برق‌آسا و به مجرد اینکه پیام امام رسید، کأنه برای ما همه‌ آن فشارها به پایان رسید؛ ضد انقلاب روحیه‌ خودش را از دست داد و ما نشاط پیدا کردیم و حمله کردیم و حلقه‌ محاصره را شکستیم و توانستیم بیاییم بیرون. آنجا نخست‌وزیر وقت خشمگین شد و به مرحوم چمران توپید که ما این همه کار کردیم، این همه تلاش کردیم، تو چرا همه‌ این را به امام مستند می کنی؟! یعنی هیچ ملاحظه نمی کرد؛ منصف بود. بااینکه می دانست که این حرف گله‌مندی ایجاد خواهد کرد، اما گفت.
حضور برای او یک امر دائمی بود. ما از اینجا با هم رفتیم اهواز؛ اولِ رفتن ما به جبهه، به اتفاق رفتیم. توی تاریکی شب وارد اهواز شدیم. همه جا خاموش بود. دشمن در حدود یازده دوازده کیلومتری شهر اهواز مستقر بود. ایشان شصت هفتاد نفر هم همراه داشت که با خودش از تهران جمع کرده بود و آورده بود؛ اما من تنها بودم؛ همه با یک هواپیمای
سی - 130 رفته بودیم آنجا. به مجردی که رسیدیم و یک گزارش نظامی کوتاهی به ما دادند، ایشان گفت که همه آماده بشوید، لباس بپوشید تا برویم جبهه. ساعت شاید حدود 9 و 10 شب بود. همان جا بدون فوت وقت، برای کسانی که همراه ایشان بودند و لباس نظامی نداشتند، لباس سربازی آوردند و همان جا کوت کردند؛ همه پوشیدند و رفتند. البته من به ایشان گفتم که من هم می شود بیایم؟ چون فکر نمی‌کردم بتوانم توی عرصه‌ نبرد نظامی شرکت کنم. ایشان تشویق کرد و گفت بله، بله، شما هم می شود بیائید. که من هم همان جا لباسم را کندم و یک لباس نظامی پوشیدم و - البته کلاشینکف داشتم که برداشتم - و با اینها رفتیم.
 یعنی از همان ساعت اول شروع کرد؛ هیچ نمی گذاشت وقت فوت بشود. ببینید، حضور این است. یکی از خصوصیات خصلت بسیجی و جریان بسیجی، حضور است؛ غایب نبودن در آنجایی که باید در آنجا حاضر باشیم. این یکی از اوّلی‌ترین خصوصیات بسیجی است.
در روز فتح سوسنگرد - چون می‌دانید سوسنگرد اشغال شده بود؛ بار اول فتح شد، دوباره اشغال شد؛ باز دفعه‌ دوم حرکت شد و فتح شد - تلاش زیادی شد برای اینکه نیروهای ما - نیروهای ارتش، که آن وقت در اختیار بعضی دیگر بودند - بیایند و این حمله را سازماندهی کنند و قبول کنند که وارد این حمله بشوند. شبی که قرار بود فردای آن، این حمله از اهواز به سمت سوسنگرد انجام بگیرد، ساعت حدود یک بعد از نصف شب بود که خبر آوردند یکی از یگانهائی که قرار بوده توی این حمله سهیم باشد را خارج کرده‌اند. خب، این معنایش این بود که حمله یا انجام نگیرد یا بکلی ناموفق بشود. بنده یک یادداشتی نوشتم به فرمانده‌ لشکری که در اهواز بود و مرحوم چمران هم زیرش نوشت - که اخیراً همان فرمانده‌ محترم آمده بودند و عین آن نوشته‌ ما را قاب کرده بودند و دادند به من؛ یادگار قریب 30 ساله؛ الان آن کاغذ در اختیار ماست - و تا ساعت یک و خرده‌ای بعد از نصف شب ما با هم بودیم و تلاش میشد که این حمله، فردا حتماً انجام بگیرد. بعد من رفتم خوابیدم و از هم جدا شدیم.
صبح زود ما پا شدیم. نیروهای نظامی - نیروهای ارتش - که حرکت کردند، ما هم با چند نفری که همراه من بودند، دنبال اینها حرکت کردیم. وقتی به منطقه رسیدیم، من پرسیدم چمران کجاست؟ گفتند: چمران صبح زود آمده و جلو است. یعنی قبل از آنی که نیروهای نظامىِ منظم و مدون - که برنامه ریخته شده بود که اینها در کجا قرار بگیرند و آرایش نظامیشان چگونه باشد - حرکت بکنند و راه بیفتند، چمران جلوتر حرکت کرده بود و با مجموعه‌ خودش چندین کیلومتر جلو رفته بودند. بعد هم الحمدللَّه این کار بزرگ انجام گرفت، و چمران هم مجروح شد. خدا این شهید عزیز را رحمت کند. اینجوری بود چمران. دنیا و مقام برایش مهم نبود؛ نان و نام برایش مهم نبود؛ به نام کی تمام بشود، برایش اهمیتی نداشت. باانصاف بود، بی رودربایستی بود، شجاع بود، سرسخت بود. در عین لطافت و رقت و نازکمزاجی شاعرانه و عارفانه، در مقام جنگ یک سرباز سختکوش بود.
تجمیع عقل و عشق
من خودم می دیدم شلیک آر.پی.جی را که نیروهای ما بلد نبودند، به آنها تعلیم می داد؛ چون آر.پی.جی جزو سلاحهای سازمانی ما نبود؛ نه داشتیم، نه بلد بودیم. او در لبنان یاد گرفته بود و به همان لهجه‌ عربی آر.بی.جی هم می گفت؛ ماها می‌گفتیم آر.پی.جی، او می‌گفت آر.بی‌.جی. او از آنجا بلد بود؛ یک مقدار هم از یک راه‌هائی گیر آورده بود؛ تعلیم می‌داد که اینجوری آر.پی.جی را بایستی شلیک کنید. یعنی در میدان عملیات و در میدان عمل یک مرد عملی به طور کامل. حالا ببینید دانشمند فیزیک پلاسماىِ در درجه‌ عالی، در کنار شخصیت یک گروهبانِ تعلیم دهنده‌ عملیات نظامی، آن هم با آن احساسات رقیق، آن هم با آن ایمان قوی و با آن سرسختی، چه ترکیبی میشود. دانشمند بسیجی این است؛ استاد بسیجی یک چنین نمونه‌ای است. این نمونه‌ کاملش است که ما از نزدیک مشاهده کردیم. در وجود یک چنین آدمی، دیگر تضاد بین سنت و مدرنیته حرف مفت است؛ تضاد بین ایمان و علم خنده‌آور است. این تضادهای قلابی و تضادهای دروغین - که به عنوان نظریه مطرح می شود و عده‌ای برای اینکه امتداد عملی آن برایشان مهم است دنبال می کنند - اینها دیگر در وجود یک همچنین آدمی بی معنا است. هم علم هست، هم ایمان؛ هم سنت هست، هم تجدد؛ هم نظر هست، هم عمل؛ هم عشق هست، هم عقل.
(بیانات در دیدار اعضای بسیجی هیئت علمی دانشگاه‌ها - ۰۲/۰۴/۱۳۸۹)
نکته‌ای که دکتر چمران
به امام خامنه‌ای گفت
مرحوم دکتر چمران - شهید چمران - یک نخبه‌ علمی بود؛ حالا او مشهور شده به جنگ و شهادت و تفنگ و مانند این چیزها، لکن یک نخبه‌ علمیِ برجسته بود؛ در یکی از دانشگاه‌های برجسته‌ آمریکا هم درس می خواند که بعد رها کرد و آمد، و در لبنان و بعد هم در کشور خودش مشغول جهاد شد. او به من می گفت که در دانشگاه‌های آمریکا - و بخصوص و از جمله در همان دانشگاهی که ایشان تحصیل می کرد - برجسته‌های درجه‌ یک، معدود بودند و ایرانی‌ها در بین آنها بیشتر از همه بودند. ایرانی‌ها از متوسّط استعداد جهانی بالاترند؛ این را ما از افراد دیگر هم مکرّر شنیده‌ایم؛ عرض کردم حالا هم که تجربه‌ها این را نشان می دهد.
(بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در هفتمین همایش ملی نخبگان جوان ۱۷/۰۷/۱۳۹۲)






طبقه بندی: شهدا،

تاریخ : پنجشنبه 1 تیر 1396 | 03:32 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست


قرآن به

جز از وصف علی آیه ندارد
ایمان به جز ازعشق علی پایه ندارد
گفتم بروم سایه لطفش بنشینم
گفتا كه علی نور بود سایه ندارد .

شهادت مولای متقیان علی (ع) تسلیت باد.

 

 




تاریخ : پنجشنبه 25 خرداد 1396 | 07:45 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست

بسم الله الرحمن الرحیم v انا انزلناه فی لیلة القدر v و ما ادراک ما لیلة القدر v لیلة القدر خیر من الف شهر v تنزل الملائکة و الروح فیها باذن ربهم من کل امر v سلام هی حتی مطلع الفجر.


به نام خداوند بخشایشگر مهربان v ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل کردیم v و تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟! v شب قدر بهتر از هزار ماه است v فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان هر امری را نازل می‌کنند v شبی است سرشار از سلامت تا طلوع سپیده. (قرآن کریم، سوره قدر)



در طول سال، ساعات، روزها، شبها و ماهها و اساساً زمانهای متفاوتی وجود دارد. اما در میان همگی این زمانها، بعضی به واسطه عنایت و توجه خداوند و اثراتی که بر این زمانها مقرر شده یا اتفاقاتی که در آنها روی داده یا می‌دهد، دارای اهمیت، شرافت و عظمت ویژه‌ای هستند. یکی از این زمانها شب قدر است. در آیین اسلام، این شب با ارزش‌ترین و برترین شب در طول سال است. اهمیت این شب تا حدی است که نه تنها آیات مختلفی از سور قرآن کریم درمورد خصوصیات این شب نازل شده، بلکه سوره‌ای مستقل نیز به این نام و در خصوص شب قدر در قرآن کریم وجود دارد.(1)

برای بیان روشنتر اهمیت این شب، می‌توان دو دسته آیات قرآنی که درباره این شب نازل شده‌اند را در نظر گرفت. دسته‌ای از این آیات به بیان عظمت و شرافت فوق‌العاده این شب می‌پردازند و دسته دیگر بیانگر اثرات این شب هستند.

از دیدگاه قرآن کریم عظمت و شرافت این شب آن قدر والاست که خداوند می‌گوید: "و تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟"(2) با کمی دقت در آیاتی از قرآن کریم که در آنها نیز این گونه خطاب به کار رفته است، درمی‌یابیم که خداوند هنگام اشاره یا تذکر به امور بسیار پر‌اهمیت به این صورت، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را مورد خطاب قرار داده است. به عنوان مثال وقتی صحبت از قیامت و عظمت این روز به میان آمده و آگاهی و جلب توجه مردم به اتفاقات بسیار بزرگ آن روز مورد نظر بوده، از این نوع خطاب استفاده شده است.(3) در آیه شریفه سوره قدر هم اگر خداوند برترین مخلوق خود و آخرین فرستاده خویش را اینگونه مورد خطاب قرار می‌دهد، به دنبال بیان عظمت فوق‌العاده این شب است.

در آیه‌ای دیگر خداوند این شب را از (حدود) سی هزار شب که شب قدری در آنها وجود ندارد، برتر دانسته است.(4) به وضوح این مقایسه و برتری شگفت‌انگیز، به طور ملموس‌تری عظمت این شب را برایمان روشن می‌کند.

در دسته دوم از آیات قرآن کریم، خداوند به بیان خصوصیات این شب می‌پردازد. دارا بودن چنین خصوصیاتی موجب می‌شود که این شب اثرات خاص و منحصر به فردی را در میان تمامی شبهای سال داشته باشد. به عنوان نمونه این شب شبی «مبارک» خوانده شده است.(5) مبارک به معنای پرخیر و برکت است و به کار بردن این تعبیر در خصوص شب قدر به این مفهوم است که این شب بلند مرتبه، گنجایش و ظرفیت خیر کثیری را دارد. تا حدی که به تصریح آیات قرآن کریم، نزول قرآن در این شب صورت گرفته است.(6)(7) همچنین به سبب خیر و برکت فراوان در این شب رحمت و مغفرت خداوند به سوی بندگان نازل می‌شود.

از دیگر اثرات مهم شب قدر می‌توان به عدم صدور عذاب در این شب و در امان بودن بندگان از عقوبتهای الهی(8)، اشاره کرد. چرا که خداوند صراحتاً سرتاسر این شب، از لحظه آغاز تا سپیده دم آن را سرشار از "سلامت" می‌خواند.(9)

هر انسان با دقت در عظمت و شرافت اینچنین شبی و تأمل در اثرات آن و وقایعی که در آن اتفاق می‌افتد، به طور طبیعی به دنبال شناخت بیشتر و آگاهی از جوانب مختلف شب قدر خواهد بود. ما نیز در این مجال کوتاه، برآنیم تا هر چه بیشتر در حد توان ابعاد مختلف این شب را بررسی کنیم. از این رو در ادامه در خصوص معنای قدر، رویداد‌هایی که در این شب واقع می‌گردد، زمان وقوع چنین شبی و طریقه بهره‌گیری هر چه بیشتر از برکات آن بیشتر تأمل می‌کنیم.

 

معنای قدر 

اساساً قدر به معنای اندازه‌گذاری است و ظاهراً منظور قرآن کریم از گذاردن نام قدر بر این شب پرعظمت، تعیین و مشخص کردن جزئیات امور مربوط به تمامی مخلوقات در آن می‌باشد. به بیان روشنتر در این شب، حوادث و اتفاقات مانند مرگ و زندگی، سعادت و شقاوت، رزق و روزی و ... برای انسانها و حوادث طبیعی جاری شدن سیل، وقوع زمین لرزه و ... در رابطه با سایر کاینات معین و مشخص می‌گردد.(10) آیه شریفه سوره دخان هم در توصیف شب قدر، این مطلب را تأیید می‌کند. خداوند متعال در این آیه می‌فرماید: "در آن شب(11) هر حادثه‌ای که باید واقع شود خصوصیاتش مشخص و معین می‌شود."(12)

با دانستن عظمت فوق العاده و خیرات و برکات فراوان شب قدر، این سؤال به ذهن خطور می‌کند که آیا شب قدر یک شب خاصی در طول تاریخ بوده است یا امروزه نیز شب قدری وجود دارد و می‌توان از برکات چنین شبی بهره‌مند شد و آن را درک نمود؟

بجاست که پاسخ خود را در آیات مختلف قرآن کریم که به بیان ویژگیها و اتفاقات شب قدر اختصاص دارد، جستجو کنیم. با دقت در این آیات درمی‌یابیم هنگامی که قرآن کریم به وقایع شب قدر از جمله نزول ملائک و تقدیر امور در آن شب اشاره می‌کند، آنها را به صورت افعال مضارع که در زبان عربی نشان دهنده استمرار و تداوم است، بیان می‌نماید.(13) پس بدین ترتیب مشخص می‌شود که شب قدر استمرار دارد و محدود به زمانی خاص در گذشته و یا یک شب معین در یک سال به خصوص نیست، بلکه با گذر زمان به طور مستمر تکرار می‌شود و در عصر حاضر نیز چنین شبی وجود دارد و وقایع گوناگون آن (نظیر نزول ملائک، تقدیر امور و ...) نیز هم اکنون نیز به وقوع می‌پیوندد. اما با قدری تأمل بیشتر در آیات قرآن کریم جزئیات بیشتری درباره چگونگی این استمرار و بازه‌های زمانی تکرار این شب به دست می‌آید. از ظاهر کلام قرآن این گونه استفاده می‌شود که شب قدر در ماه مبارک رمضان قرار دارد (این مطلب در قسمتهای بعد بیشتر مورد بررسی قرار خواهد گرفت). پس همانگونه که ماه مبارک رمضان در هر سال وجود دارد و تکرار می‌شود، شب قدر نیز هر ساله تکرار می‌گردد. بدین ترتیب این امکان وجود دارد که حتی امروزه و در هر سال نیز بتوان از برکات فراوان و مواهب گوناگون الهی در این شب، به تناسب همت و توجه خویش بهره‌مند شد.

 

در شب قدر چه روی می‌دهد؟

در گذشته گفتیم که، با مراجعه به آیات قرآن کریم روشن می‌شود که نه تنها در این شب کلیه امور مربوط به مخلوقات در سال آینده و تا فرارسیدن شب قدر بعد، از جانب خداوند تقدیر می‌گردد، بلکه ملائکه در این شب به اذن پروردگار، این امور معین و مشخص شده را به صورت فرامین الهی نازل می‌نمایند.(14)

با کمی جستجو در آیات قرآن کریم که در آنها سخن از نزول ملائک به میان آمده، می‌توان نزول ملائک را از نظر هدفی که در نزول خود دنبال می‌کنند به دو دسته تقسیم کرد. یک دسته از نزول آن است که ملائک نازل می‌شوند تا امر و فرمانی از فرامین الهی را که به آنها محول می‌گردد، اجرا نمایند؛ نظیر نزول ملائک به منظور یاری مؤمنان در جنگ بدر و حنین و سایر عرصه‌ها(15)، نزول فرشتگان برای گرفتن جان افراد(16)، و یا نزول ملائک جهت اجرای عذاب الهی نظیر آنچه که در مورد قوم لوط به وقوع پیوست(17) و ...

نوع دیگر نزول فرشتگان الهی، فرود آمدن آنان به منظور ابلاغ و رساندن پیام خداوند است. به وضوح روشن است که هر پیام یک دریافت کننده و مخاطبی دارد که آن پیام برای او فرستاده شده است، در نتیجه در این نوع از نزول سر و کار ملائک از طرفی با فرستنده و از طرفی دیگر با دریافت‌کننده پیام است، به بیان دیگر ملائک الهی باید پیام خود را پس از آنکه از خداوند دریافت نمودند بر کسی عرضه کنند یا به عبارت دیگر بر مخلوقی از مخلوقات او نازل شوند. نمونه‌ای از این نزول، نزول جبرائیل امین در طول 23 سال بر رسول اکرم می‌باشد که پیامهای الهی را به طور پیوسته بر آن حضرت نازل می‌نمود.

حال باید ببینیم که نزول ملائک در شب قدر، جزو کدام یک از دو حالت فوق است. در آیه 4 سوره قدر خداوند از نزول ملائک و فرامین الهی سخن به میان آورده است. در حقیقت با رجوع به این آیه باید ببینیم که این فرامین، دستورات الهی هستند که به ملائک ابلاغ شده و ایشان مأمور به اجرای آنها هستند (نزول نوع اول)، یا نه این فرامین صرفاً به ملائکه ابلاغ شده‌اند و ملائک مسؤولیت اجرای آنها را ندارند بلکه مسؤولیت نازل کردن آن و حمل این فرامین را دارند (نزول نوع دوم). خداوند متعال هنگامی که در آیه 4 سوره قدر بحث نزول ملائک را مطرح می‌نماید، می‌فرماید که ملائک در این شب تمامی فرامین الهی را نازل می‌کنند. به عبارت دیگر ملائک در قبال این فرامین مأموریت اجرای آنها را ندارند، بلکه باید آنها را نازل کنند. پس مشخص می‌گردد که این فرامین که توسط ملائک مورد نزول قرار می‌گیرند جنبه ابلاغی دارند و نزول ملائک برای اطلاع رسانی و از نوع نزول ابلاغی (نزول نوع دوم) است.(18)

 

نزول ملائک به کدامین مقصد؟

همانگونه که اشاره شد نزول ملائک در شب قدر به صورت ابلاغی است و در این نزول ملائک حکم قاصدانی را دارند که از جانب خداوند پیامی را برای مخاطبی فرود می‌آورند. در نتیجه باید مخلوقی وجود داشته باشد که در شب قدر مورد نزول ملائک باشد و فرامین الهی به او ابلاغ شود.

با توجه به نوع نزول ملائک و محتوای پیغامی که به همراه دارند، و در نظر گرفتن این نکته که نزول آنها کاری عبث و بیهوده نیست، می‌توان نتیجه گرفت که نزول ملائک بر هر مخلوقی نمی‌تواند باشد. بلکه باید بر شخصی باشد که تناسب نزول ملائک و دریافت فرمانهای الهی شامل مقدرات موجودات را داشته باشد. به بیان دیگر او باید توانایی درک مجموعه‌ای بسیار بزرگ و عظیم و در عین حال پراهمیت از اطلاعات را دارا باشد. روشن است که نه تنها اشیاء گوناگون و گیاهان و جانوران و حتی مکانهای مقدس قادر به فهم این پیام و شایسته این نزول نیستند، بلکه انسانهای معمولی هم ظرفیت این نزول را ندارند. چرا که موضوع این ابلاغ، مقدرات امور و آن هم مقدرات همه موجودات و از جمله تک‌تک انسانها‌ست. مقدرات هر یک از انسانها در یک سال، حجم وسیعی از اطلاعات را تشکیل می‌دهد که مطلع شدن از آنها در یک شب و به صورت یکباره توسط انسان معمولی امکان پذیر نیست، چه رسد به سرنوشت و مقدرات کلیه مخلوقات عالم.

از سوی دیگر، ملائک در هنگام نزول فرامینی را همراه خود می‌آورند که در آینده باید به اجرا دربیاید. برای این که ابلاغ این فرامین توسط ملائک امری عبث و بیهوده نباشد، نزول ملائک باید اثر و نتیجه عملی همراه داشته باشد. به عبارت دیگر کسی که مورد نزول ملائک واقع می‌شود، باید در سیر انجام این فرامین نقش و وظیفه‌ای داشته باشد. حال ما با نگاهی دقیقتر به خود و اطرافیانمان آشکارا می‌یابیم که نه تنها شأن و تناسب نزول ملائک را نداریم و هیچگاه مورد نزول ملائک قرار نگرفته‌ایم و نخواهیم گرفت، بلکه هیچگاه نقشی در اجرای این فرامین که در رابطه با مقدرات افراد است هم نخواهیم داشت.

حال که معلوم شد یک انسان عادی محل نزول ملائک واقع نمی‌شود، می‌توان انتظار داشت که افراد مخصوصی وجود داشته باشند که از نقایص و کمبودها و محدودیتهای انسانهای عادی دور باشند و از جانب خداوند ظرفیتها و تواناییهای ویژه‌ای را کسب کرده باشند. در حقیقت خداوند این انسانهای برگزیده را به مقام جانشینی خود بر روی زمین نایل کرده است، و این همان مقام و منزلتی است که قرآن کریم نیز صراحتاً در آیه 30 سوره بقره عده‌ای را تحت همین عنوان معرفی می‌نماید و از آنان با عنوان خلیفة الله تعبیر می‌کند.(19) نماینده خدا بر زمین کسی است که وجودش نمایشگر خداوند است و به اذن خداوند کار خدایی می‌کند و کارها و آثار خاصی به اراده خداوند توسط او اجرا می‌شود. نظیر حضرت عیسی (علیه السلام) که به اذن پرودگار مرده را زنده می‌کرد.(20) به عبارت دیگر خلیفة الله سبب اتصال بین آسمان و زمین است. بر این اساس، مشخص است که خلیفة الله بدان سبب که نماینده خداوند و در ارتباط با او است، لزوماً توانایی درک و دریافت پیامهای الهی را دارد و از سوی دیگر او به اذن و اراده خداوند مأمور به اجرای دستورات خاص الهی است، پس نزول ملائک به چنین شخصی یقیناً اثر عملی به دنبال خواهد داشت. 

 

این افراد چه کسانی هستند؟

آنچه مسلم و مورد اتفاق مسلمانان است، این است که تنها کسی که در صدر اسلام محل نزول ملائک بوده و پیغامهای الهی را دریافت می‌کرده، وجود مقدس پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) بودند و کسی جز ایشان نیز این منصب و مقام را دارا نبود.(21) اما همانطور که در قسمت گذشته گفته شد، نزول ملائک در شب قدر و آوردن تقدیر امور، امری استمراری و کار هر ساله است. بنابراین به دوران حیات نبی اکرم محدود نمی‌شود و بر طبق آیات قرآن پس از آن حضرت نیز تداوم دارد. لذا پس از رسول خدا فرشتگان الهی باید بر شخصی نازل شوند.

بدیهی است که این شخص باید کسی باشد که بعد از پیامبر به مانند ایشان برای چنین مقام و این چنین مسؤولیتهایی از جانب خداوند انتخاب شده باشد و از ناحیه او قابلیتها و توانایی‌های لازم به او عطا شده باشد. طبعاً او ادامه‌دهنده راه پیامبر و مأمور به وظایف و کارهایی است که مسؤولیت آنها در زمان پیامبر به عهده ایشان بود و باید بعد از ایشان نیز ادامه پیدا کند. به عبارت روشنتر او جانشین پیامبر بعد از ایشان است و گذشته از این بسان پیامبر نماینده خداوند بر زمین و حلقه ارتباط عالم ملک با ملکوت است.

با مراجعه به تاریخ در می‌یابیم که بعد از پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، تاکنون جز افرادی محدود، کسی ادعایی مبنی بر این که ملائک در شب قدر بر او نازل می‌شوند، نکرده است. چرا که صحت ادعای مدعی در این زمینه با چند سؤال ساده در مورد اتفاقات آینده و جزئیات آن از سوی مردم هم‌عصر او معلوم می‌شده است. در این میان، تنها عده ای محدود را می‌توان یافت که مدعی این امر هستند. اینان در مقاطع مختلف زندگی خود قاطعانه از این ادعای خود دفاع کرده‌اند و پاسخگوی پرسش افراد در مورد اخبار و اتفاقات آینده بوده‌اند. ایشان در لحظه لحظه عمر خود، همانند پیامبر اکرم از چنان علم وسیعی برخوردار بوده‌اند و از وقایع جهان اطلاع داشته‌اند که مردم هم‌عصرشان، به وضوح به مقام علمی آنها پی‌می‌بردند و ایشان را عالمترین شخص می‌دانستند. با بررسی زندگانی ایشان شواهد بسیاری در تأیید این موضوع می‌توان یافت که ذکر آنها خود فرصت دیگری می‌طلبد.

لازم به ذکر است که اینان همان کسانی هستند که شیعیان به امامت آنها معتقدند؛ جانشینان پیامبر و نمایندگان خداوند بر روی زمین؛ علی و یازده فرزند معصوم از نسل او.

از آنچه گفته شد نتیجه می‌شود در هر عصری و از جمله در دوران حاضر باید حجت و نماینده‌ای از جانب خدا بر روی زمین وجود داشته باشد، تا در شب قدر، محل نزول ملائک باشد. بر این اساس شیعیان قائلند که پس از رسول خدا ملائک بر ائمه اطهار که جانشینان به حق آن بزرگوار و خلفای الهی بر روی زمین بودند، نازل می‌شدند و در عصر حاضر نیز هر ساله در شب قدر، فرشتگان الهی بر وجود امام عصر، امام مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) نازل می‌شوند.

 

شب قدر کدام یک از شبهای سال است؟

با در نظر گرفتن دو آیه از قرآن کریم و دقت در آنها و با استفاده از احادیث نبوی و کلام ائمه اطهار می‌توان دریافت که یک چنین شبی در ماه مبارک رمضان قرار دارد. چرا که خداوند در آیه 185 سوره بقره، ماه رمضان را ماهی معرفی می‌کند که قرآن در آن نازل شده است.(22) و در آیه آغازین سوره قدر نیز شب قدر را شبی می‌داند که قرآن در آن نازل گشته است.(23) پس به خوبی می‌توان نتیجه گرفت که شب قدر در ماه مبارک رمضان قرار دارد و قرآن در این شب و در نتیجه در ماه رمضان نازل شده است. روایات رسیده از پیامبر اکرم و اهل بیت نیز این مطلب را تأیید می‌نماید. نهایتاً آنچه ما می‌توانیم از قرآن کریم در تعیین زمان این شب بفهمیم، محدود به وقوع یک چنین شبی در ماه مبارک رمضان است. اما روایات رسیده از معصومین در تفسیر قرآن وضعیت را روشن‌تر می‌کند. در این روایات به شبهای نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان اشاره شده است و شب بیست و سوم از بقیه محتمل‌تر شمرده شده است.

 

چه باید کرد؟

در قسمتهای پیشین اشاره شد که طبق آیه‌ای از قرآن کریم شب قدر از هزار ماه که در آن شب قدری وجود ندارد، برتر و بالاتر است.(24) ائمه اطهار (علیهم السلام) در مقام تفسیر و تبیین آیات قرآن، دلیل این برتری حیران کننده را، برتری عبادت و انجام عمل صالح برای بندگان در این شب دانسته‌اند.(25)

اگر لحظه‌ای درنگ کنیم و کمی با خود بیاندیشیم خواهیم دید که در میان 365 شب سال تنها شبی از شبها‌ست که این چنین مورد عنایت و توجه قرار گرفته و چنان اثراتی بر آن مترتب شده است. بنابراین با اندکی تأمل به این نتیجه خواهیم رسید که باید این فرصت را غنیمت شمرد چرا که در این شب پر‌خیر و برکت فرصتی بسیار استثنایی آن هم در ماه میهمانی خدا برای ما فراهم شده است که می‌توانیم با توجه و همتی که به کار می‌بندیم بهره بسیار زیادی از آن ببریم.

با رجوع به بیانات ائمه اطهار می‌توان از اعمال و عباداتی که مورد توصیه قرارگرفته‌اند، با خبر شد. از جمله این اعمال می‌توان به احیاء این شب و تفکر و تحصیل علم در باب مسایلی که انسان را به خدا نزدیکتر می‌گرداند اشاره کرد. مثلاً مناسب است در این شب مقداری با خود خلوت کنیم، عملکرد سال گذشته خود را مرور کنیم. اعمال و رفتار خود را در این سال زیر ذره‌بین قرار دهیم و ببینیم در سال گذشته کجا بوده و اکنون به کجا رسیده‌ایم؟

با پرداختن به این افکار می‌توانیم مقدمه استفاده بیشتر از این شب را مهیا کنیم. از خداوند تقدیر بهتری را در سال آینده طلب کنیم. از او بخواهیم که ما را در پیمودن مسیری که مورد پسند اوست کمک کند. همچنین از او که وعده آمرزش در این ماه و به خصوص در این شب به ما داده است در مورد کوتاهی‌های خود طلب مغفرت و آمرزش کنیم و تصمیم بگیریم او را بیش از پیش اطاعت کنیم.

همچنین زنده نگه داشتن یاد خداوند در دل، دستگیری از محرومان و مظلومان و دعای خیر برای سایرین نیز از جمله اعمال سفارش شده هستند.(26)

بدین ترتیب است که هر انسان آگاه و بیدار دل در حدی که در توان و شایسته اوست، می‌تواند هر چه بیشتر خود را مشمول عنایت و توجه خداوند قرار دهد. به این امید که بتوانیم از این فرصت استثنایی و خیرات بی‌منتهای این شب بهره و استفاده‌ای شایان ببریم.



التماس دعا



تاریخ : پنجشنبه 25 خرداد 1396 | 07:37 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست
در بین ماه های سال، ماه رمضان، از قداست و جایگاه ویژه ای برخوردار است و اعمال مستحبی در این ماه از فضیلت بسیاری برخوردار است.



اعمال مستحب ماه رمضان + فضایل آن

در بین ماه های سال قمری، ماه رمضان، از قداست و جایگاه ویژه ای برخوردار است چنانکه در دعای مخصوص آن می خوانیم:اعمال مستحب ماه رمضان

اعمال مستحب ماه رمضان

«... و هذا شهر عظمته و کرمته و شرفته و فضلته علی الشهور...»

«و رمضان، ماهی است که او را عظمت و کرامت و شرافت، و فضیلت دادی، نسبت به ماه های دیگر.»

رسول خدا(ص) می فرماید:«اگر کسی در این ماه، یک آیه از قرآن، تلاوت کند، ثوابش مثل کسی است که در غیر ماه رمضان، یک بار قرآن را ختم کرده باشد.»

حضرت علی(ع) از پیامبر خاتم(ص) نقل می فرماید:«هیچ مؤمنی نیست که ماه رمضان را، به حساب خدا، روزه بگیرد، مگر آن که خدای تبارک و تعالی، هفت

خصلت را برای او لازم گرداند، هرچه حرام در پیکرش باشد محو و ذوب گرداند. به رحمت خدای عزوجل نزدیک می شود. (با روزه خویش) خطای پدرش حضرت آدم

را می پوشاند. خداوند لحظات جان دادن را، برای او، آسان کند. از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان است. خدای عزوجل از خوراکی های لذیذ بهشتی او را

نصیب دهد. و بالاخره خدای عزوجل، برائت و بیزاری از آتش دوزخ را به او عطا فرماید. (پرسش کننده در این حدیث مفصل، عالم یهودی بود) که عرض کرد راست

گفتی ای محمد.»


ماه رمضان از برترین ماهها در نزد خداوند است

به طور کلی احکام تکلیفی بر پنج قسم است. واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح.

مستحب به عملی گفته می شود که انجام آن خوب ولی لازم و ضروری نباشد و از ترک آن نهی نشده باشد.

اعمال مستحبی در ماه رمضان شامل ؛ 1 - دعا و استغفار در ماه رمضان. 2 - اعمال روزهای ماه رمضان. 3 - اعتکاف در ماه رمضان. 4 - تلاوت قرآن در ماه رمضان. 5 - افطاری و صدقه دادن در ماه رمضان.

اعمال مستحبی ماه رمضان و فضیلت آن

1- دعا و استغفار در ماه رمضان

الحدیث:

قال علی بن ابیطالب(ع):

»علیکم فی شهر رمضان بکثرة استغفار و الدعاء فاما الدعا فیدفع عنکم به البلاء و اما الاستغفار فتمحی به ذنوبکم.

ترجمه:بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعای زیاد. اما دعاهای شما دافع بلا از شماست. و اما استغفار شما از بین برنده گناهان است.


از وظایف روزه داران در این ماه، دعا و درخواست‏حوایج از حضرت حق است که بنده احساس نیاز به پیشگاه بی نیاز کرده، و دستهای احتیاج خویش را به درگاه او دراز می‏کند.

 

2- روزهای ماه رمضان

الحدیث:

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله):

ایها الناس انه قد اقبل الیکم شهر الله بالبرکة و الرحمة و المغفرة، شهر هو عند الله افضل الشهور، و ایامه افضل الایام و لیالی افضل اللیالی و ساعاته افضل الساعات.

ترجمه:

ای مردم ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به شما رو کرده است، ماهی است که پیش خدا بهترین ماه است و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات.

 

3- اعتکاف در ماه رمضان

الحدیث:

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله):

اعتکاف عشر فی شهر رمضان تعدل حجتین و عمرتین.

ترجمه:اعتکاف در یک دهه از ماه مبارک رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است.

توضیح:

در ایام و لیالی مقدسه‏ای، طبق روایات رسیده از ائمه معصومین (علیهم السلام) مستحب است که هر مسلمانی در صورت امکان دهه آخر ماه مبارک رمضان را در مسجد معتکف شود، که پیامبر اکرم(ص) در تمامی عمرش چنین می‏کرد.


تلاوت قرآن در ماه رمضان از برترین اعمال است

4- تلاوت قرآن در ماه رمضان

بهترین اعمال در شبها و روزهای ماه مبارک رمضان، تلاوت قرآن است. اگر چه تلاوت قرآن در تمام اوقات ثواب دارد، ولی چون قرآن در ماه رمضان نازل شده است، از اجر و ثواب ویژه‏ای برخوردار است چنانچه وارد شده:

الحدیث:

قال ابو جعفر (علیه السلام):

لکل شی‏ء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان

ترجمه:

برای هر چیزی بهاری است و بهار قرآن رمضان است.

بنا بر این امتیازات قرآن به اعتبار نزولش در ماه رمضان از ماههای دیگر بیشتر است.

الحدیث:

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله):

من تلافیه آیة من القرآن کان له مثل اجر من ختم القرآن فی غیره من الشهور.

ترجمه:

اگر کسی در این ماه یک آیه از قرآن تلاوت کند، ثوابش مثل کسی است که در غیر ماه رمضان یک ختم قرآن کرده است. 

5- افطاری و صدقه دادن در ماه رمضان

الحدیث:

قال الباقر (علیه السلام)

یا سدیر، هل تدری ای لیال هذه؟ فقال له نعم. جعلت فداک ان هذه لیالی شهر رمضان فما ذاک؟ فقال له اتقدر علی ان تعتق کل لیلة من هذه اللیالی عشر رقاب من ولد اسمعیل؟ فقال له سدیر بابی انت و امی لا یبلغ مالی ذاک، فما زال ینقص حتی بلغ به رقبة واحدة فی کل ذلک یقول:«لا اقدر علیه فقال له:افما تقدر ان تفطر فی کل لیلة رجلا مسلما؟ فقال له:بلی و عشرة فقال له (علیه السلام):

فذاک الذی اردت یا سدیر، ان افطارک اخاک المسلم یعدل عتق رقبة من ولد اسماعیل علیه السلام.

ترجمه:

ای سدیر! آیا می‏دانی چه شبهایی است این شبها؟ سدیر گفت:

بلی فدایت گردم این شبها شبهای ماه رمضان است، مگر این شبها چگونه است؟ امام (علیه السلام) فرمودند:آیا قدرت داری هر شب از این شبها ده بنده از فرزندان اسماعیل (ع) را آزاد کنی؟ پس سدیر عرض کرد:پدر و مادرم به فدایت، ثروتم کفاف نمی‏دهد، پس امام پیوسته تعداد بنده‏ها را کم کرد، تا رسید به یکی در تمام این ماه، سدیر گفت:قدرت ندارم پس امام(ع) به او فرمود:آیا قدرت نداری هر شب یک مسلمان روزه‏داری را افطار دهی؟ سدیر عرض کرد:بلی تا ده نفر را هم می‏توانم افطاری بدهم، پس امام به او فرمود:

ای سدیر همان است که اراده کردی یعنی با افطاری دادن ده روزه‏دار به ثواب عتق و آزاد کردن ده بنده از اولاد اسماعیل (ع) نایل می‏گردی.


انجام اعمال مستحبی در ماه رمضان از فضیلت بسیاری برخوردار است


خداوند انسان روزه‏دار را بر آنچه انفاق می‏کند در خوردنیها و آشامیدنیها محاسبه نمی‏کند ولی در این امر «اسراف‏» نشود.

الحدیث:

عن ابی عبد الله علیه السلام:

من تصدق فی شهر رمضان بصدقة صرف الله عنه سبعین نوعا من البلاء.

ترجمه:

هر کس در ماه رمضان صدقه‏ای بدهد خداوند هفتاد نوع بلا را از او دور می ‏کند.



منبع : نمناک / م.ف


تاریخ : پنجشنبه 25 خرداد 1396 | 06:10 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست
فواید ماه مبارک رمضان


1
- پایه های اسلام
قال الباقر علیه السلام: بنی الاسلام علی خمسة اشیاء، علی الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولایه.

امام باقر علیه السلام فرمود: اسلام بر پنج چیز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولایت (رهبری اسلامی).فروع كافی، ج 4 ص 62، ح 1

2- فلسفه روزه
قال الصادق علیه السلام: انما فرض الله الصیام لیستوی به الغنی و الفقیر.

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند روزه را واجب كرده تا بدین وسیله دارا و ندار (غنی و فقیر) مساوی گردند.

من لا یحضره الفقیه، ج 2 ص 43، ح 1

3-روزه آزمون اخلاص
قال امیرالمومنین علیه السلام: فرض الله ... الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق امام علی علیه السلام فرمود: خداوند روزه را واجب كرد تا به وسیله آن اخلاص خلق را بیازماید.

نهج البلاغه، حكمت 252

4-روزه یاد آور قیامت
قال الرضا علیه السلام: انما امروا بالصوم لكی یعرفوا الم الجوع و العطش فیستدلوا علی فقر الاخر.

امام رضا علیه السلام فرمود: مردم به انجام روزه امر شده اند تا درد گرسنگی و تشنگی را بفهمند و به واسطه آن فقر و بیچارگی آخرت را بیابند.

وسائل الشیعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرایع، ص 10

5-روزه زكات بدن
قال رسول الله صلی الله علیه و آله لكل شیئی زكاة و زكاة الابدان الصیام.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: برای هر چیزی زكاتی است و زكات بدنها روزه است.

الكافی، ج 4، ص 62، ح 3

6-روزه سپر آتش
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: الصوم جنة من النار.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: روزه سپر آتش (جهنم) است. «یعنی بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.»

الكافی، ج 4 ص 162

7-اهمیت روزه
الصوم فی الحر جهاد.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: روزه گرفتن در گرما، جهاد است.

بحار الانوار، ج 96، ص 257

8-روزه نفس
قال امیرالمومنین علیه السلام

صوم النفس عن لذات الدنیا انفع الصیام.

امیرالمومنان علی علیه السلام فرمود: روزه نفس از لذتهای دنیوی سودمندترین روزه هاست.

غرر الحكم، ج 1 ص 416 ح 64

9-روزه واقعی
قال امیرالمومنین علیه السلام

الصیام اجتناب المحارم كما یمتنع الرجل من الطعام و الشراب.

امام علی علیه السلام فرمود: روزه پرهیز از حرامها است همچنانكه شخص از خوردنی و نوشیدنی پرهیز می كند.

بحار ج 93 ص 249

10-برترین روزه
قال امیرالمومنین علیه السلام

صوم القلب خیر من صیام اللسان و صوم اللسان خیر من صیام البطن.

امام علی علیه السلام فرمود: روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.

غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80

11-روزه چشم و گوش
قال الصادق علیه السلام

اذا صمت فلیصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك.

امام صادق علیه السلام فرمود: آنگاه كه روزه می گیری باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه دار باشند.«یعنی از گناهان پرهیز كند.»

12-روزه اعضا و جوارح
عن فاطمه الزهرا سلام الله علیها

ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.

حضرت زهرا علیها السلام فرمود: روزه داری كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده روزه اش به چه كارش خواهد آمد.

13-روزه ناقص
قال الباقر علیه السلام

لا صیام لمن عصی الامام و لا صیام لعبد ابق حتی یرجع و لا صیام لامراة ناشزة حتی تتوب و لاصیام لولد عاق حتی یبر.

امام باقر علیه السلام فرمود: روزه این افراد كامل نیست:

1 - كسی كه امام (رهبر) را نافرمانی كند.

2 - بنده فراری تا زمانی كه برگردد.

3 - زنی كه اطاعت شوهر نكرده تا اینكه توبه كند.

4 - فرزندی كه نافرمان شده تا اینكه فرمانبردار شود.

14-روزه بی ارزش
قال امیرالمومنین علیه السلام

كم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظما و كم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء.

امام علی علیه السلام فرمود: چه بسا روزه داری كه از روزه اش جز گرسنگی و تشنگی بهره ای ندارد و چه بسا شب زنده داری كه از نمازش جز بیخوابی و سختی سودی نمی برد.

15-روزه و صبر
عن الصادق علیه السلام فی قول الله عزوجل

«واستعینوا بالصبر و الصلوة »

قال: الصبر الصوم.

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند عزو جل كه فرموده است: از صبر و نماز كمك بگیرید، صبر، روزه است.

16-روزه و صدقه
قال الصادق علیه السلام

صدقه درهم افضل من صیام یوم.

امام صادق علیه السلام فرمود: یك درهم صدقه دادن از یك روز روزه مستحبی برتر و والاتر است.

17-پاداش روزه

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: قال الله تعالی ; الصوم لی و انا اجزی به

رسول خدا فرمود خدای تعالی فرموده است: روزه برای من است و من پاداش آن را می دهم.

18-جرعه نوشان بهشت

قال رسول الله صلی الله علیه و آله ; من منعه الصوم من طعام یشتهیه كان حقا علی الله ان یطعمه من طعام الجنة و یسقیه من شرابها.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: كسی كه روزه او را از غذاهای مورد علاقه اش باز دارد برخداست كه به او از غذاهای بهشتی بخورانند و از شرابهای بهشتی به او بنوشاند.

19-خوشا بحال روزه داران

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: طوبی لمن ظما او جاع لله اولئك الذین یشبعون یوم القیامة

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خوشا بحال كسانی كه برای خدا گرسنه و تشنه شده اند اینان در روز قیامت سیر می شوند. .

20-مژده به روزه داران

قال الصادق علیه السلام ; من صام لله عزوجل یوما فی شدة الحر فاصابه ظما و كل الله به الف ملك یمسحون وجهه و یبشرونه حتی اذا افطر.

امام صادق علیه السلام فرمود: هر كس كه در روز بسیار گرم برای خدا روزه بگیرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را می گمارد تا دست به چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامی كه افطار كند.

21-شادی روزه دار

قال الصادق علیه السلام: للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه

امام صادق علیه السلام فرمود: برای روزه دار دو سرور و خوشحالی است:

1 - هنگام افطار 2 - هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قیامت)

22-بهشت و باب روزه دارن

قال رسول الله صلی الله علیه و آله 7; ان للجنة بابا یدعی الریان لا یدخل منه الا الصائمون.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: برای بهشت دری است بنام (ریان) كه از آن فقط روزه داران وارد می شوند.

وسائل الشیعه، ج 7 ص 295، ح 31.

23-دعای روزه داران

قال الكاظم (علیه السلام): دعوة الصائم تستجاب عند افطاره

امام كاظم (علیه السلام) فرمود: دعای شخص روزه دار هنگام افطار مستجاب می شود.

24-بهار مومنان

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: زمستان بهار مومن است از شبهای طولانی اش برای شب زنده داری واز روزهای كوتاهش برای روزه داری بهره می گیرد.

25-روزه مستحبی

قال الصادق (علیه السلام): من جاء بالحسنة فله عشر امثالها من ذلك صیام ثلاثة ایام من كل شهر.

امام صادق علیه السلام فرمود: هر كس كار نیكی انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است.

26-روزه ماه رجب

قال الكاظم (علیه السلام): رجب نهر فی الجنه اشد بیاضا من اللبن و احلی من العسل فمن صام یوما من رجب سقاه الله من ذلك النهر.

امام كاظم (علیه السلام) فرمود: رجب نام نهری است در بهشت از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر هركس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد خداوند از آن نهر به او می نوشاند.

من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 56 ح 2

27-روزه ماه شعبان

من صام ثلاثة ایام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان كتب الله له صوم شهرین متتابعین.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگیرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پی در پی را برایش محسوب می كند.

وسائل الشیعه ج 7 ص 375،ح 22

28-افطاری دادن
قال الصادق (علیه السلام)
من فطر صائما فله مثل اجره 7; امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر كس روزه داری را افطار دهد، برای او هم مثل اجر روزه دار است.

29-افطاری دادن

قال الكاظم (علیه السلام)
فطرك اخاك الصائم خیر من صیامك: امام كاظم (علیه السلام) فرمود: افطاری دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه (مستحبی) بهتر است.

30-روزه خواری

قال الصادق (علیه السلام) : من افطر یوما من شهر رمضان خرج روح الایمان منه

وسائل الشیعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5

من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 73، ح 9

31-رمضان ماه خدا
قال امیرالمومنین 6 : شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهری

امام علی (علیه السلام) فرمود: رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.

32-رمضان ماه رحمت

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): ... و هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: بحار الانوار، ج 93، ص 342

33-فضیلت ماه رمضان
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) ;)

ان ابواب السماء تفتح فی اول لیلة من شهر رمضان و لا تغلق الی اخر لیلة منه

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

درهای آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده می شود و تا آخرین شب آن بسته نخواهد شد.

34-اهمیت ماه رمضان

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) ;)

لو یعلم العبد ما فی رمضان لود ان یكون رمضان السنة

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

بحار الانوار، ج 93، ص 346

35-قرآن و ماه رمضان
قال الرضا (علیه السلام) ;)

من قرا فی شهر رمضان ایة من كتاب الله كان كمن ختم القران فی غیره من الشهور.

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

هر كس ماه رمضان یك آیه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اینست كه درماههای دیگر تمام قرآن را بخواند.

36-شب سرنوشت ساز

قال الصادق (علیه السلام) ;)

راس السنة لیلة القدر یكتب فیها ما یكون من السنة الی السنة.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آینده نوشته می شود.

37-برتری شب قدر

قیل لابی عبد الله (علیه السلام) ;)

كیف تكون لیلة القدر خیرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فیها خیر من العمل فی الف شهر لیس فیها لیلة القدر.

از امام صادق (علیه السلام) سوال شد:

چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟

حضرت فرمود: كار نیك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است.

38-تقدیر اعمال

قال الصادق (علیه السلام) ;)

التقدیر فی لیلة تسعة عشر و الابرام فی لیلة احدی و عشرین و الامضاء فی لیلة ثلاث و عشرین.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام می گیرد و تصویب آن در شب بیست ویكم و تنفیذ آن در شب بیست سوم.

39-احیاء شب قدر

عن فضیل بن یسار قال:

كان ابو جعفر (علیه السلام) اذا كان لیلة احدی و عشرین و لیلة ثلاث و عشرین اخذ فی الدعا حتی یزول اللیل فاذا زال اللیل صلی.

فضیل بن یسار گوید:

امام باقر (علیه السلام) در شب بیست و یكم و بیست سوم ماه رمضان مشغول دعا می شد تا شب بسر آید و آنگاه كه شب به پایان می رسید نماز صبح را می خواند.

وسائل الشیعه، ج 7، ص 260، ح 4

40-زكات فطره
قال الصادق (علیه السلام) ;)

ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة یعنی الفطرة كما ان الصلوة علی النبی (صلی الله علیه و آله) من تمام الصلوة.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

تكمیل روزه به پرداخت زكاة یعنی فطره است، همچنان كه صلوات بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) كمال نماز است.

وسائل الشیعه، ج 6 ص 221، ح 5


تاریخ : پنجشنبه 25 خرداد 1396 | 05:58 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست
  حجت الاسلام والمسلمین رئیسی که رسما کاندیدای ریاست جمهوری سال ۹۶ شد، کیست؟


سید ابراهیم رئیسی در آذرماه سال ۱۳۳۹ هجری شمسی در خانواده‌‌ای روحانی در شهر مشهد و در محله نوغان دیده به جهان گشود. پدر ایشان حجة الاسلام سیدهادی رئیس الساداتی و همچنین مادر وی سیده عصمت خدادحسینی از سلاله سادات حسینی و نسبش از هر دو طرف به حضرت زید بن علی بن الحسین علیهمالسلام می‌رسد. سید ابراهیم در 5 سالگی پدر خود را که از روحانیون مشهد بود از دست داد.

او تحصیلات ابتدایی را در مدرسه جوادیه گذرانده و تحصیل در علوم حوزوی را در مدرسه نواب و سپس در مدرسه آیت الله موسوی‌نژاد شروع کرد. در سال ۱۳۵۴ جهت ادامه تحصیل به حوزة علمیة قم و مدرسه آیت الله بروجردی رفت و مدتی نیز در مدرسه‌ای که با مدیریت آیت الله پسندیده تحت نظر امام خمینی  اداره می‌شد، تحصیل نمود.

حجة الاسلام سید ابراهیم رئیسی در حوزة علمیة قم، اصول فقه را نزد آیت الله مروی، لمعتین را نزد آیت‌الله فاضل هرندی، رسائل را نزد آیت‌الله موسوی تهرانی، مکاسب محرمه را نزد آیت الله دوزدوزانی، کتاب البیع مکاسب را نزد آیت‌الله خزعلی، خیارات مکاسب را نزد آیت الله ستوده و آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی و کفایه را نزد آیت‌الله سید علی محقق داماد، تفسیر قرآن کریم را نزد آیت الله مشکینی و آیت الله خزعلی، شرح منظومه و فلسفه را نزد آیت‌الله احمد بهشتی و یک دوره شناخت را نزد آیت الله مطهری و نهج البلاغه را نزد آیت الله نوری همدانی آموخت.

حجة الاسلام سید ابراهیم رئیسی، خارج اصول را نزد آیت ‌الله سید محمدحسن مرعشی شوشتری و آیت‌ الله هاشمی شاهرودی و خارج فقه را نزد آیت ‌الله آقا مجتبی تهرانی و آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انفلاب تلمذ نمود. و با اتمام دوره سطح حوزه, توانست به دوره کارشناسی ارشد رشته حقوق خصوصی راه یافته و پس از دفاع از پایان نامه خویش با عنوان «ارث بلا وارث» در سال ۱۳۸۰ با قبولی در کنکور دکترای مدرسه عالی شهید مطهری در رشته فقه و حقوق خصوصی ادامه تحصیل دهد.

حجة الاسلام و المسلمین دکتر سید ابراهیم رئیسی با تکمیل تحقیقات خود در رشته فقه و حقوق، موفق به اخذ مدرک عالی ترین سطح حوزه (سطح چهار) شد و در نهایت رساله دکترای خود را با عنوان «تعارض اصل و ظاهر در فقه و حقوق» دفاع کرد. و با اخذ نمره ممتاز به درجه دکترای فقه و حقوق نائل شد.

حجة الاسلام دکتر رئیسی در پی اهانت به امام خمینی (ره) در روزنامة اطلاعات در ۱۷ دیماه سال ۱۳۵۶ و آغاز حرکت‌های مردمی، در اجتماعات اعتراضی که مبدأ اغلب آنها مدرسه آیت الله بروجردی (مدرسه خان) بود، شرکت داشت و در قالب هسته‌ای از طلاب انقلابی فعالیت می‌نمود. وی در این دوران فعالیت‌های مبارزاتی خود را در قالب ارتباط با علمای انقلابی آزاد شده از زندان و یا در تبعید, پی گرفت. همچنین در تجمعاتی مثل تحصن علما و روحانیون در دانشگاه تهران، شرکت نمود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، وی در دوره تربیتی خاصی که مرحوم شهید بهشتی جهت کادرسازی برای تأمین نیازهای مدیریتی نظام اسلامی برگزار کرده بود، شرکت کرد. و به دنبال شورش‌های مارکسیستی و ایجاد مشکلات متنوع در مسجد سلیمان، به همراه گروهی از طلاب در قالب فعالیتهای فرهنگی به آن منطقه رفت. پس از بازگشت از مسجد سلیمان، مجموعه سیاسی-عقیدتی پادگان آموزشی صفر- دو در شاهرود را تأسیس و برای مدت کوتاهی آن را اداره کرد.

ورود حجة الاسلام دکتر رئیسی به عرصة مدیریت از سال ۱۳۵۹ و با حضور در جایگاه دادیاری شهرستان کرج آغاز شد و پس از مدتی با حکم شهید قدوسی، به سمت دادستان کرج منصوب شد. موفقیت او در ساماندهی وضعیت پیچیده این شهر موجب شد تا پس از دو سال در تابستان  ۱۳۶۱ همزمان با دادستانی شهر کرج، مسئولیت دادستانی شهر همدان را نیز عهده دار شود.  حضور همزمان او در این دو مسئولیت، برای مدتی ادامه یافت تا آنکه به عنوان دادستان استان همدان معرفی شد و از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۳، در این سمت خدمت نمود.

حجة الاسلام دکتر رئیسی در سال ۱۳۶۲ در سن ۲۳ سالگی با دکتر جمیله سادات علم الهدی دختر ارشد آیت الله سید احمد علم الهدی ازدواج کرد. خانم دکتر علم الهدی دانشیار رشته فلسفه علوم تربیت دانشگاه شهید بهشتی تهران، رییس سابق پژوهشگاه علوم انسانی و رییس کمیسیون تربیت شورای عالی انقلاب فرهنگی است. حجة الاسلام دکتر رئیسی و خانم دکتر علم الهدی دارای دو فرزند دختر هستند. حجة الاسلام دکتر رئیسی که اهتمام ویژه ای به تحصیل خود و اعضای خانواده اش دارد، دختر اول ایشان متاهل و دارای دو مدرک کارشناسی ارشد است. یکی در رشته علوم اجتماعی از دانشگاه الزهرا (سلام الله علیها) و دیگری در رشته علوم قرآن و حدیث از دانشگاه علوم حدیث شهر ری و دختر دوم وی نیز متاهل و دانشجوی کارشناسی رشته فیزیک دانشگاه شریف است.

حجة الاسلام دکتر رئیسی در سال ۱۳۶۴ به عنوان جانشین دادستان انقلاب تهران منصوب شد و به این ترتیب، دوره مدیریت قضایی ایشان در تهران آغاز شد. به دنبال موفقیت وی در حل پرونده های قضایی پیچیده، امام خمینی (ره) طی احکام ویژه و مستقیم او را برای رسیدگی به مشکلات اجتماعی در برخی استانها از جمله لرستان، کرمانشاه و سمنان مامور کرد.

بعد از رحلت امام (ره) حجة الاسلام دکتر رئیسی با حکم رئیس قوه قضائیه وقت به سمت دادستان تهران منصوب شد و از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۳ به مدت پنج سال این مسئولیت را برعهده داشت. ایشان از سال ۱۳۷۳ به ریاست سازمان بازرسی کل کشور منصوب شد که خدمت ایشان در این سمت تا سال ۱۳۸۳ ادامه یافت. دوره مدیریت حجة الاسلام دکتر رئیسی بر سازمان بازرسی کل کشور نقطه عطفی در زندگی ایشان بود. وی که یک مدیریت کلان ملی را به مدت ده سال تجربه می کرد با اتکاء به تجربیات اندوخته خود نظارت بر دستگاه‌های اداری را متحول و نظام مند کرد. سازمان بازرسی کل کشور در زمان تصدی ایشان با توسعه متوازن ساختاری مواجه شد و به عنوان یکی از ارکان نظارتی نظام جمهوری اسلامی تثبیت شد. این دوران که با روی کار آمدن دولت اصلاحات همزمان بود بسیاری از گره های نظام اداری و اقتصادی شناسایی و راهکار برون رفت از زمینه فساد در آن تدوین شد. بعضی پرونده های جنجالی مفاسد اقتصادی محصول فعالیت شبانه روزی حجة الاسلام دکتر رئیسی و همکارانش در این سازمان و در آن دوره بود.

حجة الاسلام دکتر رئیسی از سال ۱۳۸۳ تا سال ۱۳۹۳، به مدت ده سال معاون اول قوه قضائیه بود. ایشان که دو رئیس قوه را در این سمت تجربه می کرد به عنوان یکی از مسئولان ارشد قضایی کشور مسئولیت سازماندهی و اداره تشکیلاتی این مجموعه را بر عهده داشت. و از سال ۱۳۹۳ تا اسفند ۱۳۹۴ نیز به عنوان دادستان کل کشور خدمت نمود.

حجة الاسلام دکتر رئیسی از سال ۱۳۹۱ تا کنون با حکم مقام معظم رهبری به عنوان دادستان ویژه روحانیت نیز مشغول به کار می باشد. وی همچنین در ۱۷ اسفند ۹۴، با حکم آیت الله العظمی خامنه ای به عنوان تولیت آستان قدس رضوی علیه السلام منصوب شد و تا کنون نیز مفتخر به خدمت در آن آستان رفیع می باشد.

گفتنی است در سال ۱۳۷۶، ایشان به پیشنهاد برخی اعضای مؤثر جامعة روحانیت مبارز از جمله آیت‌ الله مهدوی کنی  و تصویب شورای مرکزی جامعه روحانیت  به عضویت در آن شورا در آمد.

حجت الاسلام دکتر رئیسی در سال ۱۳۸۵، از طرف جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعة روحانیت مبارز و به توصیة نخبگان استان خراسان جنوبی برای عضویت در چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری نامزد شد که با بیش از ۸۰ درصد رای مردم انتخاب شد. دو سال پس از حضور در این مجلس، خبرگان ملت ایشان را به عنوان عضو هیأت رئیسه برگزید.

همچنین ایشان در دوره پنجم مجلس خبرگان رهبری در اسفند ۱۳۹۴ نیز با کسب اکثریت قاطع آرا برای دومین بار به عنوان نمایندة مردم شریف خراسان جنوبی برگزیده شد و عضویت ایشان در هیئت رئیسه ادامه دارد.

حجة الاسلام دکتر رئیسی در فروردین ۹۶ با ثبت نام به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم دوره جدیدی از زندگی خود را آغاز نمود.

حجة الاسلام دکتر رئیسی علاوه بر مسؤولیت های کلان کشوری ، بنا به توصیه مکرر آیت الله مهدوی کنی و آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی مبنی بر حفظ ارتباط درسی خود با طلاب، از سال ۸۰ تا کنون به عنوان مدرس در مدارس علمیه تهران از جمله مدرسه مجد، مدرسه امیرالمومنین علیه السلام، مدرسه امام حسین علیه السلام و و مدرسه مروی به تدریس سطوح عالی حوزه همچون رسائل و مکاسب، کفایتین و قواعد فقهیه مشغول بود و بعد از عزیمت به مشهد مقدس از ابتدای سال ۱۳۹۵ در مدرسه عالی نواب، به تدریس در موضوع «فقه وقف» پرداخت.

تا کنون یک دوره از درس‌های حوزوی ایشان در زمینة قواعد فقه در قالب سه جلد با عنوان قواعد فقه عبادی، قواعد فقه قضایی و قواعد فقه اقتصادی به رشته تحریر درآمده که از سوی طلاب درس ایشان، تدوین و از سال ۹۰ توسط چاپ دادگستر به چاپ رسیده است.

حجة الاسلام دکتر رئیسی در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه امام صادق (علیه السلام) و مدرسه عالی شهید مطهری و دانشگاه آزاد اسلامی به تدریس دروس تخصصی فقه قضا ، فقه اقتصاد، اصول فقه و قانون مدنی پرداخته‌ است.

 

* اهم سوابق مدیریتی و سیاسی

  • تولیت آستان قدس رضوی
  • دادستان کل کشور
  • معاون اول قوة قضاییه به مدت ده سال
  • ریاست سازمان بازرسی کل کشور به مدت ده سال
  • ریاست شورای نظارت بر صدا و سیما
  • عضو شورای عالی گزینش کشور
  • دادستان تهران
  • اولین دبیر ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر کشور
  • دادستان انقلاب اسلامی استان همدان
  • مؤسس حوزه علمیه فاطمه الزهرا سلام الله علیها (ویژه خواهران) در تهران (کوی نصر)
  • مؤسس مرکز تخصصی شیعه‌شناسی امام هادی علیه السلام زیرنظر حوزه علمیة قم
  • انجام سه مأموریت‌ ویژة قضایی در حوزه های اجتماعی در سه استان مختلف با حکم امام خمینی (ره)
  • عضویت در هیأت امنای ستاد اجرایی فرمان امام (ره) به مدت ده سال از سوی مقام معظم رهبری

 

* اهم مسئولیت‌ها به اعتبار جایگاه حقوقی

  • عضو شورای عالی فضای مجازی 
  • عضو شورای عالی استاندارد
  • عضو شورای عالی نفت
  • عضو شورای توسعه شرق و غرب کشور
  • عضو شورای عالی پول و اعتبار
  • عضو ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی 
  • عضو ستاد مبارزه با مواد مخدر

* سخنرانی در اجلاس‌های بین المللی

  • اجلاس مبارزه با فساد اداری در قاره آفریقا
  • اجلاس مبارزه با جرائم سازمان یافته در آرژانتین
  • اجلاس سلامت اداری در سوچی روسیه 
  • اجلاس حقوق بشر در پاکستان 
  • اجلاس نقش عاشورا در تحولات اجتماعی – استانبول ترکیه 
  • اجلاس دلالت های قانون اساسی در حفظ حقوق بشر – نیجریه 
  • اجلاس همکاری های بین المللی در مبارزه با فساد – چین 
  • اجلاس حقوق بشر سازمان ملل – ژنو
  • اجلاس مبارزه با فساد اداری در فیلیپین و انتصاب به عنوان قائم مقام بازرسان کل آسیا
  • و ده ها نشست تخصصی دیگر با حضور مقامات کشورهای خارجی 

 

* سوابق علمی

  • سطح چهار فقه و اصول از حوزه علمیه قم
  • دکترای فقه و مبانی حقوق با گرایش حقوق خصوصی از مدرسه عالی شهید مطهری
  • تدریس متون فقهی سطح عالی و قواعد فقه قضاء و فقه اقتصاد در حوزه‌های علمیه تهران و دانشگاه‌ها

      کتب چاپ شده

  • کتاب تقریرات درس قواعد فقه (بخش قضایی)
  • کتاب تقریرات درس قواعد فقه (بخش اقتصادی)
  • کتاب تقریرات درس قواعد فقه (بخش عبادی)

      کتب در دست انتشار

  • ارث بلاوارث در فقه و حقوق
  • تعارض اصل و ظاهر در فقه و حقوق 
  • سیر تحول در نظارت و بازرسی

      سخنرانی علمی ارائه شده

  • تعدد اسباب مسئولیت 
  • بیع فاسد و اقسام آن  
  • مفهوم رهن  
  • مدیریت کارآمد  
  • نظارت اثر بخش  
  • تأثیر متقابل تصمیمات قضایی و اقتصادی  
  • جایگاه نظارت و بازرسی در اسلام 
  • عدالت و تأثیر آن بر سبک زندگی 
  • و ده‌ها سخنرانی علمی در حوزه‌های اقتصادی، مدیریتی، اجتماعی و حقوقی در دانشگاه‌ها و مراکز علمی و سمینارهای تخصصی وزارتخانه‌ها و سازمان‌های کشور


* مسئولیت‌های کنونی

  • تولیت آستان قدس رضوی علیه السلام
  • دادستان کل دادگاه ویژه روحانیت 
  • نماینده مردم شریف استان خراسان جنوبی در مجلس خبرگان رهبری و عضو هیأت رئیسه مجلس خبرگان

برگرفته از Raisi.ir



طبقه بندی: مهم ترین اخبار ایران،

تاریخ : جمعه 15 اردیبهشت 1396 | 04:02 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست
 فعلا به 23 دلیل به روحانی رأی نمی دهم

1 با اینکه در دولت وی، نجومی بگیرانی چون صفدرحسینی و یاران وی شناخته شدند، اما هیچ برخوردی با آنها صورت نگرفت، بلکه پست جدید هم گرفتند.

2 در دولت آقای روحانی، نجومی بگیرانی که حقوق 60 میلیون در ماه داشتند، ذخیره نظام نامیده شدند.

3 دولت بجای رسیدگی به مشکلات آب و هوای خوزستان، هوای آلوده و غباری این استان را #عذاب_الهی نامید.

4 دولت بجای رسیدگی به کشته شدگان و مجروحان قطار مشهد تبریز، گفت مشکلی ندارد، همه بیمه هستند.

5 برادر تنی آقای روحانی به اسم حسین فریدون، مفسد فی الارض شناخته شده اما هیچ برخوردی با وی صورت نگرفت و ایشان همیشه و همه جا حضور فعال دارند.

6 رشد علمی کشور در این چهار سال افت شدیدی داشته است

7 تمامی تلاش ها و دستاوردهای دانشمندان هسته ای که با دست خالی و با وجود تحریم ها، به غنی سازی 20 درصد رسیده بود، سیمان کاری و تعطیل و تعلیق کرد و عملا تمام مراکز هسته ای به موزه تبدیل شده است.

8 آقای روحانی علی رغم صحبت های خودشان مبنی بر پذیرفتن نقدها، همیشه منتقدان دلسوز خود را تندرو، افراطی، بی سواد، بی شناسنامه، جهنمی، دلواپس و... خطاب کرد.

9 اکثر کارخانجات قدیمی و سابقه دار در دولت آقای روحانی تعطیل شد مثل ارج و...

10 در دولت آقای روحانی، میدان برای سخنرانی و فعالیت ساکنین و فعالین فتنه ی 88 در دانشگاه ها باز بود و هر اقدامی خواستند، به راحتی انجام دادند.

11 در این چهار سال تمامی کاسبان بازار، از نبود مشتری و بازار کار به شدت نالیدند

12 در دولت روحانی، حوادث تلخ منا، کشته شدن حاجیان، تعرض به نوجوان ایرانی اتفاق افتاد اما دولت بجای محکومیت و برخورد قاطع، حرف از دوستی و برادری با عربستان سعودی زد.

13 قرار بود عزت به پاسپورت ایرانی بازگردد، اما سرگردانی وزیر بهداشت در آسمان ایران برای اجازه نشستن در فرودگاه عربستان و برهنه کردن زنان ایرانی در فرودگاه تفلیس به بهانه بازرسی، ذلت تمام بود.


14 در دولت آقای روحانی، قراردادهای ننگین و بسیار خفت بار تر از گلستان و ترکمان چای منعقد شد که در آن چیزی جز خیانت به مردم و ایران نبود، مثل قرارداد FATF و IPC و 2030 و...

15 قرار بود بلافاصله در روز اجرای برجام، تمامی تحریم های اقتصادی، بانکی و تجارتی برداشته شود، بعد از n ماه نه تنها هیچ تحریمی برداشته نشد، بلکه تمامی تحریم ها تمدید شد و تحریم های جدید وضع شد.

16 رهبری بارها تذکر داده بودند، آمریکا غیرقابل اعتماد است، اما خودسری کردید، خطوط قرمز نظام را که مورد تاکید رهبر بود، زیرپا گذاشتید و با کدخدا معامله کردید، معامله ای که سراسر برد برای دشمنان بود و سراسر باخت برای ملت ایران

17 یکبار وعده ی صد روزه داد، بعد از سه سال و نیم رخ در رخ مردم گفت من کی گفتم وعده ی صد روزه؟ دوباره بعد از چند روز رخ در رخ مردم گفت برنامه های مدون صد روزه و چندماهه دارم، در مناظره هم وقتی قالیباف به او گفت وعده ی صد روزه باز هم با کمال وقاحت گفت سایت ها دروغ گفتن

18 در افتتاح ستاد انتخاباتی روحانی در ایلام علنا به ساحت مقدس آقا امام رضا (ع) به شدت توهین شد

19 در مراسم افتتاح ستاد انتخاباتی روحانی در اصفهان،کرباسچی سخنرانی میکنه که علنا به شهدای مدافع حرمی که بدون هیچ چشم داشتی برای دفاع از حرم حضرت زینب و همچنین دفاع از مرز و بوم ایران رفتن، توهین میکنه

20 برای افتتاح ستاد انتخاباتی ایشون در اراک، بعد از توهین کرباسچی به مدافعان حرم مجددا از کرباسچی دعوت میکنن که بیاد، طرفدارای روحانی هم با شال و دستبند #سبز حضور پیدا میکنن

21 کسانی حامی روحانی هستن که به خون این کشور و انقلاب و نظام تشنه ان، امثال بی بی سی فارسی، توئیتر فارسی، آمدنیوز، وحیدآنلاین، مملکته و... همگی از روحانی حمایت میکنن، خب این نشون میده که روحانی خیلی باب میل دشمنان قسم خورده ی این کشوره

22 آقای روحانی ترسو هستن، ما رئیس جمهور ترسو نمیخواییم، چون هفته ی اول مناظره اول قرار بود اقتصادی باشه، ایشون انداختن هفته ی بعد، مجددا گفتن که بندازید هفته ی آخر

23 طرفداران ایشون خیلی ادعا دارن سال 92 دلار اینقدر بوده الان که آخر سال دولته، افزایش زیادی نداشته، در جواب این دوستان باید بگم که مردم نون شب ندارن بخورن، کار ندارن، کاسبی نیست، کارخانه ها رونق نداره، سفره ی مردم کوچیکتر شده، این مردم رو چه به قیمت ارز و دلار؟ مردم نون و شغل میخوان، برای نون و شغلشون چکار کرده دولت؟ دلار به چه دردشون میخوره؟

#نه_به_روحانی
#نه_به_اشرافیگری




طبقه بندی: مهم ترین اخبار ایران،

تاریخ : جمعه 15 اردیبهشت 1396 | 03:55 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست
پرخوری و پرخوابی از علائم افسردگی فصلی است

افسردگی فصلی یکی از انواع افسردگی است که بیشتر در نیمه دوم سال و به علت تغییر ریتم‌های دوره‌ای بدن انسان اتفاق می‌افتد.

دکتر مجید صادقی روانپزشک و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در گفت وگو با  ایسنا، افسردگی فصلی را یکی از انواع شناخته شده افسردگی دانست و افزود: این بیماری الگوی فصلی دارد و در نیمه دوم سال بیشتر شایع می‌شود.

وی درباره علت به وجود آمدن این بیماری گفت: در بدن انسان ریتم‌های دوره‌ای وجود دارد که به صورت منظم تکرار می‌شود مثل خواب و بیداری، ترشح برخی هورمون‌ها و غیره که به آنها ریتمهای سیرکادین می‌گویند، در مبتلایان به افسردگی فصلی این ریتم‌ها دچار اختلال می شوند.

دکتر صادقی در ادامه به تأثیر نور خورشید بر این بیماری اشاره و تصریح کرد: اختلالات ریتم‌های بدن بستگی به وجود نور مستقیم خورشید، زاویه تابش اشعه آن و ترشح ماده‌ای به نام ملاتونین در مغز دارد که چون در نیمه دوم سال، نور مستقیم خورشید کم می‌شود، زاویه تابش آن تغییر می‌یابد و روزها کوتاه می‌شود و در نتیجه افراد مستعد در معرض افسردگی فصلی قرار می‌گیرند.

وی علائم شایع این بیماری را پرخوابی و پرخوری دانست و اضافه کرد: خود فرد مهمترین عامل بروز این بیماری است و این بیماری در افرادی که سابقه افسردگی در خانواده را داشته‌اند و در زنان جوان شایع‌تر است.

این عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، تأثیر تغذیه بر این بیماری را ناچیز دانست و اظهار کرد: محل زندگی افراد نقش مهمی در این نوع افسردگی دارد؛ به طوری که این بیماری در مناطق معتدل و سردسیر و به طور کلی نیم کره شمالی رواج بیشتری دارد.

دکتر صادقی درباره روش درمان این بیماری گفت: درمان این بیماری شامل تجویز دارو برای اصلاح اختلال ترشحات مغزی و نور درمانی است، یعنی در محیط زندگی و کار بیماران باید یک منبع نور با شدت خاص قرار بگیرد که فضای اتاق را معادل یک روز آفتابی کند.

وی ادامه داد: البته گاهی اوقات روان درمانی هم صورت می‌گیرد و اگر امکان عملی وجود داشته باشد بهتر است بیمار به مناطق گرم و آفتابی مثل جنوب کشور خودمان مهاجرت کند.

این روانپزشک در پاسخ به این سوال که آیا نشانه‌هایی برای تشخیص افسردگی فصلی توسط خود افراد وجود دارد یا نه، گفت: بیشتر بیماران اذعان دارند که در نیمه دوم سال و گاهی در روزهای ابری بدخلق ‌شده و خسته و خواب آلود هستند، پرخوری می‌کنند و چاق می‌شوند و توانایی فعالیت آنها کم می‌شود. در حالی که در نیمه اول سال این گونه نیست و این فرآیند هر سال برای آنها تکرار می‌شود.

دکتر صادقی در پایان یادآور شد: افسردگی فصلی گاهی با افسردگی دوقطبی دیده می‌شود و ممکن است بیمار در حالتی تضاد گونه در نیمه اول سال دچار حالت‌های مانیک شود، یعنی دچار پرحرفی و بی خوابی شده و احساس بزرگ منشی کند.




طبقه بندی: مهدویت،

تاریخ : جمعه 15 اردیبهشت 1396 | 03:07 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست
منشأ اصلی گناهان انسان، نه دروغ است و نه ریا. نه غیبت است و نه تهمت. نه زناست و نه بخل و حسد و کبر و عجب. اصلا خود اینها گناه هستند. باید به دنبال عاملی گشت که اینها از آن عمل حاصل می‌شود .دلیل گناهان چیست؟ چه چیزی قبل از گناه اتفاق می‌افتد که باعث می‌شود انسان به گناه کشیده شود و خدای ناکرده دامنش به حرام الهی آلوده شود؟ چه چیزی باعث نقض اخلاق می‌شود و ما را از مسیر سعادت دور می‌کند؟ در قدم هفتم در راه خودسازی به راهکار این موضوع می پردازیم ..   خیلی از ما انسان‌ها به دنبال دوری از گناهان و تکمیل اخلاق خود هستیم. فکر می‌کنیم عبارت معروف «انجام واجبات و ترک محرمات» همین است که رساله توضیح المسائل مرجع تقلیدمان را باز کنیم، آن احکامی را که حرام دانسته‌اند، انجام ندهیم و به امور واجب جامه عمل بپوشانیم. در حالی که خود این کار مقدمه‌ای می‌خواهد. دین ما غیر از واجب و حرام، سه حکم دیگر هم دارد؛ مستحب، مکروه و مباح. چه‌بسا خیلی از مستحبات، انسان را به بهتر ادا شدن احکام واجب می‌رساند و با انجام کارهای مکروه، محرمات گریبانگیرمان می‌شود. مطالعه و جمع‌بندی دستورات اخلاقی دین، ما را به یک عامل مشترک برای منشأ شهوات انسانی می‌رساند که عالم ربانی، ملامحسن فیض کاشانی در کتاب اخلاق حسنه به آن اشاره کرده است. به راستی منشأ شهوات چیست؟ منشأ اصلی گناهان انسان، نه دروغ است و نه ریا. نه غیبت است و نه تهمت. نه زناست و نه بخل و حسد و کبر و عجب. اصلا خود اینها گناه هستند. باید به دنبال عاملی گشت که اینها از آن عمل حاصل می‌شود . دلیل گناهان چیست؟ چه چیزی قبل از گناه اتفاق می‌افتد که باعث می‌شود انسان به گناه کشیده شود و خدای ناکرده دامنش به حرام الهی آلوده شود؟ چه چیزی باعث نقض اخلاق می‌شود و ما را از مسیر سعادت دور می‌کند؟ جواب این سوالات آن‌قدرها هم دور از ذهن نیست. بزرگان دین و مربیان اخلاق پاسخ را به ما داده‌اند. قبل از آنها نیز روایت‌های زیادی از ائمه معصومین(علیه السلام) در جواب این سوالات به ما رسیده است. جالب آنکه این دلیل به ظاهر کوچک و بی‌اهمیت به خودی خود جزو محرمات نیست ولی سرپیچی از دستور خداوند باری تعالی محسوب می‌شود و مقدمه‌ای می‌شود برای نابودی دنیا و آخرت انسان. با یک نگاه ساده به زندگی خودمان، می‌توانیم بفهمیم چه کاری، ما را سست اراده می‌کند و مقدمه‌ای می‌شود برای ناتوانی در انجام احکام دین. رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) می‌فرماید من از سه خصلت برای امتم بیم دارم: پرخوری، پرخوابی و پرحرفی. پیرو واقعی و کسی که ادعای مسلمانیش می‌شود، هم باید شکمش را نگه دارد و هم زبانش را. اگر توانست این دو را حفظ کند، دینش را حفظ کرده است جواب این است: پرخوری؛ همین شکم، یکی از اعضای بدن انسان عامل اصلی و منشأ بسیاری از گناهان است. چه کسی باورش می‌شود که یک کار مباح اگر به کاری مکروه بدل شود، انسان را به ورطه گناه می‌کشاند. غذا خوردن یکی از کارهای مباح است. این عمل بعضی مواقع مستحب و بعضی مواقع واجب می‌شود. حال اگر همین کار به حد افراط برسد، می‌شود مکروه و چه بسا برای اولیای خدا گناه نیز محسوب شود. دلیل اینکه شهوت شکم، منشأ تمام شهوات است؛ این است که انسان برای هضم غذا نیاز به نوشیدن آب دارد و در نتیجه آب خوردن زیاد، خواب‌آلودگی بر انسان چیره می‌شود و پرخوابی انسان را از انجام احکام دین باز می‌دارد و انجام ندادن واجبات، اراده انسان را سست کرده و زمینه را برای وسوسه شیطان آماده می‌کند. آن‌گاه است که نفس طغیانگر انسان از نفس مطمئنه‌اش پیشی می‌گیرد و خدای ناکرده نتیجه‌اش می‌شود گناهان صغیره و اصرار بر گناهان صغیره، گناهان کبیره را درپی دارد و انجام‌دهنده گناهان کبیره عادل نیست و به انسان عادل نمی‌توان اعتماد کرد. پشت‌سرش نماز ندارد و از جندالشیطان است.ولادت حضرت محمد (ص) این طومار بلند، نتیجه پرخوری بود. اولین گناه انسان نیز برمی‌گردد به شکم. آنجایی که قرآن کریم در آیه 121 سوره مبارکه طه می‌فرماید: «تا بالاخره از آن درخت خوردند و لباس از بدنشان فرو ریخت و عورتشان نمودار شد. از این آیه این‌گونه می‌توان استنباط کرد که سرمنشأ تمام شهوت‌ها، شکم است و حتی شهوت جنسی نیز از ناحیه شکم ظاهر می‌شود و به دنبال آن، شهوت دنیاطلبی، مال‌دوستی، جاه‌طلبی، غرور، عجب و دیگر صفات رذیله پدید می‌آید. و وقتی انسان جاه‌طلب شد، حسود می‌شود و به ریا و تفاخر مبادرت می‌ورزد که نتیجه آن می‌شود ستمگری. در قرآن کریم می‌خوانیم: خداوند ظالمین را دوست ندارد و چه چیزی بدتر از اینکه خداوند کسی را دوست نداشته باشد. چه بسیار شنیده‌ایم که مولای متقیان و اصل اخلاق، حضرت‌علی(علیه السلام) فرمود: دو لقمه قبل از سیر شدن از غذا خوردن دست بکشید و همین دستور کوچک، هدایتگر انسان است، اگر بخواهد. این سخن به سالک می‌گوید هیچ‌گاه به اندازه‌ای شکم را پر نکن که سیر شوی. آدم سیر از گرسنه خبر ندارد و هرچه بلاست از همین سیری و پرخوری عایدت می‌شود. و به راستی که دشمن انسان، شکمش است. اوست که منشأ گناهان دیگر است که اگر کنترل نشود، موجب هلاکت انسان می‌شود و کدام استاد اخلاقی است که از شکم سخن به میان نیاورد و در دستوراتش حرفی از پرخوری یافت نشود. از دیگر ائمه نیز احادیث و روایت‌های زیادی نقل شده است که این نشان‌دهنده اهمیت کم‌خوردن در مسیر سعادت است. بر همه کس مبرهن است که هر یک از ائمه اطهار پزشکی حاذق و هر کلامشان دارویی شفابخش بود برای اهل ایمان. امام ‌رضا(علیه السلام) فرمود: اگر مردم در خوردن به کم بسنده مى‏داشتند، بدن‏هایشان متعادل بود. و چه دستورالعملی بهتر از این؟ کدام نماز شبی است که با شکم پر خوانده شود؟ آیا هیچ نماز یومیه دلچسبی هست که با دل سیر خوانده شود؟ امام‌ صادق(علیه السلام) می‌فرماید: نزدیک‏ترین حالت بنده به خداوند ‌، هنگامی است که شکم وى سبُک باشد. ، هر چه هست، در کم خوردن است. پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) می‌فرماید: آن که غذا کم خورَد، معده‏اش سالم بماند و صفاى دل یابد و هر که پرخور باشد، معده‏اش بیمار و قلبش سخت شود. بسیاری از ما هنگام بیماری به دکتر مراجعه می‌کنیم و بیشتر از او می‌پرسیم: چه بخوریم! حال آنکه طبق فرمایش رسول مکرم اسلام، علاج بیماری نخوردن است. حضرت در سخنی گهربار می‌فرماید: مادرِ همه داروها ، کم‏خورى است. در نهایت باید گفت راه عملی برای به خدا رسیدن را فرستاده خدا می‌دهد. همه سفارشات اخلاقی به یک طرف و این سخن به طرف دیگر. رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) می‌فرماید: وقتى اشتها دارى غذا بخور و وقتى هنوز اشتها دارى دست از خوردن بشوى. که عمل به این سخن، سعادت و سرپیچی از آن، شقاوت دنیا و آخرت را به دنبال دارد.


طبقه بندی: مهدویت،

تاریخ : جمعه 15 اردیبهشت 1396 | 02:14 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست

رسول خدا (ص) می فرماید:

خود را از غذا سیر نکنید، زیرا نور معرفت در دل هایتان خاموش می شود و هر کس با شکم سبک نماز شب بخواند حورالعین پیرامونش می مانند؛ نیز فرمودند: دل هایتان را با پرخوری و پرنوشی نمیرآنید، زیرا دل ها مانند زراعت اند که آب بسیار آن ها را نابود می کند.


همچنین فرمود: کسی که هر چه بخواهد می خورد، خدا به و نظر لطف نخواهد نمود، تا آن روش را ترک گوید.

امیر مؤمنان (ع) می فرماید:

پرخوری و پرخوابی ، جان را فاسد می کنند و زیانبارند.

رسول خدا (ص) می فرماید: خدا سه چیز را دوست دارد:

۱- کم حرفی

۲- کم خوابی

۳- کم خوری


نیز آن حضرت فرمودند: غذایتان را با یاد خدا و انجام عبادات ( نماز )  هضم و ذوب کنید و با شکم پر نخوابید که سنگدل می شوید.

حضرت فرمود : هر که در دنیا ( بر اثر پرخوری ) زیاد آروغ بزند در قیامت گرسنگی اش بیشتر خواهد بود.

همچنین از حضرت عیسی (ع) چنین نقل می کنند: هرگاه که غذا می خورید معده را پر نکنید؛ زیرا سنگینی غذا بر معده و سینه شادابی چهره را می بَرَد.


لقمان به پسرش فرمود: پسرم هرگاه معده پر شد اندیشه می خوابد ، حکمت گنگ می شود و اندام ها از عبادت باز می مانند.

امیر مؤمنان (ع) می فرماید : ابوجحیفه نزد پیامبر (ص) آروغ زد. حضرت فرمود: آروغت را بازدار، زیرا سیرترین افراد دنیا گرسنه ترین های روز قیامت اند.

امام (ع) فرمودند: پس از آن ابوجحیفه تا هنگامی که به خدا پیوسته شکمش را از غذا پر نکرد و نیز می فرماید: اگر پیش از سیر شدن از غذا دست برداری از غذا لذت می بری.


در حدیث آمده است که هر کس کم بخورد بدنش سالم باشد قلبش صفا یابد و هر کس بیشتر بخورد بدنش بیمار و قلبش سخت گردد.

امام باقر (ع) می فرماید: نزد خدا چیزی مبغوض تر از شکم پر نیست.

امام صادق (ع) می فرماید: خدا پرخوری را دشمن می دارد و آن حضرت افزودند: انسان برای ادامه حیات به ناچار باید غذا بخورد،

پس وقتی غذا می خورید یک سوم شکم را برای غذا و یک سوم را برای نوشیدنی و یک سوم را برای راحت نفس کشیدن قرار دهید. 

 





طبقه بندی: مهدویت،

تاریخ : جمعه 15 اردیبهشت 1396 | 02:05 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست

 اهمیّت اُنس با قرآن

امروزه انسان در معرض آماج حملات روحی و روانی قرار دارد و نگرانی‎های فراوانی او را احاطه کرده، وحشتِ تنهایی در همه حال انسان را تنها نمی گذارد. او به شدّت نیازمند انیس و مونس است که در کنار او آرامش یابد. نگرانی شدید او از تنهایی و بی کسی، در همه حوادث دوران زندگی، روح و روان او را می‎آزارد. قرآن کریم مونسی است که در شرایط عادی و نیز در بحران ها و سختی های زندگی می تواند بهترین همدم انسان باشد؛ امام سجّاد(ع) می‎فرماید: «لَوْ مَاتَ مَنْ بَینَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ أَنْ یکُونَ الْقُرْآنُ مَعِی؛[1] اگر همه مردم ما بین مشرق و مغرب بمیرند و هیچ موجودی بر روی زمین زنده نماند و من تنها باشم، وقتی قرآن با من باشد، هرگز از تنهایی وحشت نمی کنم».

 رسول خدا(ص) درمان همه مشکلات را در قرآن می داند ومی فرماید:هر گاه کارها چون شب ظلمانی برایتان مشتبه و تاریک گردید به قرآن پناه ببرید؛ چون او شفیعی است که شفاعتش پذیرفته و شاهدی است که تصدیق شده است. هرکس او را رهبر خویش گرداند، وی را به بهشت رهنمون می سازد و هرکس بدان پشت پا زند، به جهنّم سوقش می دهد. قرآن روشن ترین راهنما به سوی بهترین راه‎هاست.[2]

 آری، قرآن بهترین مونس انسان در تنهایی ها و نگرانی‎های زندگی است که جلوه‎ای از علم و حکمت پروردگار و نشانگر عظمت خداوند متعال است. انس با قرآن، همراه شدن با گنجینه بی پایان و در اختیار داشتن برنامه جامع و کامل یک زندگی سعادتمندانه است که همه در پی آنند، ولی نمی دانند که در کنارشان قرار دارد و به قول معروف: یار در خانه و ما گرد جهان می‎گردیم.

 چنانچه ما مسلمانان با قرآن مأنوس نشویم و به آن عمل نکنیم، مورد شکایت و عتاب رسول خدا(ص) قرار خواهیم گرفت که فرمود: «یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً؛[3] پروردگارا! قوم من قرآن را رها کرد»

آداب انس با قرآن

1.رعایت حقّ تلاوت

یکی از مهمترین شیوه‎های انس با قرآن رعایت حقّ تلاوت است که در قرآن فرموده:کسانی که کتاب آسمانی به آنها داده ایم آن را چنانکه شایسته آن است می خوانند، آنها به پیامبر اسلام ایمان می آورند و کسانی که به او کافر شوند، زیانکارند.[4]

2.رعایت حرمت قرآن

 پیامبر(ص) فرمود: یا حملة القرآن! تحبّبوا إلی اللَّه بتوقیر کتابه، یزدکم حبّا و یحببکم إلی خلقه[5]

 ای حاملان قرآن! با نگاه‎داشتن حرمت قرآن، خود را محبوب خدا سازید، که در این صورت، بیشتر شما را دوست خواهد داشت و محبوب مردمانتان خواهد ساخت. پیامبر(ص) فرمود: «قرآن از همه چیز، جز خدا، برتر است؛ پس هرکه قرآن را پاس دارد خدا را پاس داشته است و هرکه قرآن را پاس ندارد، احترام خدا را سبک شمرده است.[6]

 نمونه‎ای از تکریم ظاهر قرآن را می خوانیم: امام خمینی به‎طور معمول در حسینیّه جماران روی صندلی می نشست، ولی یک روز وقتی وارد حسینیّه شد، با اینکه صندلی در جای خود بود، روی زمین نشست؛ زیرا آن روز نفرات ممتاز مسابقات قرآن آمده بودند و قرار بود در آن جلسه چند آیه از قرآن تلاوت شود.[7] روزی دیگر امام خمینی طبق معمول روی صندلی نشسته بود، که قرآنی آوردند و روی زمین گذاردند، امام وقتی متوجّه شد، بی درنگ آن را برداشت، روی میزی که در کنارش بود، گذاشت و فرمود: «قرآن را روی زمین نگذارید.[8]

3.رعایت ترتیل

 خداوند در قرآن فرموده است: «وَ رَتِّلِ الْقُرآنَ تَرتیلاً»[9] و قرآن را با دقّت و تأمّل بخوان! ترتیل در قرآن، خارج کردن کلمه از دهان با سهولت و به شیوه درست است، که از آداب قرائت است.

4.با صوت زیبا خواندن

پیامبر(ص) فرمود: «لِکُلِّ شَی ءٍ حِلْیةٌ وَ حِلْیةُ الْقُرْآنِ الصَّوْتُ الْحَسَن»[10] هرچیزی زینت و آرایشی دارد و زینت قرآن هم با صوت زیبا خواندن است.

 اهل بیت (ع)خود نیز چنین بودند و قرآن را با صوت زیبا می خواندند. نوفلی گوید: در نزد حضرت امام هادی (ع) از صدا و آهنگ خوش گفت وگو کردم، فرمود: امام سجّاد(ع) قرآن تلاوت می کرد و گاهی مردم از صدای زیبای او بی‎هوش می شدند، و اگر امام اندکی از صدای زیبای خود را ظاهر کند مردم طاقت شنیدن آن صوت زیبا را ندارند. گفتم: آیا پیامبربا مردم نماز نمی خواند و صدای خود را به تلاوت قرآن بلند نمی ساخت [پس چرا مردم بی‎هوش نمی شدند]؟ فرمود: رسول خدا(ص) به اندازة طاقت مردمی که پشت سر او بودند صدای خود را آشکار می ساخت.[11]

5.مداومت بر انس

 حضرت صادق(ع) فرمود: «فردی سوره ای از قرآن را فراموش می کند، روز قیامت همان سوره در درجه ای از درجات بر او مشرّف می شود و می گوید: السّلام علیک. او در پاسخ می گوید: و علیک السّلام، تو کیستی؟ می گوید: فلان سوره ای هستم که مرا واگذاشتی و ترکم نمودی، اگر نگاهم می داشتی تو را به این درجه می رساندم». آنگاه امام صادق(ع) فرمود: «بر شما باد به قرآن تا آن را فرا گیرید که بعضی از مردم آن را می آموزند تا گفته شود: فلانی قاری است. و برخی آن را می آموزند و هدفشان تنها صداست که گفته شود: فلانی خوش صوت است، در اینها خیری نیست؛ امّا برخی هم قرآن را می آموزند و شبانه روز بر این کار مداومت دارند و برایشان فرقی نمی کند که کسی این را بداند یا نداند.[12]

مهم ترین شرط انس با قرآن

 گاهی ممکن است این سوال پیش بیاید که چگونه برخی انسان‎ها که انس با قرآن دارند، از آن بهره نمی برند و در عمل، انس با قرآن را نشان نمی دهند؟ امام محمّدباقر(ع) در پاسخ این پرسش، انس‎گیرندگان با قرآن را سه گروه معرّفی می فرماید که دو گروه اوّل هرگز از انس با قرآن بهره مند نمی شوند مگر بهره اندک مادی، ولی گروه سوم بهره واقعی و معنوی را از قرآن خواهند برد. آن حضرت می فرماید:قاریان قرآن سه دسته اند؛ 1.شخصی که تلاوت و انس با قرآن را ابزاری برای کسب سرمایه مادّی و یا کسب موقعیّت در نزد حاکمان و یا مایه فخر و مباهات در میان مردم قرار دهد. 2. شخصی که با تلاوت و انس با قرآن، آداب ظاهری را رعایت کرده، ولی حدود و شرایط و دستورهای واقعی آن را اهمیّت نداده و ضایع می‎کند (انس صوری با قرآن دارد). 3. کسی که قرآن را بخواند و دوای آن را بر دردهای دل و دین خود قرار دهد. او با قرآن شب زنده‎داری می‎کند، عطش معرفت و معنوی‎اش را با قرآن فرو می نشاند. در مساجد با قرآن قیام می کند، برای قرآن از بسترش جدا می‎شود. پس دفع بلا، نابودی دشمنان، نزول باران رحمت از آسمان و پیروزی بر مخالفان همه را خداوند به خاطر عظمت و جایگاه رفیع این گروه سوم انجام می دهد. امام باقر(ع) در پایان با نهایت تأسّف فرمود: «به خدا سوگند، قاریان از نوع سوم خیلی کمیاب است، کمیاب‎تر از کبریت احم.[13]

حافظا می خور و رندی کن و خوش باش***ولی دام تزویر مکن چون دگران «قرآن» را

 پیامبر اکرم (ص) برخی از تلاوت کنندگان قرآن را به شدّت نکوهش می کند و می فرماید: رُبَّ تَالِ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ یلْعَنُهُ؛[14] بسا قاریان قرآن که قرآن آنان را لعن می کند.

همان طوری که برخی افراد با پیامبر(ص) بودند، ولی از محضر آن حضرت بهره نبردند، عدّه ای هم ممکن است در ظاهر با قرآن باشند، امّا از معارف بلند آن سودی نبرند و از قرآن به عنوان ابزاری برای رسیدن به مطامع دنیوی خویش استفاده کنند.

 در این زمینه روایات هشدار دهنده فراوانی از اهل بیت(ع) به ما رسیده است که توجّه قاریان، عالمان و اصحاب قرآن را می‎طلبد که چگونه از این سرمایه معنوی بهره ببرند و این فرصت طلایی را به ثمن بخس نفروشند. البتّه انس حقیقی با قرآن هرگز پشیمانی ندارد؛ زیرا در آن صورت تمام وجود انسان و حرکات و سکناتش وحیانی و الهی خواهد شد، وگرنه قرائت صوری که قرائت و انس نیست.

مراحل انس با قرآن

 در اینجا ما از مرحله پایین انس با قرآن آغاز می‎کنیم و به‎سوی کامل‎ترین مرحله انس پیش می‎رویم که ان‎شاء الله به همه مراحل زیر توفیق یابیم:

1.نگهداری در خانه

 امام صادق(ع) فرمود: «إنَّهُ لَیعْجِبُنِی أَنْ یکُونَ فِی الْبَیتِ مُصْحَفٌ یطْرُدُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الشَّیاطِین»[15] من خوش دارم قرآنی در خانه باشد و خداوند شیاطین را به واسطه آن از خانه دفع کند. البتّه در مورد کسانی این مرحله مناسب است که بیش از این نمی توانند استفاده کنند؛ وگرنه قرار دادن قرآن در خانه، بدون بهره برداری معنوی از محتوای آن، مورد نکوهش است و روز قیامت شکایت قرآن را در پی خواهد داشت.

2.نگاه به خطوط قرآن

انس با قرآن مراتبی دارد و کمترین مرحله انس با قرآن، نگاه کردن روزانه به قرآن است که همین نگاه کردن بدون خواندن، جزو عبادات مستحبّی محسوب شده و ثواب دارد. پیامبر(ص) دراین باره فرمود: «النَّظَرَ فِی الْمُصْحَفِ مِنْ غَیرِ قِرَاءَةٍ عِبَادَة؛[16] نگاه کردن به خطوط قرآن بدون خواندن آن عبادت است».

3.سکوت هنگام قرائت

خداوند متعال از دیگر مراحل انس با قرآن را رعایتِ سکوت، هنگام قرائت آن بیان می‎کند و دستور می‎دهد که: «وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْءَانُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَ أَنصِتُواْ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُون»[17]؛هنگامی که قرآن خوانده شود، گوش فرا دهید و خاموش باشید شاید مشمول رحمت خدا شوید!

4.استماع تلاوت قرآن

از مراحل مهم انس با قرآن گوش دادن به تلاوت قاری است که برکات مادّی و معنوی فراوانی به همراه دارد که ما تنها به نقل یک روایت بسنده می‎کنیم؛ حضرت علی بن الحسین(ع) فرمود:هرکس تنها یک حرف از قرآن را گوش کند هرچند آن را قرائت نکند، خداوند برای او یک حسنه می نویسد و یک گناه از او محو می کند و یک درجه بالایش می‎برد.[18]

5.تلاوت با نگاه و بدون تلفّظ

امام سجّاد(ع) در روایتی می فرماید: «مَنْ قَرَأَ نَظَراً مِنْ غَیرِ صَوْتٍ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ حَرْفٍ حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُ سَیئَةً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً»؛[19] هرکس با نگاه و بدون صوت و تلفّظ، قرآن بخواند، خداوند برایش در برابر هر حرفی حسنه ایی می نویسد و گناهی را از او محو می کند و درجه او را بالا برد.

6.قرائت از روی مصحف

قرائت قرآن مرحله‎ای از مراحل انس با قرآن است، امّا کامل نیست. قرائت ممکن است از روی مصحف باشد و ممکن است از حفظ خوانده شود. رسول خدا (ص) فرمود:

 لَیسَ شَی ءٌ أَشَدَّ عَلَی الشَّیطَانِ مِنْ قِرَاءَةِ الْمُصْحَفِ نَظَرا؛[20] هیچ چیزی بر شیطان دشوارتر از قرائت قرآن از روی آن نیست.

 امام صادق(ع) هم فرمود:هرکه قرآن را از روی آن بخواند، از دیدگان خود بهره مند شود و سبب سبک شدن عذاب پدر و مادرش گردد اگر چه آن دو کافر باشند.[21]

7.تلاوت قرآن

تلاوت قرآن، متابعت از قرآن در قرائت و دنبال کردن معانی و پیروی در عمل است؛ پس هر تلاوتی، قرائت می‎باشد، امّا هر قرائتی تلاوت نیست؛ اصولاً تلاوت در مواردی به‎کار می‎رود که مطالب قرائت‎شده، وجوبِ پیروی را در پی آورد. خداوند می فرماید:الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ؛[22]کسانی که به آنان کتاب دادیم آن را به حق تلاوت می‎نمایند؛ چرا که به آن ایمان دارند.

 رسول خدا(ص) هم در معنای تلاوت در این آیه فرمود: «حقّ تلاوت، یعنی پیرویِ راستین در عمل و تبعیّت راستین از فرامین قرآن».

 تلاوت قرآن از آثار مادّی و معنوی برخوردار است که برخی از آنها را آیه زیر یاد آور شده است: کسانی که کتاب الهی را تلاوت می کنند و نماز را برپا می دارند و از آنچه به آنان روزی داده ایم پنهان و آشکار انفاق می کنند، تجارتی (پرسود و) بی زیان و خالی از کساد را امید دارند *آنها این اعمال صالح را انجام می دهند تا خداوند اجر و پاداش کامل به آنها دهد و از فضلش بر آنها بیفزاید که او آمرزنده و شکرگزار است.[23]

8.تدبّر در آیات

 از مراحل بالای انس با قرآن تدبّر در آیات قرآن است، که قرآن آن را از جمله وظایف انسان به‎شمار آورده است.(نساء/82،ص/19،محمد/24) در تلاوت آیات قرآن هرگز نباید بدون تدبّر و تأمّل رد شد؛ زیرا با تدبّر در آیات قرآن، آنها خودشان را نمایان می کنند. تدبّر در آیات هرگز معطّل شدن و توقّف بی حرکت و تفکّر نیست؛ تدبّر در آیات قرآن در واقع تفسیر آیات به آیات دیگر است، تطبیق آیات با یکدیگر و توأم با حرکت فکری است، در أثر تدبّر در آیات هم‎سویی و هماهنگی معانی و معارف آنها نمایان می شود؛ آنگاه انسان می تواند به معانی اصیل و ناب آیات قرآن دست یابد، البتّه لازم است تدبّر در آیات قرآن با فکر خالص و با ذهن خالی و دلی پاک و همراه با تعقّل، انجام گیرد. از آیات ظاهر می‎شود که تدبّر در آیات از طریق قلب پاک و عقل ناب به عمل می آید.[24]

9.حفظ قرآن

 حفظ قرآن از مراحل انس با قرآن است. امام صادق(ع) فرمود: الْحَافِظُ لِلْقُرْآنِ الْعَامِلُ بِهِ مَعَ السَّفَرَةِ الْکِرَامِ الْبَرَرَة؛[25]

 کسی که قرآن را حفظ و از بر نماید و عامل به‎دستورهای آن باشد، (در آخرت) با فرشتگان نیکوکار و ارجمندی که واسطه میان خداوند و پیامبران هستند محشور می گردد. بر اساس این روایت قاریان، تالیان، حافظان و حاملان قرآن توصیه به عمل شده‎اند و با حفظ قرآن بدون عمل، انس با قرآن معنا ندارد.

10.عمل به آیات

این مرتبه، کامل‎ترین مرتبه انس با کلام خداست که در آیات و روایت بیشترین تأکید روی آن شده است. متون دینی ما در این زمینه روایات زیبا و قابل تأمّلی را به‎صورت انبوه آورده است. ما این بخش را با کلام امام صادق(ع) مزیّن می‎کنیم و بحث مفصّل را به مجال دیگری وا می‎گذاریم؛ امام صادق(ع) در سخن گهرباری به لزوم عمل به آیات قرآن پرداخته، فرمود:

 عَلَیکُمْ بِالْقُرْآنِ فَمَا وَجَدْتُمْ آیةً نَجَا بِهَا مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ فَاعْمَلُوا بِهِ وَ مَا وَجَدْتُمُوهُ مِمَّا هَلَکَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ فَاجْتَنِبُوهُ؛[26] بر شما باد انس با قرآن، پس هنگام تلاوت هر آیه ای یافتید که کسانی پیش از شما با عمل به آن نجات یافته‎اند، شما هم به آن عمل کنید و هر آیه ای را مشاهده کردید که بیانگر عوامل هلاکت و نابودی پیشینیان است، شما هم از آن عوامل پرهیز کنید.

برخی ازبرکات انس با قرآن

انس با کلام الهی آثار و برکات مادّی و معنوی فراوانی به همراه دارد که در اینجا بخشی از آنها را با توجّه به کلام وحی و روایات مرور می کنیم:

1.افزایش ایمان

مؤمنانی که از تلاوت آیات وحی لذّت می برند طبق وعده خداوند نورانیّت می یابند و ایمانشان کامل می‎شود:مؤمنان، تنها کسانی هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دل هاشان ترسان می گردد و هنگامی که آیات او بر آنها خوانده می شود، ایمانشان فزون‎تر می گردد و تنها بر پروردگارشان توکّل دارند.[27]

2.نورانیّت فضای زندگی

رسول خدا(ص) فرمود:خانه های خود را با تلاوت قرآن، نورانی کنید و خانه‎هایتان را چون قبرستان قرار ندهید؛ همان‎طور که یهود و نصارا چنان کردند که در معابد و کنیسه ها نماز می گذاردند و خانه های خویش را تعطیل نمودند؛ چون هرگاه در خانه ای قرآن زیاد تلاوت شود، خیرش زیاد می گردد و آن خانواده بهره مند می شود و برای اهل آسمان نور می دهند همچنان که ستارگان آسمان برای اهل زمین، نور افشانی می کنند.[28]

3.بصیرت و آگاهی

شخصی که بصیر نباشد و راه و چاه را در پیچ و خم حوادث تشخیص ندهد، هرگز نمی تواند به سر منزل مقصود برسد. برای همین، زندگی با آیات قرآن برای همه انسان ها آگاهی بخش و بصیرت افزاست و مانند چراغ راه، روشنی بخش است. خداوند می‎فرماید:

 قُلْ إِنَّما أَتَّبِعُ ما یوحی إِلَی مِنْ رَبِّی هذا بَصائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ؛[29] بگو: من تنها از چیزی پیروی می کنم که بر من وحی می شود. این وسیله بینایی از طرف پروردگارتان و مایه هدایت و رحمت است برای جمعیّتی که ایمان می آورند.

 همچنین درآیه20 سوره جاثیه، قرآن، بهترین وسیله بصیرت معرّفی شده است: هذا بَصائِرُ لِلنَّاسِ وَ هُدی وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یوقِنُون؛این قرآن وسایل بینایی و بصیرت و مایه هدایت و رحمت است برای مردمی که به آن یقین دارند.

 آشکار شدن طرح، نقشه و روش گنه‎کاران،[30] تذکّر و یادآوری وظایف اهل ایمان،[31] زمینه ساز تزکیه و تعلیم انسان،[32] تقویت تفکّر و تعقّل و اندیشه،[33] آراستن انسان ها به لباس زیبای تقوا،[34] شفا بخشیدن به امراض روحی و بیماری های نفسانی اهل ایمان،(فصلت/44) موعظه و عبرت برای پروا پیشگان،(نور/34)هدایت مردم از تاریکی ها به سوی نوراز دیگر برکات انس با قرآن کریم در عرصه زندگی است.



تاریخ : جمعه 25 فروردین 1396 | 05:06 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست

قرآن كریم، كلام اعجاز آمیز خداوند بزرگ است كه برای هدایت بشر به رسول گرامی اسلام وحی شد. همزمان با نزول این وحی الهی بر رسول گرامی اسلام، به وسیله یاران آن وجود مقدس، نوشته می شد و در مصحف ها نگهداری می گردید. این گونه نیست كه فقط رسول گرامی اسلام آن را برای نسلهای بعدی نقل كرده باشد. بلكه بسیاری از یاران بزرگوار آن وجود مقدس، برای نسل های بعد نقل كردند كه این كتاب از ناحیه خدا بر رسولش نازل گردید.

همان گونه كه خود وحی منزل و كلام منیر برای عرب آن روزگار تازگی داشت، نامگذاری آن نیز مقرون به تازگی بود. دلیل این امر روشن بود؛ زیرا رسول گرامی اسلام از همان آغاز تولد تا بعثت و بعد از آن هجرت، دارای سلوك و مشیی متفاوت با اعراب آن روزگار بود.
بنابراین اگر حتی نامگذاری این مصحف شریف نیز یك نامگذاری منحصر به فرد و جدید باشد جای تعجّب نیست. زیرا بنای رسول گرامی اسلام بر این بود كه « طریقه ای جدید » در آن برهوت فرهنگی ایجاد نماید.
این گونه است كه خدای بزرگ به وسیله « معجزه ختمیه » اصطلاحاتی خلق می كند كه برای اعراب جاهلی تازگی داشت. دلیل این كار نیز روشن بود.
چرا كه كلمات شایع و مورد استفاده اعراب جاهلی توانایی حمل معانی اسلامی كه به وسیله این الفاظ برای بشر نازل می گردید، نداشت. زیرا آن كلمات شایع و متعارف، محصول فكر و اندیشه، فرهنگ جاهلی بود و اسلام، مخالف فرهنگ جاهلی بود.
از طرفی، ایجاد اصطلاحات خاص اسلامی از دیده ای دیگر نیز حكایت داشت و آن دیده، دین بود كه خدای بزرگ بدین وسیله می خواست، طبع اعراب را دچار تغییر و تحول نماید. نیز این كار باعث فرق گذاری بین فرهنگ اسلام و دیگر فرهنگ ها می گردید.
لذاست كه خداوند چه برای مجموعه وحی خود و چه برای بخش های مختلف آن مانند « سوره و آیه » نامهای جدیدی برمی گزیند كه با نامهایی كه اعراب برای كلام خود به كار می برند، فرق دارد. انتخاب به این نامها بی ضابطه نبوده و میان این نامها و ریشه هایی كه این نامها به آن برمی گردد، رموز و قواعد خاصی مراعات گردیده است.
برای این « مصحف شریف » نامهای زیادی ذكر شده است. همه این نامها نیز از سوی خداوند بزرگ به رسولش وحی شده است. اما از مجموع این نامها دو نام شهرت یافته است: یكی « قرآن »و دیگری « كتاب ».
هر دو نام قرآن و كتاب ریشه در زبان آرامی دارد.
در زبان « آرامی » كتابن به معنای نگاشتن حروف و قرائت به معنای خواندن است.
کلمه « القرآن » پنجاه بار به كار رفته كه در همه موارد منظور همین كتاب شریف است.
کلمه « الكتاب » نیز در چهل و هفت مورد در قرآن اطلاق شده است. مع ذلك نامیدن این مجموعه وحی، به این دو نام متفاوت، كاملاً طبیعی است. زیرا وحی محمدی در همه مراحل تاریخش، مفاد این دو تعبیر را در بر داشته و نصوص و تعالیم آن هم در خط و سطور نقش بسته و هم با خواندن و حفظ كردن در سینه ها ضبط گردیده است.
برای نامگذاری این مصحف شریف به « كتاب و قرآن » وجوهی توسط دانشمندان اسلامی ذكر شده است كه به بعضی از آنها اشاره می كنیم:
1. انتخاب این نام (قرآن) برای این كتاب بدین لحاظ است كه مردم پیوسته متوجه خواندن آن باشند و نباید آن را متروك بگذارند.
2. این كتاب، مرتبه ای از كلام، بلكه علم الهی است و مقام حقیقی آن بسی بالاتر از آن است كه به صورت الفاظ درآید. ولی خداوند متعال بر مردم منّت نهاد و آن را چندان تنزل داد تا به صورت الفاظ خواندنی درآمد و این نام برای آگاهی دادن به این مطلب است.
3. این وصف _ قرآن _ بدان جهت است كه این كتاب را خدای متعال برای پیغمبر خوانده است. چنان كه در سوره قیامت آیه 18، می فرماید:
« فاذا قرأناه فاتّبع قرآنه »
« پس آن گاه كه آن را خواندیم ، خواندنش را پی گیر.»

تاریخ : جمعه 25 فروردین 1396 | 04:50 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست

وفای به عهد در اسلام

خداوند بزرگ در قرآن کریم، خود را باوفاترین می شمارد و می فرماید:

«وَ مَنْ أَوْفی بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ؛ چه کسی به پیمانش پای بندتر از خداست». (توبه: 111)

خداوند منان، کمترین احتمال پیمان شکنی را نسبت به خود قاطعانه مردود می شمارد:

«فَلَنْ یُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ؛ خداوند هرگز پیمان شکنی نمی کند».(بقره: 80)

آن گاه بندگان مؤمن خود را نیز به وفاداری و پای بندی به تعهداتشان فرا می خواند و از نقض عهد و بی وفایی بازمی دارد. خداوند در آیه ای با بیان نشانه های خردمندان حق جو بیش از هر چیز، وفای به عهد و پیمان را گوشزد می کند: «الَّذینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ لا یَنْقُضُونَ الْمیثاقَ؛ آنها کسانی هستند که به عهد الهی وفا می کنند و پیمان را نمی شکنند». (رعد: 20)

خداوند حکیم، در آیه دیگری، وفاداری به هر پیمانی را از مؤمنان می خواهد و می فرماید:

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! به پیمان ها وفا کنید». (مائده: 1)

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نیز وفای به عهد را از شرایط اساسی ایمان می داند و حضرت امیر علیه السلام نیز در فرمان خود به مالک اشتر، به اهمیت این مسئله در اسلام و جاهلیت اشاره می کند و آن را مهم ترین و عمومی ترین قانون اجتماع می شمارد:

اگر با دشمنی پیمانی بستی تا او را در پوشش پناه خویش بگیری، به پیمان خویش وفادار بمان و ذمه ات را با امانت کامل پاس دار و جان خود را سپر عهد و پیمان خویش قرار ده که در میان واجبات الهی، هیچ موضوعی همانند وفای به عهد در میان مردم جهان، با تمام اختلافاتی که با هم دارند، مورد اتفاق عمومی نیست. تا آنجا که مشرکان نیز پیش از مسلمانان در روابط خود بدان پای بند بودند؛ زیرا از پی آمدهای پیمان شکنی خاطرات تلخی داشتند.

پیام متن:

1. خداوند از باوفاترین پیمان بندان است و هرگز پیمان شکنی نمی کند؛

2. وفای به عهد از شروط ایمان است؛

3. وفای به عهد، مورد اتفاق مسلمانان و حتی کافران بوده است.

ضرورت وفای به عهد و پیمان

احترام به پیمان و لزوم عمل به آن ریشه فطری دارد. هر انسانی لزوم عمل به پیمان را در نخستین مدرسه تربیت، یعنی فطرت و سرشت انسانی می آموزد و از آن الهام می گیرد. کودکان در آغاز زندگی، با سرشت پاک خود، عمل به پیمان را لازم می دانند. پیمان شکنی را نکوهش می کنند و از پیمان های توخالی برخی پدران و مادران ناراحت می شوند. در عین حال، کودکان با این احساس، رشد می کنند.

به خاطر فطری بودن این اصل در جامعه انسانی، نقض عهد و پیمان شکنی از رذایل اخلاقی شمرده می شود و ضربات شکننده و جبران ناپذیری بر شخصیت و انسانیت فرد، وارد می سازد و در صحنه های سیاسی، هیچ چیز رسواتر از پیمان شکنی نیست. تنها ملتی عزیز است که به تعهدات خود عمل کنند و آنها را محترم بشمارند.

قرآن مجید، دستور می دهد تا به عهد و پیمان خود پیوسته وفادار باشیم و بدانیم که در برابر خدا مسئولیم. همو می فرماید:

وَ بِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُوا ذلِکُمْ وَصّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ. (انعام: 152)

به عهد الهی وفا کنید. این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش کرده است تا متذکر شوید.

و نیز می فرماید:

وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کانَ مَسْوءُلاً. (اسراء: 34)

به پیمان های خود وفادار باشید زیرا از پیمان ها سؤال خواهد شد.

و در آیه دیگری هم آمده است:

«وَ الَّذینَ هُمْ ِلأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ؛ آنان (مؤمنین) به امانت و عهد و پیمان خود وفادارند». (مؤمنون: 8)

این سه آیه جایگاه پیمان را در قرآن روشن می سازد و اهمیت ویژه آن را بیان می کند.

نادیده گرفتن پیمان ها، جز خودخواهی و بی اعتنایی به حقوق دیگران و سبک شمردن شخصیت آنها علتی ندارد و افراد خودخواه و پیمان شکن از دید پیامبر اکرم نکوهش شده اند. چنان که ایشان فرموده است: «لا دینَ، لِمَن لا عهدَ له؛ آن کس که به پیمان خود وفادار نیست، مسلمان نیست».

پیام متن:

1. وفای به عهد و پیمان، ریشه در فطرت آدمی دارد؛

2. انسان در برابر عهد و پیمان مسئولیت دارد و پیمان مداری از ویژگی های مؤمنان است.

رعایت پیمان ها حتی در برابر دشمنان

وفای به عهد، تنها در محدوده روابط داخلی مسلمانان خلاصه نمی شود، بلکه مسلمانان موظفند در برابر بیگانگان، کافران و دشمنان نیز به تعهدات خود پای بند باشند. قرآن مجید، بزرگ ترین دشمن اسلام را یهود و مشرکان می داند. آنجا که می فرماید:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا. (مائده: 82)

یهود و مشرکان را لجوج ترین دشمن نسبت به افراد باایمان می یابی.

همین قرآن، هر زمان که پای پیمان به میان می آید، دستور می دهد که مسلمانان پیمان های خود را حتی با این گروه ها حفظ کنند و چیزی از آن کم نکنند. در آیه ای می فرماید:

إِلاَّ الَّذینَ عاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ فَمَا اسْتَقامُوا لَکُمْ فَاسْتَقیمُوا لَهُمْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقینَ.

مگر با آنان که در نزدیکی مسجد الحرام پیمان بستید تا آنان به پیمان خود وفادارند، شما نیز وفادار باشید. همانا خداوند پرهیزکاران را دوست می دارد. (توبه: 7)

با توجه به نکوهشی که قرآن درباره پیمان شکنان می کند، می توان از نظر اسلام در این باره به خوبی باخبر شد. برای مثال، در این آیه آمده است:

وَ إِنْ نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فی دینِکُمْ فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَیْمانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ. (توبه: 12)

اگر آنان پیمان های خود را شکستند و در آیین شما طعن زدند، سران کفر را بکشید. برای آنان پیمانی نیست. شاید آنان بپرهیزند.

در آیه دیگر با شدت هرچه تمام تر دستور می دهد که با پیمان شکنان نبرد کنید؛ چنان که می فرماید:

«أَ لا تُقاتِلُونَ قَوْمًا نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ؛ چرا با گروه پیمان شکن نبرد نمی کنید». (توبه: 13)

در اهمیت حفظ پیمان، همین بس که اگر در میدان نبرد، فردی از دشمن بخواهد از منطق اسلام آگاه شود، آن گاه درباره گرایش به اسلام تصمیم بگیرد، به حکم قرآن، باید به او امان داد و پیمان بست تا سخن خدا و منطق قرآن را به خوبی بشنود. هرگاه بخواهد به اردوگاه خود بازگردد، باید او را با کمال احترام به آنجا بازگرداند و این حقیقت در این آیه به خوبی منعکس شده است:

وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکینَ اسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ حَتّی یَسْمَعَ کَلامَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ. (توبه: 6)

هرگاه مشرکی امان بخواهد تا سخن خدا را بشنود، به او امان بده تا کلام الهی را گوش کند، آن گاه او را به جایگاه خود باز گردان.

پیام متن:

1. پای بندی به عهد و پیمان حتی در برابر مشرکان؛

2. نکوهش شدید پیمان شکنان در آیات قرآن.

عمل به وعده های اخلاقی

گروهی از مردم به پیمان های رسمی اهمیت ویژه ای می دهند، ولی به وعده های اخلاقی خود چندان احترامی نمی گذارند. وعده کردن و عمل نکردن نزد آنان جرم و گناهی شمرده نمی شود، در صورتی که بی اعتنایی به چنین وعده های دوستانه ای، هر چند جرم به شمار نیاید، از نظر اصول اخلاقی اسلام بسیار نکوهیده است. این رفتار نوعی کم شخصیتی و بی اعتنایی به دیگران به شمار می آید. پیامبر گرامی اسلام فرمودند:

مَنْ کان یُؤمِنُ باللّه ِ والیومِ الآخِرِ فَلَیْفِ اِذا وَعَد.

آن کس که به خدا و روز رستاخیز ایمان دارد، باید به وعده های خود وفادار باشد.

در برخی روایت ها، عمل به وعده های اخلاقی به صورت یک امر واجب مطرح شده است. این نشان دهنده اهمیت عمل به چنین وعده هایی است. تا آنجاکه برخی پیشوایان معصوم می فرمایند:

«یَجِبُ عَلی الْمُؤْمِنِ الوفاءُ بالمَواعیدِ؛ بر فرد باایمان لازم است به پیمان خود عمل کند».

متأسفانه پیمان شکنی و خلف وعده، امروزه در زندگی بسیاری از مردم به ویژه صنعت کاران به وفور دیده می شود. البته گروهی هم به خاطر خودشیرینی چیزی را متعهد می شوند که توانایی اجرای آن را ندارند. این گروه، غافلند که وعده های خارج از توانایی، از شخصیت انسان می کاهد و او را یک فرد غیراصولی و بی مبنا معرفی می کند.

پیام متن:

1. لزوم عمل به وعده های اخلاقی؛

2. وعده دادن به قدر توانایی.

اسوه های وفاداری

برجسته ترین و زیباترین نمودهای وفاداری را می توان در میان پیامبران و رهبران الهی یافت. این بزرگ مردان، هم خود بر وفاداری به عهد و پیمان پای می فشردند و هم پیروان خود را به سوی این فضیلت بزرگ فرامی خواندند. قرآن کریم یکی از این الگوها را چنین یادآور می شود:

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِسْماعیلَ إِنَّهُ کانَ صادِقَ الْوَعْدِ. (مریم: 54)

در این کتاب، اسماعیل را یاد کن، همانا که او در وعده اش راست گو و باوفا بود.

در تفسیر این آیه از امام صادق علیه السلام نقل شده است: حضرت اسماعیل با شخصی قرار گذاشت، ولی او در وعده گاه حاضر نشد. آن حضرت، مدت زیادی در آنجا به انتظار نشست. به گونه ای که غیبت طولانی ایشان، سبب نگرانی پیروانش گردید. سرانجام فردی که بر حسب اتفاق از آنجا می گذشت، حضرت را دید و گفت: ای پیامبر خدا! ما بر اثر تأخیر شما نگران شده ایم. حضرت فرمود: من با فلان کس در اینجا وعده دیدار دارم، ولی او نیامده است و تا او نیاید من از اینجا نمی روم. آن مرد جریان را به مردم خبر داد و آنها به سراغ شخص مورد نظر رفتند و او را نزد آن حضرت آوردند. مرد با شرمساری گفت: ای پیامبر خدا! من قرار دیدار با شما را فراموش کردم. ایشان فرمود: اگر نیامده بودی، من همچنان در اینجا می ماندم.

در مورد پیامبر گرامی اسلام هم آمده است که ایشان روزی کنار سنگی با شخصی وعده دیدار داشتند.

آفتاب بالا آمد. هوا گرم شد، ولی او نیامد. یاران آن حضرت به ایشان گفتند: خوب است از آفتاب به سایه بیایید. حضرت فرمود: من با او در اینجا وعده دیدار دارم و تا او نیاید، از اینجا حرکت نخواهم کرد.

درباره امام سجاد علیه السلام نیز آمده است که ایشان از یکی از یاران خویش ده هزار درهم قرض خواست. وقتی که شخص در برابر این مبلغ از حضرت تقاضای رهن کرد، امام نخی از عبای خود کشید و به او داد و فرمود: این وثیقه من است تا موقع ادای دین نزد تو باشد. پس از مدتی، امام پول شخص را آماده کرده و فرمود: پولت حاضر است. وثیقه مرا بیاور. آن شخص که قصد برگرداندن نخ را نداشت، گفت: من نخ عبا را گم کرده ام. حضرت فرمود: در این صورت طلب خود را نخواهی گرفت؛ زیرا تعهد با شخصی مثل مرا نباید ناچیز انگاشت. به ناچار مرد نخ عبا را به امام برگرداند و بدهی خود را گرفت.

در حقیقت، امام با این عمل به دیگران آموخت که یک نخ ممکن است به تنهایی ارزشی نداشته باشد، ولی وقتی نشانه التزام به یک پیمان باشد، آن قدر ارزشمند است که می تواند وثیقه و پشتوانه مبالغ سنگین نیز قرار بگیرد.

پیام متن:

وفاداری به پیمان در سیره انبیاء و ائمه معصومین علیهم السلام .

نمونه ای دیگر از وفای به عهد

تاریخ از شخصیت های برجسته ای یاد می کند که عمل به پیمان را تا پای جان محترم می شمردند. در تاریخ زندگی سیاه حجاج می خوانیم وی به قتل گروهی فرمان داد. وقتی نوبت به قتل آخرین فرد رسید، صدای مؤذن برخاست. وی آن فرد را به یکی از مأموران خود سپرد که شب مراقب او باشد و او را صبح به دارالاماره بیاورد تا مجازاتش کند. وقتی هر دو نفر از مقرّ حکومت حجاج خارج شدند، آن فرد به مأمور حجاج رو کرد و گفت: من بی جهت گرفتار شده ام و به رحمت خداوند امیدوارم. تمنای من این است که به من نیکی کنی و اجازه دهی من امشب را به خانه خود برگردم و با همسر و فرزندانم وداع کنم و وصایای خود را بگویم، حقوق مردم را ادا کنم و فردا اول وقت پیش تو بیایم. مأمور حجاج از این درخواست در شگفت ماند و گفت: هرگز دیده ای مرغ از قفس بپرد و بار دیگر به قفس بازگردد. من چگونه تو را آزاد کنم، در حالی که امیدی به بازگشت تو ندارم. آن فرد گفت: عهد می کنم که فردا در اول وقت باز گردم و خدا را بر این عهد گواه می گیرم.

مأمور حجاج، لحظه ای منقلب شد و او را آزاد کرد. وقتی از دیدگاه غایب شد، سخت پشیمان شد و خود را در معرض خشم حجاج دید. آن شب تا صبح نخوابید. صبحگاه، آن مرد به پیمان خود عمل کرد و در خانه مأمور حجاج را زد. تا چشم مأمور به وی افتاد، گفت: چرا آمدی؟ گفت هر کس عهد کند و خداوند را به آن گواه بگیرد باید به آن وفادار باشد و از سوی دیگر به رحمت پروردگار جهان اطمینان کامل دارم.

مأمور او را به دارالاماره برد و سرگذشت خود را با حجاج در میان نهاد و از وفای او به پیمان خود سخت تعجب کرد. حجاج او را به مأمور بخشید و او نیز مرد را با کمال مهربانی آزاد کرد. هنگام آزاد شدن، از مأمور حجاج سپاس گزاری نکرد، ولی فردای آن روز بازگشت و مراتب حق شناسی را به جا آورد و علت تأخیر در عذرخواهی را چنین بیان کرد: «نجات دهنده واقعی من خدا بود و تو وسیله این کار. اگر اول از تو تشکر می کردم، تو را شریک نعمت خدا قرار داده بودم. لازم دانستم نخست از خدا تشکر کنم، آن گاه از تو قدردانی نمایم».

چنین انسان هایی تربیت یافتگان مکتب قرآنند و همواره این آیه ها را با گوش جانشان می شنوند که می فرماید: «الَّذینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ لا یَنْقُضُونَ الْمیثاقَ؛ آنها که به عهد الهی وفا می کنند وپیمان را نمی شکنند.» (رعد:20) «وَ لا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللّهِ ثَمَنًا قَلیلاً؛ و هرگز پیمان الهی را به بهای کم مبادله نکنید». (نحل:95)

پیام متن:

1. وفاداری به پیمان وسیله ای برای نزول رحمت الهی؛

2. وفای به عهد و پیمان حتی در حساس ترین شرایط زندگی.

پیمان شکنی و پی آمدهای منفی آن

به همان اندازه که درباره وفاداری به عهد و پیمان تأکید شده، از پیمان شکنی و بی وفایی نکوهش شده است. قرآن کریم، بیشترین زیان ناشی از پیمان شکنی را متوجه شخص پیمان شکن می داند و می فرماید: «فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلی نَفْسِهِ؛ هر کس پیمان شکنی کند، در حقیقت به زیان خویش پیمان شکنی کرده است». (فتح: 10)

سلب اعتماد عمومی، آسیب دیگر پیمان شکنی است. احساس اعتماد متقابل، پشتوانه محکمی برای فعالیت های اجتماعی است. اگر وفای به عهد، از جامعه انسانی رخت بربندد و پیمان ها یکی پس از دیگری شکسته شود، سرمایه بزرگ اعتماد عمومی به غارت خواهد رفت و جامعه به ظاهر متشکل، به اجزایی پراکنده تبدیل می شود. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «لا تَعْتَمِدْ عَلی مَوَدَّةِ مَنْ لا یُوفی بِعَهده؛ بر دوستی کسی که به عهد و پیمان خود وفا نمی کند، اعتماد مکن».

پیر پیمانه کشِ من که روانش خوش باد گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان

حافظ

شخص پیمان شکن، افزون بر اینکه اعتبار و ارزش دنیوی خود را از دست می دهد، در آخرت نیز با گرفتاری بزرگی روبه رو خواهد شد. سرنوشتی که امام علی علیه السلام آن را چنین ترسیم می کند:

إنَّ فِی النَّارِ لَمَدینَةٌ یُقالُ لَهَا الْحَصینَةُ أفَلا تَسْئلُونی ما فیها؟ فَقیلَ لَهُ ما فیها یا امیرالمؤمنینَ؟ قالَ فیها أَیْدیِ النّاکِثینَ.

همانا در جهنم شهری است که به آن حصینه (دژ مستحکم) می گویند. آیا از من نمی پرسید که در آن شهر چیست؟ سؤال شد: ای امیرمؤمنان در آن شهر چیست؟ فرمود: دست های پیمان شکنان!

شاید اشاره به دست در این روایت، به این خاطر باشد که اغلب پیمان ها با دست دادن طرفین انجام می شده است.

پیام متن:

ضرر و زیان پیمان شکنی به خود شخص باز می گردد و در دنیا دچار بی اعتمادی و در آخرت با عذاب الهی روبه رو می شود.




طبقه بندی: مهدویت،

تاریخ : جمعه 15 بهمن 1395 | 02:20 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست
بسم الله الرحمن الرحیم


از نهضت قاطعانه روح الله
شد دست ستمگران ز ایران کوتاه
 با دست تهی و این همه پیروزی
لا حول و لا قوت الا بالله


سی و هشمین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی مبارک باد.


چه مژده ای زیباتر از آمدن بهار در پی یک زمستان تار و طولانی؟! چه بشارتی شیرین تر از بشارت خورشید در پی یک شب سرد و تاریک؟! چه پیامی نیک تر از پیام زلال آب برای لبانی تشنه و خشکیده؟! چه نوایی برتر از بشارت «جاء الحق» و «زهق الباطل»؟! قسم به شب پوشیده! که روز خواهد درخشید و بهاری ترین روز هستی ، بر صحیفه‏ی شب تار و طولانی ، مُهر پایان خواهد زد.


سی و هشمین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی مبارک باد.



تاریخ : جمعه 15 بهمن 1395 | 01:59 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست

بسـم الله الرحمن الرحیم

 

1)معنـی و مفهـوم انقـلاب اسـلامی:  

*انقلاب*، *جنبشى سرسختانه و بر مبناى اصول مکتبى معیّنى است که با درک واقعیت‌هاى موجود، به ‏دنبال تغییر و دگرگونى بنیادین در تمام ابعاد زندگى فردى، اجتماعى و سیاسى و معیارها، اصول و ارزش‌هاى حاکم است».*

انقلاب اسلامى با توجه به خصوصیات منحصر به فردى که دارد، از دیگر انقلاب‌هاى جهان *ممتاز* بوده و مفهوم جدیدى از انقلاب به دست می‌دهد.

 برخى از این خصوصیات عبارت‌اند از: *برخوردارى از پشتوانه عظیم فلسفه*و *فقه* و *معارف* *اسلامی*، *استوارى برپایه فرهنگ و اعتقاد*و *ایمان*، *بهره‌مندى از رویکردارزشى* و *هدف‌گیرى اصلاح مفاسدبشرى*، *حاکم‌سازى فرهنگ توحیدى بجاى فرهنگ الحادى* و *استبدادى*.

شکل‌گیرى هر انقلاب تحت ‏تأثیر عوامل مختلفى است؛ مانند *نارضایتى عمیق*، *ظهور ایدئولوژى جدید*، *گسترش روحیه انقلابى*و *وجود رهبرى*.

برخی از نقش‌های انقلاب اسلامی در جهان عبارت‌اند از: *1*. ایستادگی در مقابل سلطه غرب، 2. ترویج آزادى، استقلال، ضدیت با استبداد و استعمار، و زنده کردن روح مبارزه و تلاش براى آینده بهتر، 3. احیاى فرهنگ سیاسى مبتنى بر قرآن، و ضرورت بازگشت به اسلام ناب محمدى(ص)، 4. بازسازى تمدن اسلامی.

 

 

2)زمینـه هـای بـروز انقـلاب:

عوامل مهم *انقلاب ساز* را می توان چنین دسته بندی کرد:

*کشمکشهای نظام جهان دو قطبی و شرایط منطقه ای و تاثیرات آن بر نظام سیاسی کشور*.

*شرایط داخلی کشور و گذر تاریخی رویدادها*.

*شخصیت محمدرضا شاه و عملکرد و رویکرد وی و خاندان پهلوی*.

*فضای روشنفکری کشور اعم از تفکرات چپ و دینی*.

*تحقیقات فوکو و کلید خوردن انقلاب*.

 

3) انقلابـی گـری در طـول زمان:

_*انقلابـی گـری چیست*؟

یكی از مفاهیم قاموس امام *«انقلابی‌گری»*است. مفهومی كه شاخصه افرادی است كه تحولات سیاسی و فرهنگی سال 57 را در كشور رقم زدند. اما پس از تحقق انقلاب اسلامی، علامت سؤال مهمی جلوی مفهوم «انقلابی‌گری» قرار گرفت. برخی انقلاب را پایان یافته و محقق شده تلقی می‌كردند و از همین رو، تعبیر انقلابی‌گری را نیز پس از تحقق انقلاب 57، زائد و مخالف آرامش می‌دانستند. تلقی مقابلی هم وجود داشت كه سال 57 را تنها، آغاز یك انقلاب تلقی می‌كرد. این نوع نگاه هم در اسلامگرایان انقلابی وجود داشت و هم در جریان‌های چپ حاضر در انقلاب.

_*انقلابـے کیست؟*

  *انقلابی*کسی است که چارچوب‌های فکری امام را به‌درستی درک کرده و راهنمای عمل قرار دهد چراکه گسترش نفوذ معنوی ایران در منطقه در کنار پیشرفت‌های همه‌جانبه و روزافزون کشورمان، همه‌ و همه از روحیه جهادی و انقلابی نشأت گرفته و  تنها در سایه پافشاری بر این مولفه‌ راهبردی است که می‌توان به قله‌های افتخار دست یافت.

 

4)وظایـف ما در مقابل انقـلاب و انقلابیـون چیست؟

 اول: آنکه  جوانان باید پشتیبان ولایت فقیه بوده و سخنان و راهکارهای حضرت امام (ره)  را دقیقاً به کار بندند در حال حاضر هم باید با دفاع و پشتیبانی کامل از حضرت آیت الله خامنه ای فرامین و فرمایشات ایشان را مدنظر قرار داده و به آن عمل کنند.

دوم: جوانان عزیز باید خطرات و آسیبهایی که انقلاب و نظام  ما را  تهدید میکند با بصیرت تمام شناخته و در مقابل آن بایستند و به طور خلاصه باید دانست که خطرات و آسیب هایی که انقلاب و نظام ما را تهدید می کند از این قرارند:

1. تضعیف ولایت فقیه، 2. ترویج جدایی دین از سیاست. 3. تضعیف ارگانها و نهادهای قانونی کشور. 4. تضعیف وترور شخصیت روحانیّت و تلاش در جهت جدایی آنها از مردم و به انزوا کشاندن آنها. 5. ایجاد یأس و ناامیدی در میان مردم. 6. حذف نیروهای مخلص انقلاب و امام. 7. ایجاد تفرقه و تشتت در جامعه. 8. تهاجم همه جانبة فرهنگی و رواج فساد و اباحهگری در جامعه. 9. شایعه پراکنی. 10. تضعیف مبانی دینی و...

 

 

*امـام خمینی(ره)*

رمز پیروزی انقـلاب اسلامی *ایمان* و *وحدت کلمه* بود .

*خون شهیدان*  انقلاب و اسلام را بیمه کرده است.

 

*امـام خامنه ای(مدظله العالـی)*

انقلاب اسلامی با *اتکاء به قدرت مردم* ، آسیب ناپذیر است.

۲۲ بهمن روز *تجدید عهد* با انقلاب ،‌امام و اسلام است .

*وحدت کلمه* و حضور خود را در صحنه حفظ کنید و *یاد امام و انقلاب *را زنده نگه دارید.


   



تاریخ : یکشنبه 10 بهمن 1395 | 11:46 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست
چهارمین قدم خودسازی یاران امام زمان (عج) صبر در امور است:

صبر عبارت است از ثبات و اطمینان نفس چنان كه خواجه نصیرالدین طوسى(ره) صبر را معرفى مى‏كند به: نگهدارى نفس از بیتابى نزد مكروه. بنابراین صابر كسى است كه صبر ملكه او باشد. یعنى نفسش در بلایا و مصایب مضطرب نگشته و در حوادث و شداید مقاوم باشد به نحوى كه سینه‏اش از آن تنگ نشده و اظهار گله و شكایت پیش خلق ننماید.. قدم چهارم خودسازی یاران امام زمان "صبـــر" است ، صبر در تمامی امور ..

 

نكته اول:

صبر یا بر نعمت است یا بر نقمت‏

توضیح اینكه آنچه در این دنیا براى انسان است یا موافق باطبع و خواسته اوست و یا مطابق میل او نیست.

آنچه كه مطابق میل اوست دو چیز است: یكى ثروت و جاه و مقام و صحت و امنیت و....

صبر بر این نعمات به این است كه طاغى و یاغى و مغرور نشده و خدا را از یاد نبرد و گردنكشى نكند. همچنانكه حقتعالى در وصف این قسم افراد فرمود: ان الانسان لیطغى ان رآه استغنى؛(2) جمعى از اصحاب پیغمبر چون از فقر رهایى یافتند، گفتند: خدا ما را بر فقر و محنت امتحان كرد و ما صبر كردیم و به رفاه و نعمت آزمود پس قدرت صبر بر آن نداریم.(3)

حق به این گروه هشدار داده فرمود: «یا ایها الذین آمنوا لاتلهكم اموالكم و لااولادكم عن ذكر اللّه؛(4) اى كسانى كه ایمان آورده‏اید مبادا مال و اولاد شما را به سبب فراموشى یاد خدا هلاك كند.»

طغیان نكردن بنده در برابر خداوند به این است كه بنده به خود بفهماند كه این اموال و نعمتها در نزد او عاریه‏اند و به زودى از او پس گرفته مى‏شوند. بنابراین باید كه بر بندگان خدا فخر نفروشد، تكبر نكند، حقوق الهى خود اعم از خمس و زكات و انفاق را ادا كند، از مستمندان دستگیرى كند و كسى را با مال و مقام خود نیازارد. صبر بر این امور از جمله دشوارترین مراتب صبر است.

دیگرى معصیت است و گناه از این جهت موافق با میل و نفس است كه قوا و نیروهاى نفس بیشتر تمایل به بدى و شرارت دارند و این نیروها اگر تحت كنترل عقل قرار نگیرند انسان را به گمراهى و هلاكت هدایت مى‏كنند.
 پس صبر بر معصیت به این است كه همه آن چیزهایى را كه نفس به آنها مایل است و در شرع اسلام گناه مى‏باشد را باید كنار بگذارد و قادر باشد با بهره‏گیرى از نیروى عقل جلو خود را از ورود در معاصى اعم از گناهان قلبى و قالبى بگیرد. و به این جهت صبر بر معصیتهایى كه در فرد ملكه شده و به آنها خو كرده بسیار مشكلتر از صبر بر معصیتهاى دیگر است.

اما آنچه كه موافق طبع انسان نیست دو چیز است كه صبر بر آنهادر روایات و آیات بسیار تأكید شده است.

اول:

 معصیات اعم از فقر و گرسنگى و ترس، ضرر و زیان و نقص در اموال و اولاد، خداوند در سوره بقره به این مصیبات اشاره كرده و صابران را به رحمت و غفران خود بشارت داده است. «ولنبلونكم بشى‏ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشّر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا للّه و انا الیه راجعون اولئك علیهم صلوات من ربّهم و رحمه و اولئك هم المهتدون؛(5) و شما را مى‏آزمائیم به چیزى از ترس و گرسنگى و نقص در مالها و جانها و ثمرات و بشارت باد صابران را آنانكه چون مصیبتى به آنها رسید گفتند: ما براى خدائیم و همانا به سوى او باز مى‏گردیم بر آنها درودهایى از پروردگار و رحمت اوست و آنان هدایت یافته شدگانند.

دوم:

طاعات و عبادات و دشوارى‏اش به این جهت است كه مخالفت با نفس است به دو جهت یكى آنكه انجام اینگونه امور براى نفس دشوار است و دیگر آنكه آدمى طالب قهر و غلبه است و ذلت و پیشانى برخاك گذاشتن و بندگى و اطاعت دیگرى را كردن برایش دشوار است و آنچه بر او دشوارتر است آنكه باید نیتش را هم براى حقتعالى خالص كند. بنابراین بر صبر بر طاعات و عبادات در روایات بسیار تأكید شده و منظورشان نیز همین است.

جمعى از عرفا چون حضرت امام خمینى صبر را با این تعریف و مراتب از مقامات متوسطین دانسته‏اند: زیرا سالك تا زمانى كه مصیبت و طاعت را كراهت و سختى براى خود ببیند به مقامات عالیه سلوك نرسیده است. عارف آن است كه مصیبات را از جانب حق تعالى نعمت و بلایا را رحمت ببیند.

نكته دوم:

خداوند در قرآن ده پاداش براى صابران نام برده است كه همه نشان از بزرگى و عظمت مقام ایشان نزد حق تعالى است:

1. خداوند در همه حال با صابران است و آنان را در همه وقت چه در امور دنیوى و چه اخروى یارى مى‏دهد.

«استعینوا بالصبر و الصلاة انّ اللّه مع الصابرین»؛(6) لفظ مع در آیه نشان از همراهى حق با صابر در همه موارد مذكور است.

2. خداوند صابران را دوست دارد و به عبارت دیگر ایشان محبوب خداوند هستند. «و اللّه یحب الصابرین»(7)

3. حقتعالى براى صابران مغفرت و اجر بزرگى در نظر گرفته است. «الا الذین صبروا و عملوا الصالحات اولئك لهم مغفرة و اجر كریم»(8)

4. عاقبت نیكو در روز قیامت. «سلام علیكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار.»(9)

5. رستگارى براى اهل صبر. «انى جزیتهم الیوم بما صبروا انّهم هم الفائزون.»(10)

6 و 7. غرفه‏هایى در بهشت و همچنین سلام و تحیت پروردگار بر اهل صبر. «اولئك یجزون الغرفة بما صبروا و یلقّون فیها تحیّة و سلاماً»(11)

8. خداوند مى‏فرماید:صابران را دو بار اجر مى‏دهیم. «اولئك یؤتون اجرهم مرّتین بما صبروا».(12)

9. خداوند صاحبان صبر را صاحبان عزمى قوى معرفى مى‏كند. «واصبر على ما اصابك انّ ذلك من عزم الامور.»(13)

10. خداوند صابران را بى حساب اجر مى‏دهد. «انما یوفّى الصابرون اجرهم بغیر حساب.»(14)

نكته سوم:

همچنانكه در نكته اول گفته شد، صبر در صابر ملكه‏اى است كه نفس را از جزع و بیتابى نگه مى‏دارد، بر اساس آنچه بزرگان اخلاق فرموده‏اند، اظهار شكایت و گله پیش خلق كراهت داشته و نزد خالق محذوریتى ندارد. طبق نص قرآن حضرت ایوب پس از تحمل درد و رنجهاى بسیار به حقتعالى عرض مى‏كند: «انّى مسّنى الضرّوانت ارحم الراحمین.»(15)

نكته چهارم:

غیر از آنچه درباره صبر بر امور یاد شده گفته شد، براى سالك در حال سلوك توجه به چند نكته در باب صبر و استقامت ضرورى است. اول آنكه ممكن است در حین سلوك، به كرامتى نرسد و مكاشفه‏اى برایش روى ندهد وظیفه‏اش در این موقعیت آن است كه از راه بدر نرود و سلوك را نیمه كاره رها نكند. هر چند پیش از این گفته شد سالكى اگر براى رسیدن به مكاشفه و كرامت مى‏خواهد سلوك كند، بهتر است در این راه وارد نشود بى شك اگر كسى با نیت رسیدن به كرامات سلوك كند و كرامتى نبیند سلوك را رها خواهد كرد.

دوم آنكه در این راه ناملایمات و سختى‏ها و آزارهاى جسمى و روحى براى سالك بسیار است. وظیفه او این است كه استقامت ورزیده و خارهاى طریق را تحمّل كند و آنها را در راه محبوب و جان بخرد. چه بسا حقتعالى اراده كرده او را همچون آهن محكم و استوار سازد كه با طوفان ناملایمات روزگار خسته و ناامید نشود و حق را رها نكند.

در ره منزل لیلى كه خطرهاست در آن‏***شرط اول قدم آن است كه مجنون باشى‏

حضرت امام خمینى(ره) مى‏فرمایند:

«نفسى كه داراى ثبات باشد، از ناملایمات روحى از حوصله بیرون نرود و در مقابل ناگوارها پا برجا بایستد و از طمأنینه و ثبات او كاسته نگردد...طمأنینه و ثبات قدم است كه انسان را در مقابل حزب شیطان نگهدارى مى‏كند و بر لشكرهاى جهل و شیطنت غلبه مى‏دهد...ثبات قدم نگذارد اخلاق و اطوار اجانب و منافقین در انسان رخنه كند و انسان را نگذارد دستخوش حوادث شود. انسان با ثبات و طمأنینه نفس، خود یك ملت واحده است كه اگر سیلهاى اخلاق زشت و بى دینى تمام مردم را ببرد، او چون كوهى آهنین در مقابل همه چیز ایستادگى كند و از تنهایى وحشت نكند. انسان باثبات و طمأنینه مى‏تواند تمام وظایف فردى و اجتماعى را انجام دهد و در هیچ مرحله از زندگى مادى و روحانى براى او لغزش و خطایى دست ندهد...دلى كه نورانى به معرفت حق شده باشد مجارى امور را به قدرت او مى‏داند...چنین قلبى اضطراب و شتابزدگى و بى قرارى ندارد.»(16)

------------

پى‏نوشت‏ها:

1. طوسى، خواجه نصیر الدین، اوصاف الاشراف، فرهنگ و ارشاد اسلامى، فصل 5، باب 3، ص 59.
2. سوره علق، آیات 6 و 7.
3. نراقى، ملا احمد، معراج السعادة، ص 817.
4. سوره منافقون، آیه 9.
5. سوره بقره، آیات 155 و 156 و 157.
6. سوره بقره،آیه 153.
7. سوره آل عمران،آیه 146.
8. سوره هود،آیه 11.
9. سوره رعد، آیه 24.
10. سوره مؤمنون، آیه 111.
11. سوره فرقان، آیه 75.
12. سوره قصص،آیه 54.
13. سوره لقمان،آیه 17.
14. سوره زمر، آیه 100.
15. سوره ص، آیه 41.
16. امام خمینى شرح حدیث جنود عقل و جهل، دفتر نشر آثار امام 1380، ص 359 تا 363.

تنظیم: امید واضحی آشتیانی
منبع: پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی صاحب الزمان



طبقه بندی: مهدویت،

تاریخ : چهارشنبه 6 بهمن 1395 | 09:13 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست
 سلام دوستان گلم
امیدوارم حالتون خوب باشه.
معذرت میخوام بابت کم کاری. ان شاالله بعد امتحانات جبران میکنم.

التماس دعا
یاعلی



تاریخ : جمعه 17 دی 1395 | 04:12 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست
از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده: هركه چهل صبحگاه این عهد را بخواند، از یاوران قائم ما باشد، و اگر پیش از ظهور آن حضرت از دنیا برود، خدا او را از قبر بیرون آورد، كه در خدمت آن حضرت باشد، و حق تعالی بر هر كلمه هزار حسنه به او كرامت فرماید، و هزار گناه از او محو سازد، و آن عهد این است:

اللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِیمِ وَ رَبَّ الْكُرْسِیِّ الرَّفِیعِ وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ وَ مُنْزِلَ التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الزَّبُورِ وَ رَبَّ الظِّلِّ وَ الْحَرُورِ وَ مُنْزِلَ الْقُرْآنِ [الْفُرْقَانِ ] الْعَظِیمِ وَ رَبَّ الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبِینَ وَ الْأَنْبِیَاءِ [وَ] الْمُرْسَلِینَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ [بِاسْمِكَ ] الْكَرِیمِ وَ بِنُورِ وَجْهِكَ الْمُنِیرِ وَ مُلْكِكَ الْقَدِیمِ یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِی أَشْرَقَتْ بِهِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرَضُونَ وَ بِاسْمِكَ الَّذِی یَصْلَحُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ یَا حَیّاً قَبْلَ كُلِّ حَیٍّ وَ یَا حَیّا بَعْدَ كُلِّ حَیٍّ وَ یَا حَیّاً حِینَ لا حَیَّ یَا مُحْیِیَ الْمَوْتَى وَ مُمِیتَ الْأَحْیَاءِ یَا حَیُّ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ.

خداى اى پروردگار نور بزرگ، و پروردگار كرسى بلند، و پروردگار دریاى جوشان، و فرو فرستنده تورات و انجیل و زبور، و پروردگار سایه و حرارت آفتاب، و نازل كننده قرآن بزرگ، و پروردگار فرشتگان مقرّب، و پیامبران و رسولان.
خدایا از تو میخواهم به روى كریمت، و به نور وجه نوربخشت، و فرمانروایى دیرینه ات، اى زنده و پا برجاى دائم، از تو می خواهم به حق نامت، كه به آن آسمان ها و زمین ها روشن شد، و به حق نامت كه پیشینیان و پسینیان به آن شایسته مى شوند، اى زنده پیش از هر زنده، اى زنده پس از هر زنده، اى زنده در آن وقتى كه زنده اى نبود، اى زنده كننده مردگان، و میراننده زندگان، اى زنده، معبودى جز تو نیست
اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا الْإِمَامَ الْهَادِیَ الْمَهْدِیَّ الْقَائِمَ بِأَمْرِكَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ الطَّاهِرِینَ عَنْ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فِی مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا وَ عَنِّی وَ عَنْ وَالِدَیَّ مِنَ الصَّلَوَاتِ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ وَ مِدَادَ كَلِمَاتِهِ وَ مَا أَحْصَاهُ عِلْمُهُ [كِتَابُهُ ] وَ أَحَاطَ بِهِ كِتَابُهُ [عِلْمُهُ ] اللَّهُمَّ إِنِّی أُجَدِّدُ لَهُ فِی صَبِیحَةِ یَوْمِی هَذَا وَ مَا عِشْتُ مِنْ أَیَّامِی عَهْدا وَ عَقْدا وَ بَیْعَةً لَهُ فِی عُنُقِی لا أَحُولُ عَنْهَا وَ لا أَزُولُ أَبَدا اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ [وَ الْمُمْتَثِلِینَ لِأَوَامِرِهِ ] وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْهِ اللَّهُمَّ إِنْ حَالَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِكَ حَتْماً مَقْضِیّاً ،
خدایا برسان به مولاى ما امام راهنماى راه یافته، قیام كننده به فرمانت كه درودهاى خدا بر او و پدران پاكش، از جانب همه مردان و زنان مؤمن، در مشرق ها زمین و مغرب هایش، همواری ها و كوه هایش، خشكی ها و دریاهایش، و از طرف من و پدر و مادرم، از درودها به گرانى عرش خدا، و كشش كلماتش، و آنچه دانشش برشمرده، و كتابش به آن احاطه یافته، خدایا در صبح این روز و تا زندگی كنم از روزهایم، براى آن حضرت بر عهده ام، عهد و پیمان و بیعت تجدید مى كنم، كه از آن رو نگردانم، و هیچ گاه دست برندارم.
خدایا مرا، از یاران و مددكاران و دفاع كنندگان از او قرار ده، و از شتابندگان به سویش، در برآوردن خواسته هایش، و اطاعت كنندگان اوامرش، و مدافعان حضرتش، و پیش گیرندگان به جانب خواسته اش، و كشته شدگان در پیشگاهش.
خدایا اگر بین من و او مرگى كه بر بندگانت حتم و قطعى ساختى حائل شد،
فَأَخْرِجْنِی مِنْ قَبْرِی مُؤْتَزِراً كَفَنِی شَاهِراً سَیْفِی مُجَرِّداً قَنَاتِی مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدَّاعِی فِی الْحَاضِرِ وَ الْبَادِی اللَّهُمَّ أَرِنِی الطَّلْعَةَ الرَّشِیدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِیدَةَ وَ اكْحُلْ نَاظِرِی بِنَظْرَةٍ مِنِّی إِلَیْهِ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ وَ أَوْسِعْ مَنْهَجَهُ وَ اسْلُكْ بِی مَحَجَّتَهُ وَ أَنْفِذْ أَمْرَهُ وَ اشْدُدْ أَزْرَهُ وَ اعْمُرِ اللَّهُمَّ بِهِ بِلادَكَ وَ أَحْیِ بِهِ عِبَادَكَ فَإِنَّكَ قُلْتَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ فَأَظْهِرِ اللَّهُمَّ لَنَا وَلِیَّكَ وَ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّكَ الْمُسَمَّى بِاسْمِ رَسُولِكَ،
كفن پوشیده از قبر مرا بیرون آور، با شمشیر از نیام بركشیده، و نیزه برهنه، پاسخگو به دعوت آن دعوت كننده، در میان شهرنشین و بادیه نشین.
خدایا آن جمال با رشادت، و پیشانى ستوده را به من بنمایان، و با نگاهى از من به او دیده ام را سرمه بنه، و در گشایش امرش شتاب كن، و درآمدنش را آسان گردان، و راهش را وسعت بخش، و مرا به راهش درآور، و فرمانش را نافذ كن و پشتش را محكم گردان، خدایا به دست او كشورهایت را آباد كن، و بندگانت را به وسیله او زنده فرما، به درستى كه تو فرمودى، و گفته ات حق است كه: فساد در خشكى و دریا، در اثر اعمال مردم نمایان شد، خدایا ولیّت، و فرزند دختر پیامبرت كه به نام رسولت نامیده شده،
حَتَّى لا یَظْفَرَ بِشَیْ ءٍ مِنَ الْبَاطِلِ إِلا مَزَّقَهُ وَ یُحِقَّ الْحَقَّ وَ یُحَقِّقَهُ وَ اجْعَلْهُ اللَّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبَادِكَ وَ نَاصِراً لِمَنْ لا یَجِدُ لَهُ نَاصِراً غَیْرَكَ وَ مُجَدِّداً لِمَا عُطِّلَ مِنْ أَحْكَامِ كِتَابِكَ وَ مُشَیِّداً لِمَا وَرَدَ مِنْ أَعْلامِ دِینِكَ وَ سُنَنِ نَبِیِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْهُ اللَّهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِنْ بَأْسِ الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ وَ سُرَّ نَبِیَّكَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِرُؤْیَتِهِ وَ مَنْ تَبِعَهُ عَلَى دَعْوَتِهِ وَ ارْحَمِ اسْتِكَانَتَنَا بَعْدَهُ اللَّهُمَّ اكْشِفْ هَذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ وَ عَجِّلْ لَنَا ظُهُورَهُ إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیدا وَ نَرَاهُ قَرِیبا بِرَحْمَتِكَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ .
براى ما آشكار كن، تا به چیزى از باطل دست نیابد، مگر آن را از هم بپاشد، و حق را پابرجا و ثابت نماید، خدایا او را قرار ده پناه گاهى براى ستمدیدگان از بندگانت، و یاور براى كسى كه یارى براى خود جز تو نمى یابد، و تجدیدكننده آنچه از احكام كتابت تعطیل شده، و محكم كننده آنچه از نشانه هاى دینت و روش هاى پیامبرت (درود خدا بر او و خاندانش) رسیده است، و او را قرار ده، خدایا، از آنان كه از حمله متجاوزان، نگاهش دارى، خدایا پیامبرت محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) را به دیدار او، و كسانى كه بر پایه دعوتش از او پیروى كردند شاد كن، و پس از او به درماندگى ما رحم فرما، خدایا این اندوه را از این امت به حضور آن حضرت برطرف كن، و در ظهورش براى ما شتاب فرما، كه دیگران ظهورش را دور مى بینند، و ما نزدیك می بینیم، به مهربانى ات اى مهربان ترین مهربانان.
آنگاه سه بار بر ران خود دست مى زنى، و در هر مرتبه مى گویى:
الْعَجَلَ الْعَجَلَ یَا مَوْلایَ یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ



طبقه بندی: مهدویت،

تاریخ : یکشنبه 21 آذر 1395 | 06:22 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست
اثرات خواندن دعای عهد:

تجدید عهد با امام زمان(ع) پاداش و آثار ارزشمندی برای مؤمنین دارد که به سه مورد اشاره می شود:

 اول: آن که در ثواب و اجر مانند آن است که در خدمت ایشان حاضر باشی و در آنچه فرموده باشند، اطاعت و نصرت آنان را کرده باشی.

 دوم: آن که تجدید عهد موجب اثبات، کمال، اخلاص و ایمان می شود.

 سوم: آن که موجب توجه خاص و نظر آن حضرت نسبت به بنده می گردد.

 مرحوم علامه مجلسی دعای عهد را در دو کتاب خود از امام صادق (ع) نقل می کند و قبل از نقل متن دعا، فضیلتی را از آن حضرت برای خواننده ی این دعا ذکر می کند.
 « هرکس چهل صبح این عهد را بخواند از یاران قائم ما باشد و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خدا او را از قبر بیرون می آورد که خدمت آن حضرت باشد و حق تعالی به هر کلمه ی آن هزار حسنه به او کرامت فرماید، و هزار گناه او را محو کند و آن دعای عهد این است: اللهم رب النور العظیم…»

 عالمان ربانی به پیروی از این حدیث، خواندن این دعا را در سیره عبادی خود قرار داده اند و هر صبح جزء تعقیبات دائمی نماز صبح آنهاست. چنان چه حضرت امام خمینی این گونه بودند و در اواخر عمر شریفشان به یکی از نزدیکانشان مرتب می فرمودند: « صبح ها سعی کن این دعا «دعای عهد» را بخوانی چون در سرنوشت (عاقبت به خیری) دخالت دارد.»

بهترین زمان برای خواندن دعای عهد چه موقع است؟ آیا خواندن آن به مدت چهل روز پشت سر هم ضروری و واجب است؟

نتیجه این که این دعا باید صبح خوانده شود و بهترین وقت آن بعد از نماز صبح  است و صبح به لحاظ فقهی از طلوع فجر صادق تا طلوع خورشید محسوب می شود. ولی عرفاً تا یکی دو ساعت از بر آمدن آفتاب را هم شامل می شود.ظاهر روایت خواندن متوالی و پشت سر هم در چهل صباح است.خواندن این دعا اصلاً مستحب است.





طبقه بندی: مهدویت،

تاریخ : یکشنبه 21 آذر 1395 | 06:18 ب.ظ | نویسنده : خواهر کوچیکه | نوبت نظر شماست
تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.